نسخه شماره 2442 - 1389/06/13 -

 با اصرار مجدد آمنه بر مجازات
 متهم به اسيدپاشي در آستانه قصاص قرار گرفت 

در پي بازگشت «آمنه» از کشور اسپانيا و عدم موفقيت پزشکان براي درمان وي، اين دختر جوان بار ديگر بر قصاص جواني که متهم است روي صورت وي اسيد پاشيده، تاکيد کرد. به گزارش ايسنا، ساعت   /30  16 يکي از روزهاي اواسط آبان ماه سال   83 اهالي خيابان رسالت متوجه داد و فريادهاي دختري جوان شدند که با دنبال کردن موضوع دريافتند دختر جوان به نام «آمنه» از سوي فردي مورد اسيدپاشي قرار گرفته است.  با انتقال آمنه به بيمارستان، تلاش پزشکان براي درمان وي آغاز شد، اما زماني که بعد از انتقال به بيمارستان هاي رسالت و مطهري به بيمارستان لبافي نژاد منتقل شد، پزشکان اعلام کردند که ديگر دير شده و چشم چپ آمنه کاملا از بين رفته است.  با طرح شکايت دختر جوان در شعبه  ششم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران، قاضي قيصري رسيدگي به شکايت را در دستور کار قرار داد و شناسايي و بازداشت متهم را از ماموران آگاهي خواستار شد.  آمنه در شکايت خود اعلام کرد: چند ماه قبل وقتي در دانشکده  برق مشغول تحصيل بودم متوجه شدم که يکي از دانشجويان به اسم مجيد به من علاقه مند شده است. چند بار مادرش با منزل ما تماس گرفت اما مادر من به دليل تفاوت هاي زياد سني، فرهنگي و خانوادگي ما پاسخ منفي داد که البته جواب خودم نيز منفي بود تا اين که يکي از دوستانم پيشنهاد داد براي تمام کردن موضوع، يک بار رودررو پاسخ قطعي خود را به او بدهم. به همين دليل يک روز که بعد از ايجاد مزاحمت هاي فراوان و تماس هاي گاه و بي گاه به محل کارم آمد، به او گفتم که با فردي عقد کرده ام و ديگر سراغ من را نگيرد. 
اين دختر جوان ادامه داد: مجيد در مقابل اين ادعاي من خواست که از همسرم طلاق بگيرم و اظهار کرد که در صورت عدم جدايي از همسرم مرا خواهد کشت. من تهديدهاي او را جدي گرفتم و همان روز به پليس اطلاع دادم اما پليس گفت تا زماني که جرمي واقع نشده نمي توان وارد عمل شد و او را بازداشت کرد. با گذشت دو روز از اين ماجرا عصر روز حادثه زماني که از محل کارم خارج شدم ناگهان فردي مثل سايه از پشت به من نزديک شد و بعد روبرويم ايستاد. سپس ظرفي سرخ رنگ را جلو آورد و مايع به شدت سوزاننده  داخل آن را روي صورتم پاشيد. اول تصور کردم که آب  جوش است اما وقتي مرا به چند بيمارستان بردند، فهميدم اسيد بوده و همان ابتدا چشم چپم از بين رفت.  اين شاکي در ادامه  شکايت خود، گفت: پزشکان اقدام به تخليه  چشم چپم کردند و گفتند که چشم راستم نيز در شرف نابينايي است. به همين دليل پيشنهاد کردند که براي درمان به بارسلون بروم و آن زمان با هشت هزار يورو که بخشي از آن به صورت کمک از سوي دولت وقت به خانواده ام پرداخت شد، براي درمان به اسپانيا سفر کردم. در آنجا   17 بار مورد جراحي پلاستيک قرار گرفتم و چشم راستم نيز مورد درمان قرار گرفت اما پزشکان اعلام کردند که اثرات مخرب اسيد تا پنج سال باقي مي ماند و به همين دليل يک شب وقتي در خانه بودم ناگهان متوجه شدم داخل حفره  چشم راستم چيزي وجود ندارد و به اين ترتيب چشم ديگر خود را هم از دست دادم.  با صدور قرار مجرميت براي متهم، پرونده وي جهت محاکمه به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد و قضات شعبه   71 دادگاه کيفري، روز   6 آذرماه سال   87 پس از اخذ اظهارات متهم و شاکي، حکم قصاص دو چشم به شيوه  مورد درخواست شاکي يعني ريختن اسيد در چشم متهم و پرداخت ديه  جراحات وارده پس از پرداخت تفاضل ديه از سوي شاکي را صادر کردند.  اين پرونده پس از تاييد راي صادره از سوي دادگاه توسط ديوان عالي کشور، روز   21 اسفندماه   87 به واحد اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد.  به گزارش ايسنا، پس از بازگشت مجدد دختر جوان و ناکامي پزشکان در درمان وي، بار ديگر «آمنه» و خانواده اش بر اجراي حکم قصاص تاکيد کردند و به اين ترتيب پرونده از سوي قاضي عصمت الله جابري داديار اجراي احکام دادسراي جنايي در آستانه ارسال نزد رييس قوه قضاييه جهت استيذان و نهايتا اجراي حکم قرار گرفت.  داديار اجراي احکام دادسراي امور جنايي پايتخت در اين زمينه اظهار کرد: در صورت عدم برقراري صلح و سازش، قطعا حکم را اجرا خواهيم کرد تا بازتاب اين مجازات، سبب کاهش چنين پديده اي شود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان