نسخه شماره 2570 - 1389/11/23 -

 نگاهي به وضعيت تعميرگاه ها در کشور
 کشمکش بر سر تعمير خودرو 
نويسنده : کورش شرفشاهي

مي گويند اختراع زاييده احتياج است . بدين معنا که هر گاه انسان نيازي را احساس کرده يا با مشکلي روبرو بوده است، مغز خود را به کار انداخته و هر آنچه را که در طبيعت يافته است، تغييرشکل داده و با سر هم کردن آنها، يک دستگاهي را خلق کرده تا مشکلات خود را به حداقل ممکن کاهش دهد. اما مساله مهم آن است که اختراعات بشري عمر مشخصي دارند و در اثر کار کردن مستهلک شده و نياز به تعويض يا تعمير پيدا مي کنند. مساله ديگر آن است که انسان امروزي به درد استفاده از ماشين مبتلا شده و در اثر استفاده از ماشين آلات، ميزان تلاش و حرکت فيزيکي اش به کمترين حد ممکن کاهش يافته است . به  نوعي که امروزه شاهد بيماري هاي گوناگوني هستيم که انسان را به چالش کشيده و جالب اينکه همگي اين چالش ها، ريشه در استفاده از ماشين دارد.
براساس آمارهاي موجود، امروزه از هر 10 انسان شهري، هفت نفر خودروي شخصي دارند. اين در حالي است که از هر 10 روستايي تنها دو نفر خودروي شخصي دارند که منتقدان اين اختلاف معنادار را بي عدالتي و تبعيض تعريف مي کنند.
امروزه خودرو بالاترين حجم گردش مالي را در کشورها به خود اختصاص مي دهد.کارخانجات بزرگ خودروسازي، بيکاران زيادي را جذب و در رشته هاي گوناگون به کار مي گيرند.اکنون صنعت خودرو به حدي اهميت يافته که با ورشکست شدن يک کارخانه خودرو سازي، صدها هزار نفر شغل خود را از دست مي دهند و اقتصاد کشورها دچار چالش مي شود.
البته يکي از جدي ترين بحث هايي که مالکان خودروها با آن دست به گريبان هستند، خدمات پس از فروش است. امروزه هزاران فرصت شغلي در قالب مکانيک، صافکار، نقاش، باتري ساز، فروشنده لوازم يدکي و... تعريف شده و ميليون ها انسان از کنار اين صنعت دردسرساز امرار معاش مي کنند.
يکي از اين مشاغل مکانيکي است. تمام کساني که ماشين دارند، اين دل نگراني را نيز دارند که امکان دارد يک باره ماشينشان وسط خيابان خاموش شود يا آنکه صبح از خواب بيدار  شوند و پشت فرمان خودرو قرار بگيرند اما هر چقدر استارت مي زنند، ماشينشان روشن نمي شود.
در چنين شرايطي مالک خودرو هر مقام، منصب و سرمايه اي که داشته باشد، بايد نزد مکانيک برود . اگر چه خراب شدن خودرو چيز  دور از ذهني نيست،
اما مساله آن است که چگونه خودرو را تعمير کنيم؟ چه لوازمي؟ بخريم ؟ آن را از کجا تهيه کنيم و در نهايت به چه فردي اعتماد کنيم که بتواند خودرو يمان را به درستي و بدون آنکه دردسر ساز بشود ، تعمير کند. به جرات مي توان ادعا کرد که مالکان خودروها از تعميرکاران دل پرخوني دارند. مکانيک هايي که پول هاي زيادي مي گيرند، اما در تعمير خودرو ناتوان هستند و يا مکانيک هايي که يک ريال را يک تومان حساب مي کنند اما ماشين را به درستي و با دقت تعمير مي کنند در هر صورت گاهي حق مالک خودرو تضييع مي شود خواه آنکه ماشينش را نزد مکانيک با تجربه و کارآمدي ببرد و پول بالايي هم بدهد يا آنکه نزد مکانيک بي تجربه اي ببرد و کارش به نتيجه نرسد. در اين بين مالکان خودرو به دنبال مکانيک هايي مي گردند که تخصص و انصاف را با هم داشته باشند.
در اين رابطه با اقشار مختلف جامعه که با مکانيک سروکار دارند، به گفت وگو نشستيم و نظرات آنان را جويا شديم. نتيجه جالب اين است که مالک خودرو از مکانيک راضي نيست و مکانيک هم از مالک خود گلايه دارد.
داوود حبيبي يک دستگاه پيکان مدل 79 دارد و در اين رابطه مي گويد: مکانيک مثل دکتر است. دکترهايي که قدرت تشخيص و توان پزشکي بالايي دارند، در بيمارستان هاي دولتي پيدايشان نمي شود و بابت هر ويزيت مبالغ کلاني مي گيرند. اما دکترهايي که از چيزي سر در نمي آورند، در هر کوچه و پس کوچه اي يک آپارتمان اجاره کرده و براي بيماري هاي پيش پاافتاده مثل سرماخوردگي، قرص آسپرين مي نويسند.    مکانيک ها هم همين طور هستند. مکانيکي را مي شناسم که به محض آن که جلوي در مغازه اش توقف مي کنيد با شنيدن صداي موتور، ايراد ماشين را به ما مي گويد و به سرعت نيز مشکل را رفع مي کند. اما در مقابل مکانيک هايي را هم سراغ داريم که از چيزي سر در نمي آورند و فقط مي توانند لنت چرخ را تعويض کنند.
وي با ذکر خاطره اي مي گويد: موتور ماشينم دود مي کرد و براي تعمير به نزد يکي از همين مکانيک هاي گمنام بردم تا هزينه تعميرات ماشينم به حداقل ممکن کاهش يابد. البته مي دانستم که بايد موتور ماشين پياده شود اما از ميزان هزينه هايش خبر نداشتم. هنگامي که از مکانيک برآورد هزينه را خواستم به من گفت که موتور ماشين مثل هندوانه در بسته است، امکان دارد يک دست رينگ و ياتاقان عوض کنيم و با 100 هزار تومان ماشينت درست بشود، امکان هم دارد خرج اساسي داشته باشد که آن وقت500 هزار تومان خرجت مي شود.اين مکانيک به من پيشنهاد کرد که " عقل حکم مي کند اول به دنبال 500 هزار تومان بروم و هر وقت آين مبلغ را جور کردم آن وقت موتور ماشينم راباز کنم.
وي با اعلام اينکه به مکانيک جماعت نمي شود اعتماد کرد گفت: اگر ماشين با يک آچارکشي کوچک راه بيفتد و مکانيک هم از اين مساله خبر داشته باشد، آن کار را در جلوي چشم مالک خودرو انجام نمي دهد بلکه مي گويد ماشينت را بگذار و عصر بيا تحويل بگير!حبيبي در پاسخ به اين که چرا ماشينش را عوض نمي کند وخودروي جديد نمي گيرد گفت: يک چرخ اين پيکان را به 100 تا از اين خودروهاي جديد نمي دهم. اگر اين ماشين در خيابان يا بيابان گير کرد، خودم تا حدودي سر درمي آورم و مي توانم عيبش را رفع کنم، اما خودروهاي جديد صدجور دنگ و فنگ دارد و براي عوض کردن يک لنت ساده، بايد پيش مکانيک بروم و التماس کنم.
وي با تاکيد بر اينکه دادن پول بابت تعمير، زياد مهم نيست مي گويد: مشکل ما بر سر آن است که مکانيک ها آدم را سرگردان  مي کنند. يک هفته قبل از آن که ماشين را پيش مکانيک ببرم، از او مي پرسم که چه روزي وقت دارد و قبل از رفتن به مکانيکي، يک تماس تلفني هم مي گيرم.تازه صبح زود هم مي روم تا قبل از من شخص ديگري وارد مکانيکي نشده باشد. اما تا بعدازظهر سرگردان مي شوم.  زيرا در بين کار ماشين من، مکانيک ماشين هاي ديگر را نيز تعمير مي کند. به قول خودشان، به هر ماشيني يک آچار مي اندازد تا همه آنها را زمين گير کند و بعد سر فرصت هر کدام آن ها را تعمير مي کند.
محمد فلاح يکي ديگر از رانندگان خودرو است که به عملکرد مکانيک ها انتقاد دارد. او مي گويد: مکانيک ها دو جور هستند،مکانيک بالا شهري و مکانيک پايين شهري داريم که هر کدام براي خودشان يک نرخي دارند. اما خدا نکند که ماشين تان بالاي شهر خراب شود، آنگاه بايد فرش زير پايتان را بفروشيد تادستمزد مکانيک بالا شهري را بدهيد.
وي با يادآوري خاطره اي مي گويد: ماشينم حوالي ميدان ونک خراب شد.
درنتيجه ماشين را به گوشه اي هدايت کردم و پس از پرس وجو ، آدرس يک مکانيکي را گرفته و به سراغ مکانيک رفتم و از او خواستم که براي تعمير ماشين، با من بيايد. آن مکانيک از من خواست که ماشينم را بکسل کنم و تا مکانيکي ببرم. اما من اصرار کردم که او تا پيش ماشين بيايد. به هرحال  اصرار من کارساز شد و مکانيک را با خودم پيش ماشين بردم. پس از آنکه مکانيک  قدري با ماشين ور رفت، بالاخره ماشين را روشن کرد. موقع حساب و کتاب رسيده بود که من از جناب مکانيک پرسيدم هزينه ما چقدر مي شود؟
ايشان نيز پاسخ  دادند که قابلي ندارد. در نهايت 50 هزار تومان از من مطالبه کرد. من که تعجب کرده بودم، گفتم که بابت 20 دقيقه  کار 50 هزار تومان مي خواهيد؟ کجاي اين کار انصاف است ؟ مکانيک که گويا گوشش از حرف هاي من و امثال من پر بود، پاسخ داد اول اينکه من پول تخصص و تجربه ام را مي گيرم، از طرف ديگر شما که ماشين را به در مغازه نياورديد، مرا به پيش ماشين برديد. در همين مدت که مغازه من بسته بود امکان داشت يک مشتري 100 هزار توماني مراجعه کرده باشد و چون من در مغازه نبودم، به سراغ مکانيک ديگري رفته باشد.
اگرچه براي تعمير ماشين 20 دقيقه وقت برده بود اما بيش از نيم ساعت بود که براي تخفيف، جر و بحث مي کرديم. در همان حال به مکانيک گفتم ، همين مدتي که با من جر و بحث مي کنيد اگر در مغازه ات بودي شايد يکي از همان مشتري هاي 100 هزار توماني به تو مراجعه مي کرد ! اما مکانيک قانع نشد و پاسخ داد که من از حقم نمي گذرم و تا وقتي که حقم را از تو نگيرم، از اينجا تکان نمي خورم.
وي گفت: ازآنجاکه به اندازه کافي پول نداشتم، ماشين را تا مقابل مغازه مکانيک بردم و آنجا پارک کرده و رفتم پول آوردم تا بتوانم ماشينم را ببرم.
فلاح گفت: ماشين را که تحويل گرفتم، يک راست  پيش مکانيک هميشگي بردم و هنگامي که ماجرا را برايش تعريف کردم، به دقت موتور را بررسي کرد و به من توضيح داد که وقتي مکانيک هيچ قطعه اي را عوض نکرده است، دليلي ندارد که اين قدر اجرت بگيرد.
مهدي عباسي يک دستگاه خودرو پژو دارد و مي گويد: يک شب که از محيط کارم بيرون آمدم، هرکاري که کردم، ماشين روشن نشده در نتيجه آنرا هل دادم و داخل پارکينگ گذاشتم. صبح روز بعد مکانيک را بالاي سر ماشين آوردم اما درست نشد و به ناچار خودرو را تا مغازه مکانيکي بردم. ابتدا مکانيک تسمه تايم ماشين را عوض کرد و ماشين روشن نشد در نتيجه قرار شد ماشين را سر فرصت تعمير کند و به من تحويل بدهد.مکانيک دليل خراب شدن ماشين را هل دادن آن اعلام کرد و از من پرسيد که چرا روي دنده، استارت زدي؟ اين ماشينها با پيکان فرق دارد و نبايد استارت مي زدي؟ بلکه هر وقت خراب شد بايد آنرا به مکانيک بسپاريد. در نتيجه همين هل دادن باعث شده تا موتور ماشين خراب شود.
وي با اعلام اينکه تعمير ماشين 350 هزار تومان برايش هزينه داشته است گفت:مکانيک يک ليست بلند بالايي به دست من داد که در آن قطعاتي که خريده بود و نيز اجرت خودش را در آن آورده بود و در توجيه دستمزد بالايي که در فاکتور منظور کرده بود ، توضيح داد که موتور ماشين را پياده کرده است و من هم که از فن مکانيکي اطلاعات زيادي نداشتم 350 هزار تومان را پرداخت کردم.
عباسي افزود: هنگامي که ماشينم  را مي فروختم، خريدار که آدم باتجربه اي بود پس از آنکه همه جاي ماشين را به دقت بررسي کرد به من گفت که تاکنون موتور باز نشده است.
وي با تاکيد بر اينکه از بابت اينکه موتور ماشينم باز نشده است خوشحال شدم گفت: اگر چه باز نشدن موتور ماشين يک امتياز محسوب مي شود و در هنگام فروش بر قيمت اثر مثبت گذاشت اما از اين بابت که مکانيک به من دروغ گفته و با ابزار دروغ پول زيادي از من گرفته است بسيار ناراحت شدم.
عباسي در پاسخ به اين که چرا به اتحاديه مربوطه شکايت نکرده است گفت: نه وقت دارم و نه حال و حوصله پيگيري را دارم. اما نمي دانم چرا دنيا اين طوري شده است؟ به عقيده من اين پول ها خوردن ندارد و تاثيرات بدي برتربيت و زندگي انسان ها مي گذارد. هنگامي که مکانيک دستمزد ناحق گرفته و من از پرداخت آن رضايت ندارم، قطعا تبعات بعدي براي زندگي آن مکانيک خواهد داشت.
براي آنکه يک تنه به قاضي نرفته باشيم به سراغ يکي از مکانيک ها رفتيم تا نظرات آنان را نيز جويا شويم. محمد غفاري با اعلام اين که حدود 15 سال ا ست کار مکانيکي مي کند گفت: پشت ميز که نمي نشينيم! از صبح تا شب دست هايمان توي روغن و بنزين است و هنگامي که به خانه مي رويم، لباس هاي مان بوي گازوييل و بنزين مي دهد. باور کنيد که  شغل ما راحت و آسان نيست.
از طرف ديگر کلي بدبختي کشيده ام تا مکانيکي را ياد بگيرم. من از شاگردي شروع کردم و دستمزد بسيار پايين گرفتم تا اوستا کار شدم، بنابراين تخصص و تجربه اي که به دست آورده ام، به اين مفتي ها نبوده است.
وي مي گويد: فردي که قيمت ماشينش 10 ميليون تومان است هزينه تعميرش 100 هزار تومان کمتر نمي شود اما نمي دانم چرا مردم براي پرداخت دستمزد به اقشار زحمت کش مثل مکانيک و راننده زورشان مي آيد.
پرتقال 700 توماني را هزار و پانصد تومان مي خرند و چيزي هم نمي گويند.
به رستوران که مي روند هزار تومان انعام مي دهند، اما بر سر دستمزدمکانيک هزار جور چانه مي زنند تا 500 تومان از دستمزد را کم کنند.
غفاري  با اعلام اينکه دستمزد مکانيک را اتحاديه تعريف و تعيين مي کندگفت: مکانيک ها اتحاديه دارند و اتحاديه هزينه تمام تعميرات را به ريز تعريف و تعيين کرده است. بنابراين اگر هر يک از مالکان خودروها نسبت به تعمير خودرويشان اعتراض دارند، مي توانند به اتحاديه مراجعه کرده و براي تعيين ميزان هزينه ها کارشناس بخواهند.
وي در پاسخ به اين که چرا مردم نسبت به عملکرد مکانيک ها معترض هستند مي گويد: مشکل ما يکي دو تا نيست. مشکل اصلي مکانيک، ساخت قطعات نامربوط است. همين الان شما اگر بخواهيد قطعه اي را بخريد با 100 آرم و با هزار جور کيفيت توليد مي شود.
اين مکانيک با سابقه تاکيد مي کند فردي که خودرويش را براي تعمير آورده است، بايد لوازم مرغوب بخرد تا ماشينش در آينده درست کار کند. اما دائم به ما مي گويند "پول ندارم" و در نتيجه قطعات نامرغوب و بي کيفيت را خودشان خريداري مي کنند. ما هم که مي دانيم اين قطعه مکانيکي بي کيفيت و نامرغوب است و در عرض مدت کوتاهي دوباره خراب مي شود، اين موارد را به مالک خودرو منعکس مي کنيم اما صاحب خودرو اعلام مي کند که هر اتفاقي افتاد قبول دارد و اين در حالي است که هنگامي که پس از اينکه يک هفته بعد ماشينش دوباره خراب شد، عليه مکانيک صحبت مي کند و به مکانيک نسبت هاي ناروا مي دهد .
وي کشوي ميزش را باز مي کند و تعدادي گواهي نامه و کارت ماشين بيرون مي آورد و مي گويد: براي همه اين افراد ماشين را تعمير کردم اما گفته اند که پول ندارند و مدارک شان را گرو گذاشته اند تا بروند، پول تهيه کنند و بياورند اما ديگر از آنها خبري نشده است.
غفاري که بر روي هر يک از کارتها مبلغي را نوشته است مي گويد : صاحب اين گواهي نامه به اندازه 50 هزار تومان پول نداشته و گواهي نامه اش را گرو گذاشته تا برود پول بياورد، اما من گمان مي کنم که قيد مدارکشان را زده است. با يکي از همين افرادي که کارت ماشينش را نزد من امانت گذاشته بود تا 50 هزار تومان برايم بياورد تماس گرفتم. اما آن فرد پاسخ داد که 30 هزار تومان بيشتر نمي دهد و هنگامي که من اصرار کردم، چنين جوابم را داد که گواهينامه مال تو باشد ، فردا مي روم و المثني مي گيرم.
وي از مخارج مغازه خبر مي دهد و مي گويد: بيمه، ماليات، دستمزد کارگر، هزينه آب و برق و گاز و صد جور خرجي ديگر در مغازه داريم، اين ها را که نبايد از جيب بدهم.
اين مکانيک با سابقه با اظهار تاسف از جملاتي که مردم عليه مکانيک ها مي گويند گفت: آن کسي که به کار من اعتراض مي کند، اول شغل خودش را بگويد تا من ثابت کنم که او نيز در کارش کارشکني هاي بسياري کرده است. اگرکارمند اداره است به او ثابت مي کنم که چه بلايي بر سر ارباب رجوع مي آورد و اينکه چه پول هايي را به صورت غيرقانوني براي سرعت دادن به کارها از مردم دريافت مي کند. بنابراين هر کسي در کار خودش اما  و اگرهايي دارد.
در اين رابطه به سراغ يکي از فروشندگان لوازم يدکي خودرو رفتيم تا در مورد کيفيت لوازم يدکي از وي سال کنيم. علي يزدي با پذيرفتن اينکه درحال حاضر انواع و اقسام مختلف لوازم يدکي در بازار وجود دارد مي گويد:
هيچ يک از اين لوازم يدکي کيفيت لازم را ندارد و اگر قرار باشد کالاي با کيفيت به دست مشتري بدهيم ، بايد پول خوبي در مقابل آن دريافت کنيم و متاسفانه امروزه مشتري هاي ما به دنبال آن هستند که پول کمتري بدهند. در نتيجه بايد قبول کنيم که بايد کالاي بي کيفيتي بخرند.
وي با نشان دادن انبوهي از لوازم يدکي برگشت خورده گفت: اين لوازم را به مشتري ها داده ايم و آنها نيز لوازم را روي خودرو نصب کرده اند اما کار نکرده و برگشت داده شده است.
اين فروشنده لوازم يدکي با انتقاد از اينکه توليد کنندگان لوازم يدکي بين مشتري، مکانيک و فروشنده لوازم اختلاف انداخته اند گفت: مشتري دلش مي خواهد جنس ارزان بخرد، ما هم مي خواهيم جنس را بفروشيم، اما مشکل مکانيک ها هستند. زيرا اگر يک بار لوازم را بر روي خودرو نصب کنند و درست کار کند، دستمزدش را مي گيرد و مشتري هم مي رود اما وقتي لوازم يدکي مرغوب نيست، مکانيک بايد چندين بار قطعه را بر روي خودرو نصب کند تا اينکه يکي از آنها جواب بدهد.وي با اعلام اينکه بارها مکانيک ها با فروشندگان لوازم يدکي درگير مي شوند گفت: مکانيک قطعه را آورده و از ما گلايه دارد که چرا قطعه بي کيفيت ميآوريم. اما تقصير با ما نيست. زيرا نمي دانيم که کدام توليد کننده جنس مرغوب توليد مي کند. يزدي با تاکيد بر اينکه برخي از قطعات با يک نام مخصوصي مشهور مي شوند گفت: خدا نکند که يک نامي معروف بشود، آنگاه مکانيک به مشتري مي گويد: فلان قطعه را با فلان مارک بخر و غير از آن قطعه ديگري را قبول ندارد. در نتيجه مشتري بيچاره به دنبال يک قطعه با يک نام به خصوص بايد تمام لوازم يدکي ها را بگردد. وي از نبود استاندارد در لوازم يدکي ها انتقاد کرده و مي گويد: امروزه انواع و اقسام قطعات توليد مي شود اما بسياري از آنها کيفيت ندارند و مهر اداره استاندارد نيز بر روي آنها نيست، در نتيجه ما مي مانيم و کالاهايي که نمي دانيم آيا کيفيت دارند يا ندارند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان