نسخه شماره 2524 - 1389/09/27 -

 چرا مردم در طرح هدفمندکردن يارانه ها احتياط مي کنند نه انتخاب؟! 
نويسنده : ميرزا بابا مطهري نژاد

يک ماه قبل اعلا م شد که رئيس  جمهور در رابطه با طرح هدفمند کردن يارانه ها با مردم سخن مي گويد، رئيس جمهور در يک برنامه تلويزيوني با مردم سخن گفت اما در رابطه با هدفمند کردن يارانه ها در پاسخ سوال مجري که پرسيد طرح از کي اجرا مي شود؟ گفت:من هم منتظرم تا زمان اجرا اعلا م شود. امشب هم قرار است رئيس جمهور با مردم سخن بگويد وهمه احتمال مي دهند آغاز اجراي طرح را اعلا م کنند. بايد منتظر بود تا خورشيد عالم تاب غروب کند و ببينيم از پس تاريکي طبيعت از جعبه جادويي تلويزيون چه برخواهد آمد؟!
اين قلم بارها به اين نکته اشاره داشته است که نفس حذف يارانه ها از زندگي مردم مثبت و راه حل پيشرفت و رشد جامعه و زندگي است.
به عبارت ديگر يک جهش در زندگي اجتماعي، سياسي، فرهنگي جامعه است و بن بست توسعه نيافتگي را بازخواهد کرد، اما فرآيند اين حرکت فوق العاده مهم است و مجريان طرح بايد از مدتها قبل جامعه را از پيامدهاي آن آگاه مي کردند; از شرايط و ديدگاه هاي جامعه براي ورود به اين طرح آگاه مي شدند و بايد اطلا عاتي اقناعي براي تغيير ذائقه ها و رفتارها توزيع و تبيين مي شد و بالا خره بايد اعتماد عمومي را به عنوان يک سرمايه اجتماعي با روش هاي مدني نسبت به طرح و مجريان آن افزايش مي دادند. آگاهان و نخبگان اجتماعي مي دانند که اعتماد بر سه نوع است; 1- اعتماد خصيصه محور که به پيشينه اجتماعي يا فرهنگي پيوند دارد.
2- اعتماد فرآيند محور که به مبادلا ت گذشته و حال ارتباط دارد. 3- اعتماد مبتني بر نهاد که به اشکال تاييد يا محدوديت هاي قانوني مرتبط است. حقيقت اين است که در جامعه ما (به دلا يلي که نمي خواهم فعلا  به آن ورود  کنم واتفاقا يکي از موانع بزرگ توسعه به حساب ميآيد) عامه مردم به دولت ها، هر که باشد و در هر زمان، اعتماد خصيصه محور دارند تا آنجا که اين اعتماد آنها را گرفتار کند، آنگاه فروريختن ناگهاني اعتماد را برمي گزيند و روز از نو روزي ازنو! به دليل همين خصيصه فرهنگي است که دولتها انتقاد را بر نمي تابند.  اعتماد فرآيند محور، اعتمادي است که حاصل گره خوردن دولتها (منظور بخش اجرايي کشور) با نظام حاکم بر جامعه است; طي يک فرايند حساب شده اين مسير را مي گشايند تا به عامه مردم بباورانند که مخالفت و سوال از آنها به منزله مخالفت و سوال ازنظام است و... و اصلا حات واقعي به معناي رها شدن جامعه از چنين فرآيندي است. در اينجا نمي خواهم به تحليل اين دو رويکرد از اعتماد بپردازم که گرچه واقعيت اند اما فعلا  مورد نظر من نيست. سومين نوع اعتماد، اعتماد مبتني بر نهاد است که به اشکال تاييد يا محدوديت هاي قانوني مرتبط است و در سايه تقويت نهادهاي مدني و اطلا ع رساني مبتني بر نظام و سيستم اطلا ع رساني حاصل مي شود. در جوامع مدرن و پيشرفته، گذاري وجود داشته از اعتماد مبتني بر خصيصه فردي به اعتماد مبتني بر فرآيند و تجربه و سپس به اعتماد مبتني بر نهاد، که از عموميت بيشتري برخوردار است. اعتماد نوع سوم حرکتي است از روابط اعتماد آميز به روابط اطمينان بخش و راهي است که ارزش مدني اعتماد را به ارزش عيني و عمومي اطمينان تبديل مي کند و همين مفاهيم است که به عنوان شاخص هاي تغيير اجتماعي تعبير مي شوند.
در اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها که يکي از هفت گام اساسي طرح تحول اقتصادي است، جامعه به اطمينان بيشتر به افراد و نهادهايي که مخاطرات را برايشان مديريت کنند، نيازمند است و اين امر مهم مستلزم توليد حجم وسيع اطلا عات است و متخصصاني که اطلا عات را تفسير کنند(ونه تحليل). پرواضح است که بين  تحليل و تفسير دره اي به عمق  يک تاريخ است که ما آن را تاريخ  عقب ماندگي مي ناميم. تحليل يعني واقعيت هاي مختلف را در کنار ذهنيت هاي فردي و گروهي قرار دهيم و نتيجه اي بگيريم  که تحقق آن هزار اما و اگر و آيا  دارد.  اما تفسير يعني ذهنيت ها را بر  واقعيت ها تحميل نمي کنيم و از ارتباط منطقي بين واقعيت ها به واقعيت هاي محتمل مي رسيم.
نوع پاسخ  به  پرسش ها و مقدرات  در  تحليل و تفسير متفاوت است. جامعه را با تحليل  و در خلا » اطلا عاتي  و فقدان نظام اطلا ع رساني مي توان به مخاطره انداخت. کابوس مخاطره  از اعتماد و اطمينان مي کاهد و در چنين  شرايطي ناهنجاري هاي رفتاري مثل ذخيره کردن ها، انبار کردن ها، عرضه نکردن ها و پنهان کاري بروز مي کند. راه حل، پنهان کردن اطلا عات نيست، جامعه را  با تحليل حفظ کردن نيست، برعکس ارائه اطلا عات وسيع و تفسير آن ها و تصوير واقعيت پيش رو و آماده ساختن جامعه  براي مواجهه با آن و در نتيجه بالا  رفتن  اعتماد  و اطمينان  راه حل است. البته  که اين مهم به سادگي تحليلي کار کردن حاصل نخواهد شد و در عوض به سادگي آن هم فرو نخواهد ريخت. در جامعه اي که نگران بروز  مخاطره است، مردم  احتياط مي کنند، نه انتخاب، چون اطلا عات دريافت  شده ناقص يا غيرقابل درک است و تنها توانايي احتياط  را براي آنها باقي مي گذارد  و اگر هم به دلا يل خصيصه اي و فرآيندي  که ذکر کردم اعتماد کنند، اعتماد با احتياط است نه انتخاب. از ابتداي طرح هدفمند کردن يارانه ها تا کنون فرصت کافي را داشتيم  تا جامعه را به يک انتخاب برسانيم، اين فرصت را به واسطه  گرفتار آمدن  مجريان به تحليل  و ذهنيت هاي دور از واقعيت  از دست  داديم و احتمالا  اکنون هم دولت بر آن است که يارانه شش ماهه را در سه ماه باقيمانده سال به جامعه تزريق کند تا هم بر اعتماد جامعه بيفزايد و هم بودجه سال آينده مربوط به طرح را مصوب کند و اين همان اعتماد فرآيندي است که بايد از آن گذر مي کرديم  و باز هم جامعه به انتخاب نخواهد رسيد  و راه احتياط را خواهد پيمود، تا جامعه  به اعتماد و اطمينان  نرسد، انتخاب نخواهد کرد. به زودي بحث  بودجه سال آينده در مجلس مطرح خواهد شد و چالش  هزينه شدن يارانه هاي نقدي شش ماهه در سه ماه با فرض اجرايي شدن طرح در سه ماه آخر سال  به احتياط ها خواهد  افزود و نه به اعتمادها. نکته آخر  که تاييدي است بر نوشته تفسيري ام، توجه به ظرفيت اطلا ع رساني نخبگان مذهبي در دهه اول محرم است. با همکاري دوستان و دانشجويانم بيش از چهارصد منبر عمده کشور را رصد کردم، حتي يک مورد اشاره به طرح هدفمندکردن يارانه ها و ايجاد آمادگي مردم براي مواجهه و انتخاب آن را نديدم و اين يعني احتياط! به ويژه اگر توجه کنيم  که اين طرح به دنبال يک تغيير اجتماعي است و کارگزاران تغيير، نخبگان يا جريان هاي اجتماعي هستند و در جامعه  ما نخبگان مذهبي نقشي برجسته  در تغييرات اجتماعي  صد سال اخير  داشته اند و احتياط آنها هشداري  است که مجري طرح راه را خوب نرفته است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان