نسخه شماره 2503 - 1389/08/25 -

 بررسي شرايط فعلي فوتبال ايران از نگاه دو کارشناس
 مي توانيم در جام ملت ها موفق شويم 
نويسنده : سعيد آقايي

مرتضي محصص يکي از کارشناساني است که هميشه با خوشبيني به مسائل مي نگرد و تحليل و نظرياتش برپايه مثبت انديشي نهاده شده است. محصص يکي از معدود طرفداران قطبي است که با آگرانديسمان کردن نقاط مثبت کارنامه قطبي مي کوشد تا عملکرد او را موفق جلوه دهد و براي اين ديدگاه خود نيز چند فرضيه دارد. رئيس کميته آموزش فدراسيون فوتبال معتقد است بايد از تلخ انديشي و بدبيني پرهيز کرد چرا که با اين رويکرد هرگز به جايي نمي رسيم. محصص در اين گفتگو، شرايط فعلي فوتبال ايران و تيم ملي را تحليل مي کند...
بسياري از کارشناسان و منتقدين شرايط حاکم بر تيم ملي روند موجود را نگران کننده مي دانند و اعتقاد دارند که با اين شرايط هرگز به جايي نمي رسيم؟
آينده تيم ملي را نبايد با نگاه به نتايج آن در بازي هاي تدارکاتي و دوستانه بررسي کرد و نبايد به خاطر يک نتيجه ضعيف زود ناراحت و نااميد شد و به دليل يک نتيجه خوب، خيلي زود مغرور شويم.
اما کارشناسان براي اين اثبات نظريه خود به حذف از جام جهاني و ناکامي هاي اخير در رده هاي جوانان و نوجوانان استناد مي کنند؟
تيم ملي ايران هنوز وزنه اي قدرتمند در آسياست اما هميشه در فوتبال فراز و نشيب هاي بسياري وجود دارد. در جام جهاني جوانان آرژانتين و در جام جهاني نوجوانان غنا حضور نداشتند، آيا اين مساله باعث شد عزاي عمومي در اين کشورها اعلام شود؟ امروز هم فقط با محکوم کردن قطبي و کادرش به نتيجه مطلوبي نخواهيم رسيد زيرا فوتبال ايران در روزهاي سختي قرار دارد که با حمايت کامل مي تواند مشکلات موجود را هم پشت سر بگذارد.
مساله اصلي اين است که شکست هاي ايران غالبا برابر تيم هاي حاصل شده که چندان تيم هاي بزرگي نبوده اند و يا با نفرات اصلي خود در برابر ايران حاضر نشده اند؟
ضعيف جلوه دادن تيم هاي مقابل ايران براي بزرگ قلمداد کردن شکست تيم ملي، کار درست و منطقي نيست. اگر همه تيم ها ضعيف هستند، پس ما بايد بهترين تيم باشيم که اين مساله اصلا منطقي نيست.
به عنوان مثال بسياري اعتقاد دارند با توجه به شرايط موجود تيم ملي در برابر برزيل مي توانست نتيجه بهتري بگيرد؟
نبايد از شکست در بازي هاي تدارکاتي با تيم هاي معتبر جهاني نگران بود و از آن وحشت داشت. بازي با برزيل شرايط خاص خود را داشت و بايد بپذيريم که فاصله فوتبال ما با برزيل بيشتر از اين هاست. نبايد به بهانه شکست هاي پرگل در برابر تيم هاي بزرگ دنيا از بازي با آنها هراسيد. بايد با يک برنامه ريزي مدون، شرايط بازي تيم ملي با تيم هاي معتبر جهان را فراهم کرد و به نتايج اين ديدارها هم اهميت نداد تا بازيکنان ايران با حضور در اين ديدار تجربيات خود را بيشتر کنند.
بيش از اندازه اميدوار به نظر مي رسيد؟!
فوتبال ايران از نظر برتري تکنيکي، هوش فردي و تعداد فوتباليست ها، تفاوت هاي بسياري با بازيکنان آسيايي خصوصا حوزه خليج فارس دارد و ما تنها بايد نگران برنامه ريزي بهتر براي حضور در مسابقات معتبري چون جام ملتها و حضور در مسابقات جام جهاني آينده باشيم. صددرصد اميدوارم تيم ملي مي تواند با قطبي در آينده به موفقيت هاي بسيار خوبي دست يابد.
اما نتايج اخير و ناکامي نسبي تيم ملي ايران در بازي هاي دوستانه، سبب شده تا جايگاه ايران در رنکينگ فيفا سقوط کند؟
شخصا به رنکينگ فيفا اعتقادي ندارم زيرا تيم هاي قدرتمند دنيا در اين رده بندي در جايگاه واقعي خود قرار نمي گيرند.
برخي از منتقدين اعتقاد دارند که بايد هرچه زودتر در نيمکت تيم ملي تغييرات صورت داد؟
مخالف تغيير در کادر فني تيم ملي هستم زيرا بايد به قطبي فرصت بيشتري دارد، ضمن اينکه من اين شکست ها را با توجه به شرايط حاکم در تيم ملي از نظر جوانگرايي و... به فال نيک مي گيرم.
از تغيير نسل صحبت کرديد، به اعتقاد شما تغيير نسل بوجود آمده در تيم ملي مي تواند روند مثبتي را در پي داشته باشد؟
با جدايي کريمي، مهدوي کيا و هاشميان، نفراتي چون انصاري فرد، زنيدپور و... در تيم ملي به ميدان مي روند که اين نفرات براي کسب تجربه بيشتر نياز به حضور در چنين تورنمنت هايي دارند. البته اين تغيير نسل ها بايد چندين سال زودتر صورت مي گرفت اما امروز با توجه به تغييرات صورت گرفته در تيم ملي نبايد به خاطر چند نتيجه بد در بازي هاي تدارکاتي و دوستانه ماتم گرفت زيرا جوانتر شدن بازيکنان قطعا نتايج مثبتي براي تيم ملي به همراه خواهد داشت.
آيا قطبي مي تواند همانند مايلي کهن که در سال 1996 با تغيير نسل در فوتبال ايران، به موفقيت آينده تيم ملي کشورمان کمک کرد، در اين زمينه موفق باشد؟
بله، حتما. اما اگر امروز از مايلي کهن تشکر مي شود، نبايد فراموش کنيم تيم ملي در زمان وي هم فراز و نشيب هاي بسياري داشت که فاجعه هم نبود، ولي در نهايت ثمره آن معرفي بازيکنان بزرگي نظير مهدوي کيا، عزيزي، باقري و ... به فوتبال آسيا و جهان شد.
فوتبال بين المللي واژه ايست که قطبي به آن تاکيد فراواني دارد. به نظر شما آيا تيم ملي فعلي همانطور که ادعا مي کند، بين المللي بازي مي کند؟
قطبي مي گويد فوتبال بين المللي اما متاسفانه خيلي ها اين جمله اش را به مسخره مي گيرند. قطبي اعتقاد دارد بايد فوتبال ايران و بازيکنانش را بين المللي کرد تا نفرات ما همانند گذشته بتوانند در تيم  هاي قدرتمند و معتبر اروپايي به ميدان بروند. من معتقدم وي تا اندازه اي توانسته به ديدگاه هاي خود نزديک شود.
اما از هنگامي که قطبي هدايت تيم ملي را بر عهده گرفته، کمتر شاهد يک بازي تماشايي و قابل قبول از تيم ملي بوده ايم؟
نبايد با توجه به شرايط تيم ملي و زماني که در اختيار قطبي و کادر فني اش بوده، انتظار رشد و پيشرفت بسيار بالا را از اين تيم داشت، زيرا بزرگترين مربيان دنيا هم براي موفقيت نياز به زمان، تجربه و آزمودن نفرات در تورنمنت هاي مختلف بدون در نظر گرفتن نتايج دارند.
از منظر فني، چيدمان بازيکنان در زمين، سيستم انتخابي و... کارشناسان انتقادات فراواني به قطبي وارد مي کنند. شما چطور فکر مي کنيد؟
البته هر مربي نظر خاص خود را در استفاده از بازيکنان دارد اما به عقيده من بازيکناني نظير حاج صفي و حيدري بيشتر بازيکناني هجومي هستند که نبايد از آنها در پست هاي دفاعي استفاده کرد. اين مسائل هم قطعا در کميته تيم هاي ملي و همچنين بين مربيان تيم ملي مورد بررسي قرار مي گيرد و نقاط ضعف موجود براي رسيدن به موفقيت هاي آينده برطرف مي شود.
با اين شرايط  تصور مي کنيد که در جام ملت ها چه نتيجه اي کسب کنيم؟
آينده فوتبال ايران با کادر فني فعلي فوق العاده مثبت است و اين تيم توانايي موفقيت در جام ملت ها را دارد. بايد با درايت بيشتري در خصوص ايجاد تغييرات در کادرفني تيم ملي عمل کرد زيرا برخورد احساسي با اين مساله عواقب خوبي به دنبال ندارد. ضمن اينکه بايد عينک بدبيني را کنار گذاشت زيرا اگر بخواهيم با اين شکست به فکر تغييرات بيفتيم، بايد بازي هاي ملي را فراموش کرده و تنها به برگزاري رقابت هاي ليگ فکر کنيم. کادر فني تيم ملي مي تواند با تجزيه و تحليل کامل بازي هاي اخير، نقاط ضعف تيم ملي را برطرف و با تقويت نقاط قوت، تيم آماده اي را در مسابقات جام ملت هاي آسيا به ميدان بفرستد.
درباره ناکامي نگران کننده و تلخ تيم هاي ملي پايه چه نظري داريد؟
فوتبال درست مثل زندگي است و براي بايد دوباره همه چيز از نو آغاز شود. بايد از اين شکست ها درس بگيريم و اين شکست ها را پايه پل پيروزي کنيم. بايد دقت کرد که تيم جوانان ژاپن در رقابت هاي جوانان آسيا حذف شد اما آنها دوباره از نو شروع کرده اند. همانطور که تيم نوجوانان کره جنوبي حتي نتوانست مجوز حضور در رقابت هاي ازبکستان را پيدا کند اما آنها هنوز هم در کمپ تيم هاي ملي شان مشغول کار و براي رقابت هاي آينده در حال آماده سازي هستند. نگاه آنها دراز مدت است و ما هم نبايد با يک شکست همه چيز را تمام شده بدانيم، چه بسا که با پيروزي هم نبايد مغرور شد.
اما ناکامي تيم نوجوانان با توجه به پتانسيل اين تيم و شرايط موجود بسيار دور از انتظار بود؟
ناکامي تيم نوجوانان مي تواند دلايلي داشته باشد اما به نظر من تيم نوجوانان ايران از لحظ فيزيکي، جثه، قد و وزن، نسبت به سوريه و کره شمالي ضعيف تر بود و به همين دليل نتوانست نتيجه بگيرد. به نظر من تيم ملي نوجوانان و جوانان ما به جاي تدارک ديدن شرکت در اردوهاي اروپايي بايد با تيم هاي ملي آمريکاي جنوبي مثل اروگوئه، شيلي، آرژانتين، اکوادور، ونزوئلا و پرو بازي مي کرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان