نسخه شماره 2515 - 1389/09/14 -

 مرتضي الويري:
 امام(ره) اجازه تضعيف مجلس را نمي داد 

مرتضي الويري از جمله فعالان سياسي است که به واسطه دوران مبارزه و زندان پيش از انقلاب مورد توجه و احترام است. او در سال 1346 براي تحصيل در رشته مهندسي برق وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و به انجمن اسلامي دانشجويان پيوست سپس موسس و عضو شاخص گروه فلاح شد که به مبارزه سياسي عليه حکومت پهلوي مي پرداخت. پس از انقلاب اسلامي اين گروه به همراه 6 گروه ديگر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را تشکيل دادند و الويري به نمايندگي از گروه فلاح در شوراي مرکزي اين سازمان عضويت داشت. وي نماينده سه دوره اول مجلس شوراي اسلامي در دوران حيات حضرت امام(ره)، رييس سازمان مناطق آزاد تجاري، شهردار تهران و سفير ايران در اسپانيا بوده است .سايت جماران گفتگويي را با وي انجام داده است که در ادامه ميآيد:
با پيروزي انقلاب اسلامي اولين بحثي که درگرفت بحث بر سر ساختار نظام جديد انقلابي بود که با اصرار حضرت امام (ره)، شکل فعلي بر مبناي جمهوريت و راي مردم شکل گرفت; علت اصرار امام بر اين شيوه حکومت چه بود؟
در آغاز انقلاب اسلامي بسياري از انقلابيون که در جريان مبارزات اسلامي بودند ذهن شان تشکيل حکومت اسلامي بود. حکومت اسلامي هم به اين ترتيب که ما فکر مي کرديم کسي که رهبري سيستم و نظام اسلامي را بر عهده مي گيرد حتما با شرايط کاملا آزادي به رهبري و زعامت مي رسد و بنابراين مورد نظارت دائمي مردم است. اما شيوه اي که از سوي حضرت امام مطرح شد، سعي داشت که نظارت مردمي را در قدم اول نهادينه کند; به عبارت ديگر تشکيل جمهوري اسلامي و وجود عنصر جمهوريت در داخل آن اين تفکر را در همان قدم اول به ذهن متبادر مي کند که اين نظام ولو اينکه عنوان اش اسلامي است ولي اگر جمهوريت وتکيه به راي مردم را  در بطن خود نداشته باشد فاقد مشروعيت است. با توجه به موافقتي که حضرت امام با پيش نويس اوليه قانون اساسي کردند چنين بر مي آيد که امام سيستم حکومتي را يک مقوله عرفي مي دانستند که متناسب با شرايط تغيير مي کند ، اما اين مقوله عرفي بايد دو ويژگي داشته باشد. يکي اينکه بر آمده از آراي مردم باشد و ديگر اينکه با ارزش هاي اسلامي سازگار باشد.
حضرت امام (ره) به طور خاص براي مجلس جايگاه ويژه اي قائل هستند و آن را در راس امور قلمداد مي کنند در حالي که چنين تعبيري درباره ساير نهادهاي نظام جمهوري اسلامي وجود ندارد، آيا قانون اساسي نيز همين جايگاه را براي مجلس شوراي اسلامي قائل است؟
حضرت امام (ره) در مقاطع مختلفي جايگاه مجلس را مورد تاکيد ويژه قرار دادند. مورد شاخص آن همان جمله کوتاه و ماندگار ايشان است که "مجلس در راس امور است" مي شود گفت ساده ترين، کوتاه ترين و گوياترين جمله اي است که مي توان جايگاه مجلس را به وسيله آن تعريف کرد; ولي از آن گذشته تصميمات کليدي که امام به مجلس ارجاع مي دادند نشانگر اين است که چقدر براي مجلس ارزش قائل بودند و جايگاه آن را برجسته مي ديدند; به عنوان نمونه اختلافاتي که مجلس اول با آقاي بني صدر به عنوان رئيس جمهور پيدا کرد، در تمام آن موارد، حل اختلاف ها به نحوي صورت مي گرفت که جايگاه مجلس هميشه تثبيت شده بود و به عبارت ديگر امام به نحوي موضع گيري مي کردند که در نهايت ملاک تصميم گيري را مجلس قرار بدهند.
از اين موارد خيلي زياد مي توان مثال زد که حضرت امام حتي وقتي که مجلس مقابل نظر ايشان بود به نظر مجلس و نمايندگان مجلس احترام مي گذاشتند  و اجازه تضعيف مجلس را نمي داد. در مورد راي اعتماد مجلس به دور دوم نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي مي توان اين مورد را مشاهده کرد. در آن مقطع 99 نفر از نمايندگان مجلس بر خلاف نظر امام به ميرحسين موسوي راي منفي دادند. ما به عنوان افرادي که طرفدار حضرت امام بوديم اين کار نمايندگان را يک کار خلاف نظر رهبري و مغاير با شاخصه هاي جمهوري اسلامي تعبير مي کرديم. اما در ملاقاتي که با حضرت امام صورت گرفت امام عمل 99 نفر را که برخلاف نظر او راي داده بودند برمبناي تشخيص افراد بر شمردند و ذکر کردند که اينها به وظيفه قانوني شان عمل کرده اند. اين رويداد مي تواند يک شاخص مهمي براي ما باشد که حتي در مواردي که امام نظر ديگري داشتند وقتي که نمايندگان مغاير آن نظر عمل مي کنند اين نظر را مورد تمجيد و تحسين قرار مي دهد. امام در اين مورد به هيچ وجه نگفت که من حکم مي کنم گفت نظرم اين است و به عبارت ديگر با اين موضع گيري امام قصد داشتند بگويند که نمايندگان مجلس بايد به تکليف قانوني خودشان عمل بکنند و نظر من خميني هرگز نمي تواند نافي ديدگاه ها و نظرات کارشناسي نمايندگان مجلس باشد. نتيجه اي که من مي خواهم بگيرم اين است که اولا از نظر امام خميني مجلس جايگاه والايي دارد و از نظر قانون اساسي نيز اين مطلب در اصول مختلف آن ديده مي شود. به موجب قانون اساسي مجلس مي تواند رئيس جمهور را که با راي مردم انتخاب شده است از کار برکنار بکند و راي عدم کفايت سياسي بدهد; مجلس مي تواند کابينه و اعضاي هيات وزرا را روي کار بياورد و يا آنها را استيضاح و برکنار کند; مجلس جايگاه قانونگذاري دارد و مي تواند تمام تصميمات کليدي را بگيرد; مجلس حق تحقيق و تفحص درکليه امور کشور را دارد; مجلس به موجب اصل 90 قانون اساسي مرجع رسيدگي به شکايت ها از سه قوه هست  بنابراين في الواقع قانون اساسي ما يک قانون اساسي پارلمانتاريستي و مبتني و متکي بر پارلمان است.
يکي ديگر از فرمايشات امام در رابطه با مجلس اين است که مي فرمايند عدم تبعيت از مجلس و قانون موجب ديکتاتوري مي شود; ديدگاه شما در اين رابطه چيست؟
ببينيد ديکتاتوري و انحصار گرايي دقيقا از جايي ناشي مي شود که يک فرد بخواهد تمامي قدرت را در دست بگيرد واجازه ظهور افکار ديگر را ندهد. اين حرکت در يک يا چند نفر معدود امکان حدوث و وجود جدي پيدا مي کند، اما اينکه يک مرتبه در يک جمع گسترده 300 نفره که با راي مردم هم انتخاب مي شوند; خوي ديکتاتوري تجلي پيدا کند بسيار ضعيف است. بنابراين وقتي که امام روي مجلس تکيه مي کنند في الواقع بهترين راه مقابله با انحصار گرايي و ديکتاتوري هست.
چگونه مجلس و چگونه نماينده اي مي تواند اين جايگاه را که در راس امور باشد، کسب کند؟
اولين شاخص براي اين که مجلس بتواند کار خودش را انجام بدهد و در اين جايگاه قرار بگيرد اين است که نمايندگانش در يک انتخابات آزاد انتخاب شوند. وجود هرگونه محدوديتي به وسيله هر مرجعي مي تواند ناقض آن آزاد انديشي و استقلال مجلس باشد.براي اينکه اگر شاخص هاي محدود کننده اي از بيرون ديکته شود خود به خود نماينده مراقب اين است که مبادا از اين شاخص ها عدول بکند و دوره بعد حذف شود. درحالي که اگراين شاخص ها باز باشند و نماينده فقط منافع ملي و رضايت مردم را مد نظر داشته باشد، در بيان نظرات خود شجاع و جسور خواهد بود. مطلب دوم داشتن بصيرت و آگاهي از طرف نمايندگان است. خدشه و ضربه پذيري به جايگاه مجلس زماني شکل مي گيرد که نمايندگان به علت فقدان و کمبود آگاهي نسبت به وضعيت موجود نتوانند موضوع را درست بشناسند و دچار اشتباه بشوند که خود به خود مي تواند جايگاه مجلس را تنزل بدهد. يکي از دلايلي که من بارها ذکر کرده ام مجلس اول بهترين و قويترين مجلس دوران جمهوري اسلامي بود اين است که اولا نمايندگان مجلس اول از هيچ فيلتري عبور نکردند و در آزادانه ترين شرايط انتخاب شدند.
امام(ره) مجلس را عصاره فضايل ملت قلمداد مي کنند،  چگونه مجلس مي تواند عصاره فضايل ملت باشد؟
اگر در عمل يک انتخابات آزاد برگزار شود مردم طبيعتا مي آيند و بهترين ها را انتخاب مي کنند چون مي خواهند وکيل انتخاب کنند يعني مردم در جايگاه موکل مي خواهند کسي را انتخاب کنند که اين فرد بتواند از حقوق آنها دفاع بکند وبراي آنها قانون تصويب بکند و از طرف مردم بر قراردادهاي بين المللي نظارت بکند بنابراين خود به خود مردم تلاش مي کنند زبده ترين و سالم ترين و قويترين افراد را به عنوان وکيل برگزينند; لذا وقتي امام مي فرمايد که مجلس عصاره فضايل ملت است يعني ملت سالم ترين و قويترين را بر مي گزينند.  مطلب ديگري که در جمله حضرت امام وجود دارد اين است که امام به تشخيص مردم اعتماد و اعتقاد دارند. برخلاف برخي که تصور مي کنند مردم نمي فهمند و صغير و حقير هستند و اين صغيرها را بايستي کسي سرپرستي کند.  نگرش اين که ما به وسيله يک نهاد ديگري افرادي را الک بکنيم و بعد به مردم بگوييم که حالا شما بياييد به اينها راي بدهيد نقض همين عبارت "مجلس عصاره فضايل ملت است" هست، چون اگر واقعا مجلس بتواند اين جايگاه را داشته باشد، يعني مردم مي توانند چنين کاري را بکنند و اين انتخاب درست را انجام دهند. علت عشق و علاقه اي که مردم به حضرت امام داشتند اين است که خود مردم مي فهميدند و مي دانستند  که امام براي آنها چه جايگاهي را قائل است. البته ممکن است مردم در جايي هم دچار اشتباه شوند و در يک گستره کشوري در يک شهري هم يک فردي با فريبکاري ودغل بازي بتواند وارد مجلس شود اما اين شموليت نخواهد داشت. آخرين موضع گيري امام دراواخرعمرشان ، در پاسخ به يک نامه انتقاد گونه که ما به عنوان جمعي از نمايندگان مجلس در اعتراض به انجام برخي کارها نوشتيم تصريح کردند که شرايط جنگ اقتضائاتي داشته ولي اکنون بايد همگي طبق قانون عمل کنيم.(رجوع کنيد به صحيفه امام، ج 21، ص: 202  و 203)


نسخه چاپي ارسال به دوستان