نسخه شماره 2520 - 1389/09/20 -

 نگاهي به نمايش ح دو چشم
 صعود و نزول يک طنز 
نويسنده : سارا سالک

نمايش ح دو چشم کاري از گروه تئاتر ماني است.اين نمايشنامه که نوشته مشترک سيروس همتي و تقي همتي نيا (براساس طرحي از سيروس همتي) وکارگرداني سيروس همتي است، به تازگي در جشنواره تئاتر حقيقت به اجرا در آمده بود و حالا توانسته با تعدادي اجراي محدود از تاريخ سي آبان ماه در سالن سايه مجموعه تئاتر شهر بروي صحنه برود که البته بخاطر محدوديت زماني ، با دو اجراي پشت سرهم در روز(اجراي اول30:17.) اجراي دوم45:18بروي صحنه رفت. در اين نمايش علي يعقوب زاده، اتابک نادري، ناديا فرجي، سپيده پهلوان زاده، سيروس همتي، روح ا... کماني، مرتضي آقا حسيني، محمود عمو، محسن بالسيني و کورش زارعي ايفاي نقش مي کنند.
داستان از اين قرار است که استاد خليل خطاط به دليل پيري و لرزش دست از  خطاطي کناره گرفته و حالا پسرش کار او را ادامه مي دهد و با خط خوش پارچه نويسي مي کند (ضمن اينکه استاد دانشگاه هم هست).اما مدتي است که او ديگر نمي تواند بعضي از کلمات را مطابق املاي معمولشان بنويسد.مثلا کلمه حقيقت را هميشه هقيقت مي نويسد و ح را در هر کجاي جمله که باشد ه دو چشم مي نويسد... خلاصه موضوع آنقدر جدي مي شود که او را نزد روانپزشک مي برند و ادامه ماجرا...در صحنه هاي بعد با داستانک هاي متفاوتي روبرو هستيم. اپيزود هاي متفاوتي که همواره شخصيت اصلي در آنها حضور دارد و نظاره گر حقيقت در موقعيت هاي مختلف زندگي است و در مجموع همه  اين صحنه ها، نمايشنامه مي خواهد اين پيام را انتقال دهد که: در پس هر اتفاقي حقيقتي نهفته  که براي ديدنش دو چشم باز مي خواهيم که آنهم چشم دل است نه چشم سر...
وارد سالن سايه که مي شدي کارگردان از همان ابتدا به مدد موسيقي، آدرس و نشاني نمايش را به تماشاگرانش مي داد  و تماشگر از حال و هواي ايجاد شده بوسيله موسيقي مي فهميد که با يک کار طنز روبه روست. نمايش با طنز کلامي بسيار خوب ودلنشين آغاز شد.اين دلنشيني در دو صحنه بعد، يعني صحنه مطب روانپزشک وخانه استاد خليل همچنان ادامه داشت. اما در صحنه هاي بعدي جاذبه خود را کم کم از دست داد و دليلش هم تا حدودي مربوط به ضعف متن نمايشنامه و مضمون صحنه ها و داستانهاي بعدي  بود.  در طراحي صحنه در يکي دو صحنه بجاي دکور از تصوير استفاده شده بود مثل صحنه انتشارات که براي القاي فضاي انتشارات تصوير کتابها بروي پرده افتاده بود وهمچنين تصوير دريا در صحنه ديگر که اين درواقع تمهيدي است از طرف کارگردانان براي پر کردن يک صحنه خالي! بجز اينها در صحنه چند نيمکت سپيد هم ديده مي شد و از آنجا که تم اصلي نمايشنامه حقيقت بود شايد کارگردان مي خواسته به عنوان نماد و نشانه از آن استفاده کند، که اين البته ساده ترين و دم دستي ترين کار ممکن است که به ذهن هر کسي خطور مي کند.
در مورد محتوي صحنه ها مثلا همان صحنه انتشارات، همه قبول داريم و نمي توانيم انکار کنيم که برخي مسائل در جامعه ابزاري براي رسيدن بعضي ها به مقاصد سياسي، مادي يا هر چيز ديگريست و اين نه مختص جامعه ما بلکه همه جوامع است و ازآن هم گريزي نيست.طنز پردازان در همه دوران ودر همه حوزه ها (ادبيات، سينما، تئاتر...) تنها کساني هستند که با طنازي تيغ تيز نقد را زير گلوي هر نوع مسئله اجتماعي- سياسي و... مي گذارند. مسائلي که شايد در حالت عادي نتوان در   مورد آن براحتي سخن گفت يا نقد نوشت.
در مورد محتوي صحنه انتشارات هم که در اينجا نمي خواهم به چند وچون آن بپردازم بايد بگويم که به واقع دوره خيلي از حرف ها ديگر گذشته  است. بعضي مسائل در جامعه اينقدر ابزار و وسيله  مقاصد ديگر شده  که عنوان کردنشان  ديگر لوث و دمده شده .زيرا امروزه تماشگران تئاتر داراي هوش اجتماعي و سياسي بالايي هستند و نيشتر زدن به يک موضوع کهنه که سالها تکرار مکررات شده نه تنها جالب نيست بلکه گفتن يا نگفتنش ديگر تاثيري ندارد. حتي اگر در قالب طنز باشد و شوخي با آن هم ديگر تماشاگران را به لحاظ رواني تخليه نمي کند. مسائل مهمتر و حياتي تري در جامعه وجود دارند که وظيفه هنرمندان است که به آنها بپردازند. مسائلي که شايد جز با زبان هنر نتوان از آنها سخن به ميان آورد.
امروز يکي از مسائل تئاتر کشور ما اين است که متاسفانه بعضي از ما مي خواهيم هم کارگردان باشيم هم بازيگر باشيم و هم نمايشنامه نويس...! بگذاريم نمايشنامه نويس کار خودش را بکند، کارگردان به کار خودش مسلط باشد و بازيگر هم وظيفه خودش را انجام دهد. شايد اگر تنها در يکي از اينها بتوانيم متخصص شويم بازدهي کارمان هم براي خودمان هم براي تماشاگران مفيد به فايده تر باشد. در پايان براي اعضاي گروه تئاتر ماني آرزوي موفقيت داريم. به اميد ديدن دوباره آنها بروي صحنه هاي تئاتر کشورمان.


نسخه چاپي ارسال به دوستان