نسخه شماره 2433 - 1389/05/31 -

 بررسي روند احداث نيروگاه هسته اي بوشهر
 نيروگاه بوشهر و يک دهه بدقولي روس ها 
نويسنده : حميدرضا شکوهي

روز شنبه سوخت اصلي نيروگاه اتمي بوشهر به استخر جنب قلب راکتور منتقل شد تا 163 مجتمع سوخت هسته اي براي آغاز فعاليت نيروگاه اتمي بوشهر، وارد قلب راکتور شوند.   
"علي اکبر صالحي" رييس سازمان انرژي اتمي ايران گفته است که سوخت اصلي نيروگاه از انباري که خارج از ساختمان راکتور قرار دارد، با حضور بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي خارج و در "استخر سوخت" نگهداري مي شود.  به گفته وي، پس از هشت روز، چنانچه روند کار مطلوب باشد و تمهيدات لازم انجام شود، انتقال سوخت از اين استخر به قلب راکتور انجام مي گيرد که اين مرحله نيز حدود 10 روز طول مي کشد که طي آن 163 مجتمع سوخت هسته اي يعني 82 تن سوخت اوليه وارد قلب راکتور شود.  پس از آنکه سوخت بطور کامل وارد قلب راکتور شد، اين نيروگاه آماده راه اندازي است.صالحي مي گويد: برخي معتقدند وقتي اولين مجتمع سوخت وارد قلب راکتور مي شود، مرحله راه اندازي آغاز شده است اما ما بر اين نظريم که راه اندازي را زماني اعلام کنيم که تمام مجتمع هاي سوخت وارد قلب راکتور شوند.
از اين رو به گفته صالحي، هفته سوم يا چهارم شهريور ماه، راه اندازي با مفهومي که ايران مدنظرش است، انجام مي شود که البته راه اندازي راکتور نيروگاه به معناي اتصال برق راکتور به شبکه سراسري نيست بلکه راکتور شروع به توليد قدرت مي کند که براي وصل آن به شبکه سراسري، زماني حدود دو ماه نياز است.
بدين ترتيب سرانجام ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر وارد مراحل نهايي خود شده است; هر چند که حتي افتتاح کامل اين نيروگاه در سال جاري هم نمي تواند موجب شود مردم ايران بدقولي روس ها در راه اندازي نيروگاه بوشهر را که سالها از موعد افتتاح آن گذشته، فراموش کنند. براي آشنايي با تاريخچه نيروگاه هسته اي بوشهر بايد بيش از نيم قرن به عقب باز گرديم. سال 1957 ميلا دي، چهارسال پس از آنکه محمدرضا پهلوي به مدد کودتاي 28 مرداد 1332 بر ضد دولت ملي دکتر محمد مصدق، به ايران بازگشت و با ياري آمريکا و انگليس، دوباره بر تخت پادشاهي نشست و فضاي آزادي که از زمان سقوط رضاخان بر کشور حاکم شده و تا کودتاي 28 مرداد تداوم داشت، به حال تعليق درآمد، نخستين زمزمه هاي تمايل ايران براي دستيابي به انرژي هسته اي به گوش رسيد. آن روزها حاکميت ايران قصد داشت هر آنچه را در ذهن  مي پروراند،  به مدد آمريکا، اين يار تازه گرمابه و گلستان عملي سازد و طبيعي بود که روياي دستيابي به انرژي هسته اي هم از اين قاعده مستثني نمي شد. اينگونه بود که نخستين توافقنامه همکاري هسته اي غيرنظامي بين دولت وقت ايران و ايالا ت متحده آمريکا به امضا رسيد. بر اساس اين توافقنامه، آمريکا چندين کيلوگرم اورانيوم غني شده به ايران اجاره داد تا سال 1957 ميلا دي (1336 خورشيدي) مبدا تحولا ت هسته اي ايران قرار  گيرد.
يکسال بعد  ايران به آژانس بين المللي تازه تاسيس انرژي اتمي پيوست تا به عنوان عضو رسمي اين نهاد بين المللي، فعاليت هاي هسته اي خود را آغاز کند.
سال 1959ساخت مرکز هسته اي تحقيقاتي دانشگاه تهران آغاز شد و از آن زمان تلا ش ايران براي دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي وارد مرحله جدي تري شد. اين تلا ش ها 9 سال بعد در سال 1968 ميلا دي به ثمر رسيد و نخستين راکتور تحقيقاتي پنج مگاواتي ساخت آمريکا، يک دهه پس از امضاي موافقتنامه  همکاري هسته اي غيرنظامي ايران و آمريکا نصب و روشن شد.
رسيدن ايران به اين مرحله از فعاليت هاي هسته اي، با توجه به عضويت ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي، ضرورت هاي تازه اي ايجاد کرد که مهمترين آن، امضاي  پيمان منع گسترش سلا ح هاي هسته اي بود،  همان پيماني که با نام اختصاري ان پي تي شناخته مي شود. بدين ترتيب، ايران در سال 1970 ميلا دي(1349 خورشيدي) پيمان منع گسترش سلا ح هاي هسته اي موسوم به ان پي تي را با قيد مدت زمان 25 ساله امضا کرد تا اين اطمينان در جامعه جهاني ايجاد شود که ايران به هيچ وجه در پي دستيابي به سلا ح هاي هسته اي نيست و صرفا استفاده از انرژي هسته اي را در ذهن مي پروراند. انتخاب چنين مسيري که هدف آن توسعه استفاده از انرژي هسته اي در کشور به منظور بهره مندي از آن در بخش توليد انرژي است، ضرورت تاسيس سازماني براي آشکار کردن مسير حرکت براي نيل به اين هدف را افزايش  داد و بدين ترتيب اگر چه با تاخير، اما سرانجام در سال 1974 ميلا دي، سازمان هسته اي ايران تاسيس شد. در همين سال بود که براي نخستين بار نام بندر بوشهر  در جنوب ايران و در حاشيه شمالي خليج فارس به عنوان مرکزي براي فعاليت هاي هسته اي ايران مطرح شد. در نوامبر سال 1974، قراردادي بين ايران و آلمان براي خريد دو راکتور 1200 مگاواتي براي نصب در بندر بوشهر به امضا رسيد. در کنار اين قرارداد ، قرارداد ديگري هم بين دو کشور براي خريد دو راکتور 900 مگاواتي ديگر براي نصب در بندر عباس امضا شد تا شتاب فعاليت هاي ايران براي دستيابي به انرژي هسته اي افزايش يابد.
يک سال بعد، در سال 1975 ميلا دي، توافقنامه ديگري اين بار بين ايران و هند با  نام موافقتنامه همکاري هاي هسته اي به امضا رسيد. آن روزها هند هم دورخيز خود را براي دستيابي به انرژي هسته اي آغاز کرده بود و از اين جهت، امضاي اين موافقتنامه از اهميت خاصي برخوردار بود.
به موازات تلا ش ايران براي افزايش شريکان خود در حوزه انرژي هسته اي، تلا ش براي راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر توسط شرکت آلماني کرافت ورک يونيون سرعت بيشتري به خود گرفت. اين شرکت آلماني در ماه اوت سال 1975، با بهره گيري از 2100 مهندس آلماني و 7 هزار نيروي کار ايراني، فعاليت خود را در بوشهر آغاز کرد. دو سال بعد، دولت آلمان مجوز ساخت چهار راکتور هسته اي براي ايران به ارزش 8/4 ميليارد دلا ر را به شرکت کرافت ورک يونيون صادر کرد. اما تلا ش هاي ايران براي دستيابي به انرژي هسته اي به همين حد منحصر نماند و در سال 1977 ميلا دي، فرانسه نيز به جمع شرکاي ايران در حوزه فعاليت هاي هسته اي پيوست. در اين سال قراردادي بين دو کشور براي ساخت دو راکتور 900 مگاواتي به امضا رسيد و دارخوين در استان خوزستان به عنوان محل نصب اين راکتورها تعيين شد.
تلا ش شرکت آلماني کرافت ورک يونيون براي ساخت نيروگاه بوشهر به جايي رسيد که در مدت کمتر از چهارسال 85 درصد از عمليات ساخت يکي از راکتورهاي نيروگاه هسته اي بوشهر انجام شد، فرانسه نيز عمليات مقدماتي ساخت نيروگاه هاي هسته اي دارخوين در خوزستان را به اتمام رسانده بود. اما وقوع انقلا ب اسلا مي ايران که تحولي بنيادين و تاثيرگذار در جهان در قرن بيستم محسوب مي شد، موجب توقف فعاليت  کليه کشورهايي شد که با ايران توافقنامه همکاري هسته اي امضا کرده بود.
در سال  1979 ميلا دي و با سقوط رژيم پهلوي، کليه قراردادهاي هسته اي که به ارزش ميلياردها دلا ر با ايران به امضا رسيده بود به حال تعليق درآمد و ساخت شش نيروگاه هسته اي که قرار بود در بوشهر، بندرعباس و خوزستان احداث شود متوقف شد. علا وه بر آن، آمريکا نيز که مهمترين شريک رژيم گذشته محسوب مي شد، تحويل اورانيوم غني شده به ايران را که جزو تعهداتش بود متوقف کرد و بدين ترتيب در سال 1979 ميلا دي، تمامي فعاليت هاي هسته اي ايران به حال تعليق درآمد.
پيروزي انقلا ب اسلا مي ايران در شرايطي حاصل شد که اغلب کشورهاي غربي تمايلي به تغيير  رژيم در ايران نداشتند. ايران به عنوان چهارراه خاورميانه و نقطه ثبات منطقه که منبع مهم انرژي در جهان محسوب مي شود از اهميتي استراتژيک برخوردار است و از آنجا که کشورهاي غربي و به ويژه آمريکا پيش از پيروزي انقلا ب اسلا مي، با روابط نزديک و دوستانه با رژيم وقت ايران به راحتي به آنچه که در نظر داشتند دست مي يافتند طبيعتا تمايل نداشتند منافع خود را در خطر ببينند و جمهوري اسلا مي ايران هم کشوري نبود که در مقابل قدرت هاي جهاني، سرخم کند و آنگونه که آنها مي پسندند رفتار کند. شعار معروف «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلا مي» به وضوح، آشکار مي کرد که ديدگاه نظام جديد ايران نسبت به تعاملا ت  بين المللي چگونه است. چنين مسائلي موجب شد آمريکا و هم پيمانانش نه تنها همکاري با ايران را در حوزه هاي مختلف سياسي و اقتصادي کاهش دهند بلکه حتي در حوزه حساسي همچون فناوري هسته اي، تعامل خود را با ايران به طور کامل متوقف سازند. البته اين شرايط تازه ايجاد شده پس از پيروزي انقلا ب اسلا مي، صرفا به محدود کردن همکاري ها يا قطع تعاملا ت در برخي حوزه ها منحصر نشد. تحميل جنگ ويرانگر هشت ساله بر ضد ايران، اگر چه از سوي صدام، ديکتاتور به درک واصل شده عراق انجام شد اما بدون چراغ سبز آمريکا و هم پيمانانش در غرب که حامي رژيم گذشته ايران و مخالف نظام جمهوري اسلا مي بودند امکانپذير نبود. در طول جنگ هشت ساله، اسناد و مدارک  فراواني مي توان يافت که نشاندهنده کمک تسليحاتي  غرب به عراق حتي در مورد سلا ح هاي ميکروبي و شيميايي است تا رژيم بعث صدام از اين  سلا ح ها براي به خاک و خون کشيدن مردم بي گناه ايران استفاده کند. جنگ هشت ساله، ايران را در کليه حوزه هاي اقتصادي با عقب ماندگي  مواجه کرد چرا که هزينه هاي جنگ، آن هم در مقابل دشمني تا بن دندان مسلح و داراي حاميان قدرتمندي از غرب و شرق، کار راحتي نيست. طبيعتا  مسير دستيابي ايران به انرژي هسته اي هم در دوران جنگ هشت ساله نه تنها دچار تعليق شد، بلکه حتي با عقب گرد هم مواجه شد. چرا که بمباران مراکز غير نظامي ايران از سوي نيروهاي عراقي، خسارات قابل توجهي را به نيروگاه در حال احداث بوشهر تحميل کرد. ضمن اينکه در شرايط جنگي هم  که اغلب در جنوب ايران يعني محل تعيين شده براي احداث شش نيروگاه هسته اي پيش از پيروزي انقلا ب اسلا مي حاکم بود، عملا  هيچ يک از کشورهاي خارجي حاضر به همکاري با ايران براي تکميل نيروگاه هاي هسته اي نمي شدند. با اين وجود در سال 1987 ميلا دي(1366 خورشيدي)  يک سال پيش از پايان جنگ هشت ساله، مذاکراتي بين ايران و شرکت آلماني زيمنس براي تکميل نيروگاه بوشهر صورت گرفت که در نهايت موافقت اين شرکت آلماني جلب شد . اما درخواست  زيمنس از دولت آلمان براي صدور مجوز ادامه فعاليت آن شرکت در بوشهر، به بهانه شرايط جنگي در ايران با مخالفت دولت وقت آلمان مواجه شد و تعليق در فعاليت هاي هسته اي ايران کماکان ادامه يافت.
در فاصله يک دهه پس از پيروزي انقلا ب اسلا مي که بخش اعظم آن به جنگ 8 ساله ايران و عراق سپري شد، تنها حرکت رو به جلويي که در حوزه انرژي هسته اي در کشور صورت گرفت، گشايش مرکز تحقيقات هسته اي جديد ايران در اصفهان بود که در سال 1362 خورشيدي رخ داد.
يک سال پس از پايان جنگ تحميلي، نخستين مذاکرات براي پيشبرد اهداف هسته اي ايران با  کشور چکسلواکي - که امروز به دو کشور چک و اسلواکي تقسيم شده - انجام شد. اگرچه قرارداد همکاري هاي هسته اي بين ايران و چکسلواکي در سال 1989 ميلا دي (1368 خورشيدي) به امضا رسيد اما چکسلواکي هيچگاه در فرآيند دستيابي ايران به انرژي هسته اي نقش مهمي ايفا نکرد و خيلي زود، شوروي جانشين آن شد.
در ژوئن 1989 ميلا دي، هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت ايران به مسکو سفر کرد. در اين سفر که بازتاب گسترده اي در رسانه هاي جهان داشت، ايران و شوروي درخصوص انعقاد قرارداد همکاري هاي هسته اي دوجانبه به توافق رسيدند. آن روزها هنوز شوروي، قدرت بزرگ شرق جهان بود و موعد وقوع و پيش بيني تاريخ ساز امام خميني (ره) در مورد به آخر خط  رسيدن اتحاد جماهير شوروي فرا نرسيده بود.  تلا ش هاي ايران براي پيشبرد برنامه هسته اي خود باز هم ادامه يافت و در سال 1990، موافقتنامه اي در زمينه استفاده از انرژي هسته اي، اين بار با کشور چين امضا شد.
مذاکرات ايران با کشورهاي چکسلواکي، شوروي و چين در شرايطي انجام مي شد که هنوز ايران از همکاري آلمان براي تکميل نيروگاه هسته اي بوشهر نااميد نشده بود اما دولت آلمان همچنان از صدور مجوز به شرکت هاي آلماني از جمله زيمنس براي از سرگيري فعاليت در نيروگاه بوشهر خودداري مي کرد و سرانجام در سال 1990 برخلا ف تعهدات پيشين خود، به طور رسمي از مشارکت در تکميل نيروگاه هسته اي بوشهر سرباز زدند. پس از فروپاشي شوروي سابق در سال 1995 ميلا دي، قراردادي بين ايران و روسيه براي تکميل يکي از راکتورهاي نيروگاه اتمي بوشهر به امضا رسيد تا با خريد تجهيزات غني سازي اورانيوم از روسيه، گام بلند تري براي دستيابي به انرژي هسته اي از سوي ايران برداشته شود . در سال 1947 ميلا دي، زماني که ايران حرکت خود را براي نيل به انرژي هسته اي آغاز کرده بود، در مرحله اول، محبور به اجاره کردن اورانيوم غني شده از آمريکا بود. اما اکنون قصد داشت تا اورانيوم غني شده را خود به دست بياورد. همين گام هاي مصمم بود که آمريکا را به مخالفت با برنامه  هسته اي ايران واداشت و فشارها  عليه ايران آغاز شد.
حرکت تبليغاتي آمريکا بر ضد فعاليت هاي هسته اي صلح آميز ايران در سال 1993  ميلا دي آغاز شد و آمريکايي ها ايران را متهم به پيشبرد برنامه هسته اي غيرمتعارف کردند. در اين سال سازمان اطلا عات مرکزي آمريکا موسوم به سيا، با انتشار گزارش ويژه اي درباره ايران اعلا م کرد که اين کشور فقط 10 سال با دستيابي به سلا ح هاي هسته اي فاصله دارد. اما گزارش سازمان سيا در شرايطي منتشر مي شد که آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از اعزام يک گروه از کارشناسان خود با عنوان گروه حقيقت ياب اعلا م کرده بود که هيچ مدرکي که بر وجود برنامه تسليحات هسته اي در ايران دلا لت داشته باشد پيدا نکرده است. اين اتهامات در شرايطي مطرح مي شد که ايران عضو آژانس بين المللي انرژي هسته اي بود و حتي پيمان منع گسترش سلا ح هاي هسته اي (ان پي تي) را هم امضا کرده بود. اين فشار ها موجب شد تا ايران در سال 1995 ميلا دي، با پايان تعهد 25 ساله خود در رعايت ان پي تي، بار ديگر اين پيمان را امضا کند تا جامعه جهاني اطمينان يابد ايران از انرژي اتمي صرفا در موارد صلح جويانه بهره برداري مي کند و هيچ تلا شي براي توليدسلا ح هاي هسته اي انجام نمي دهد. ان پي تي به آژانس بين المللي انرژي اتمي هم اين امکان را مي دهد تا براي  اطمينان يافتن از ماهيت صلح آميز برنامه هسته اي کشورهاي عضو معاهده  و جلوگيري از هرگونه تخطي از اين پيمان، برنامه تاسيسات هسته اي کشورها به صورت دقيق ، نظارت داشته باشد. امضاي مجدد  ان پي تي از سوي ايران، علا وه بر آنکه پايبندي ايران به صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي خود را اثبات کرد، اين امکان را فراهم ساخت تا مطابق معاهده، از انرژي هسته اي در موارد  صلح آميز استفاده کرده و فعاليت هاي هسته اي خود را تداوم دهد. اما اين مانع از افزايش فشارهاي آمريکا بر ايران نشد.
در سال 1994، قراردادي براي خريد دو راکتور 300 مگاواتي توليد برق بين ايران و شرکت ملي هسته اي چين به امضا رسيد تا ايران يک  راکتور پژوهشي آب سنگين را از اين کشور خريداري کند. اما فشارهاي آمريکا باعث شد در سال 1997 اين قرارداد لغو شود.
يک سال بعد در سال 1998 ، فشارهاي آمريکا باعث شد تا اوکراين، قرارداد 45 ميليون دلا ري شرکت اوکرايني تور براتم با ايران را براي فروش توربين هاي بخار به ايران منعقد شده بود لغو کند .
فشارهاي آمريکا بر ضد روسيه نيز مشهود بود به طوري که پس از امضاي قرارداد ايران و روسيه در سال 1995 براي تکميل نيروگاه بوشهر، ال گور معاون بيل کلينتون رئيس جمهور وقت آمريکا بلا فاصله به مسکو سفر کرد تا نارضايتي ايالا ت متحده را از همکاري هاي هسته اي روسيه با ايران اعلا م کند . اما روسيه تنها کشوري بود که با وجود فشارهاي آمريکا همچنان به مشارکت در ساخت نيروگاه بوشهر ادامه مي داد و در همان زمان بود که 200 مهندس روسي، ساخت يک راکتور توليد آب سبک را براي تامين نياز نيروگاه بوشهر به سوخت در اين شهر آغاز کردند. آنچه که روس ها را به تداوم همکاري هسته اي با ايران ترغيب مي کرد، سود سرشاري بود که از اين راه نصيب آنها مي شد. همان زمان برآورد شده بود که طرح تکميل نيروگاه بوشهر به تنهايي 800 ميليون دلار سود براي دولت روسيه در بر دارد و در فاصله زماني سال 1995 تا 2004 ميلادي موجب نجات 3 هزار شرکت روسي از ورشکستگي شده است. به همين دليل طبيعي بود که روسيه با همکاري هسته اي با ايران ادامه دهد و به تحريم محدود چند شرکت خود از طرف آمريکا نيز توجه چنداني نکند.
آمريکا که مي ديد روسيه برخلاف چين و اوکراين همچنان به همکاري هسته اي با ايران ادامه مي دهد، به تحريم شرکت هاي روسي روي آورد; به طوري که در سال 1999، آمريکا 10 شرکت روسي را به اتهام فروش فن آوري هاي هسته اي و موشکي به ايران تحريم کرد. اما در آوريل همان سال، شرکت ماشين سازي ايژرسکي زاود روسيه که در سن پترزبورگ مستقر است، توليد تجهيزات مدار اوليه در بوشهر شامل راکتور، قالب ژنراتورهاي بخار و قطعات داخلي را آغاز کرد.
در تمامي اين مدت، بازرسي هاي بازرسان آژانس از مراکز هسته اي ايران ادامه داشت و مقامات ايران نيز بارها بر صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران تاکيد کرده بودند. اما گويا گوش شنوايي وجود نداشت. ازسال 1999 ميلادي بود که نخستين زمزمه هاي لغو همکاري هاي ايران و روسيه به گوش رسيد. هر چند که مشارکت هسته اي روسيه و ايران قطع نشد و تداوم يافت اما شتاب فعاليت روسيه در ساخت نيروگاه بوشهر کاهش يافت. آن روزها گفته مي شد که آمريکا وعده اعطاي کمک هاي مالي و فني وسوسه انگيزي به روسيه داده است. اين زمزمه ها موجب شد که ايران به روسيه هشدار دهد که در صورت تکميل نشدن نيروگاه بوشهر در موعد مقرر، از امضاي قراردادهاي تازه با مسکو خودداري خواهد کرد. اما نيروگاه بوشهر در موعد مقرر که سال 2002  ميلادي بود تکميل نشد. البته روس ها براي شانه خالي کردن از قول هاي خود هميشه بهانه اي داشتند و مهمترين بهانه هم افزايش تحريم هاي آمريکا بر ضد ايران بود. در سال 1995 ميلادي بيل کلينتون رئيس جمهور آمريکا در فرماني، تمامي شرکت هاي آمريکايي را از داد و ستد با ايران منع کرد و بدين ترتيب تمامي روابط مستقيم و غيرمستقيم بازرگاني بين ايران و آمريکا به حال تعليق درآمد و تحريم همه جانبه اقتصادي آمريکا بر ضد ايران آغاز شد. پنج سال پس از آن در فوريه سال 2000 ميلادي، کنگره آمريکا قانوني را به تصويب رساند که به موجب آن تمامي شرکت هايي که به برنامه هسته اي ايران کمک کنند مشمول مجازات هاي آمريکا خواهند شد. با استناد به همين قانون بود که در آوريل سال 2000، دولت جمهوري چک که متعهد به تامين تجهيزات تهويه نيروگاه اتمي بوشهر بود، شرکت هاي اين کشور را به سرباز زدن از اجراي تعهدات خود در بوشهر واداشت و بهانه تازه اي براي تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر در اختيار روس ها قرار داد.
اين تاخير ها به زيان ايران و به سود روسيه بود. چرا که هر چقدر تکميل نيروگاه اتمي بوشهر مدت زمان بيشتري به طول مي انجاميد سود بيشتري عايد روس ها مي کرد و همين موضوع باعث مي شد روسيه از هر فرصت و بهانه اي براي افزايش پروسه زماني تکميل نيروگاه اتمي بوشهر استفاده يا بهتر بگوييم سو»استفاده کند. البته آنچه در طي سال هاي بعد در آغاز هزاره سوم از سال 2000 ميلادي تاکنون رخ داده همگي به سود روسيه و در جهت نيل به اهداف اين کشور بوده است.
در سال 2002 ميلادي، همان سال که قرار بود نيروگاه بوشهر تکميل شده و در اختيار ايران قرار گيرد، با انتشار تصاوير ماهواره اي مربوط به تاسيسات هسته اي نطنز و اراک از سوي آمريکا جنجال تازه اي برضد فعاليت هاي هسته اي ايران آغاز شد. البته نماينده وقت ايران در آژانس  بين المللي انرژي اتمي در ماه اوت همان سال محمد البرادعي رئيس آژانس را در جريان فعاليت سايت نطنز قرار داده بود  اما آمريکايي ها اصرار داشتند که فعاليت هاي نطنز، مخفيانه است.
با افزايش جنجال ها بر سر فعاليت سايت هاي هسته اي نطنز و اراک، البرادعي براي بازديد از نطنز به ايران سفر کرد و طبق معمول و همچون دفعات گذشته، هيچ نشاني از غيرصلح  آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران يافت نشد. اما اين جنجال هاي تبليغاتي، کار رابه جايي رساند که در ژوئن 2003، آژانس بين المللي انرژي اتمي و اتحاديه اروپا از ايران درخواست کنند امکان بازديد سرزده بازرسان آژانس را از تمامي فعاليت هاي هسته اي ايران فراهم کند.
ايران نيز با اين درخواست موافقت کرد و حتي ماه ها بعد دوربين هاي آژانس نيز در تاسيسات هسته اي نطنز که به مرور زمان حساسيت بيشتري نسبت به نيروگاه بوشهر هم پيدا کرده بود نصب شد.
به موازات بازديدهاي سرزده بازرسان آژانس از تاسيسات هسته اي ايران، مذاکرات ايران با سه کشور اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان به عنوان نمايندگان اتحاديه اروپا و جامعه جهاني تداوم داشت. در اين مذاکرات که حسن روحاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران به نمايندگي رئيس هيات ايراني مذاکره کننده در آن حضور داشت، دو طرف به توافقاتي در راستاي اعتمادسازي دست يافتند که نقطه اوج آن 20 نوامبر سال 2003 ميلا دي، پاييز سال 1382 خورشيدي در مذاکرات سعدآباد بود که به امضاي موافقنامه اي به همين نام در تهران بين ايران از يک طرف و انگليس، فرانسه وآلمان از طرف ديگر منجر شد.
براساس توافقنامه سعدآباد که در آن زمان با انتقاد گسترده طيف محافظه کار در ايران نسبت به عملکرد دولت اصلا ح طلب سيدمحمد خاتمي و حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي که عملکردي نزديک به دولت وقت از خود نشان مي داد مواجه شد، ايران پذيرفت که براي اعتمادسازي،   غني سازي اورانيوم را به طور داوطلبانه به حال تعليق درآورد و در عوض، کشورهاي اروپايي وعده دادند که کمک هاي فني در زمينه دستيابي به انرژي هسته اي را در اختيار ايران قرار دهند.
با گذشت يک سال از انعقاد توافقنامه سعدآباد بين ايران و سه کشور اروپايي، عدم پايبندي  طرف اروپايي به وعده هاي خود نارضايتي هايي در هيات مذاکره کننده ايراني ايجاد کرد و به همين دليل در آذرماه سال 1383 مذاکرات ديگري، اين بار در پاريس بين چهار کشور صورت گرفت تا گام ديگري براي تفاهم به منظور تحقق حقوق هسته اي ايران برداشته شود.
اين وضعيت تا ابتداي تابستان 1384 و برگزاري نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ادامه يافت تا روسيه نيز با سو»استفاده از اين وضعيت، تکميل نيروگاه بوشهر را به تعويق بيندازد. اما تابستان 1384 با برگزاري انتخابات رياست جمهوري شرايط تغيير کرد.
تداوم غني سازي اورانيوم و عدم موافقت ايران با تعليق غني سازي به دليل عمل نکردن غرب به وعده هاي گذشته خود، ارسال پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران از شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل و به تبع آن صدور سه قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت را در پي داشت.
در اسفند ماه سال 1385، با افزايش فشارهاي غرب بر ضد ايران، روسيه نيز فرصت را مغتنم شمرد تا از آب گل آلود، ماهي مراد را صيد کند. روس ها به بهانه عدم پرداخت تعهدات مالي ايران به اين کشور در قبال نيروگاه اتمي بوشهر، عمليات تکميل نيروگاه بوشهر را متوقف کردند تا ساخت نيروگاه اتمي بوشهر که قرار بود  در سال 2002 ميلا دي پايان يابد در آغاز سال 2007 ميلا دي همچنان ناتمام باقي بماند . البته ايران با اسناد و مدارک نشان داد که تعهدات مالي خود را به طور کامل انجام داده اما روسها دنبال بهانه براي ايجاد تاخيري ديگر در ساخت نيروگاه بوشهر به منظور کسب سود بيشتري بودند و چه بهانه اي از اين بهتر.
همزمان با آغاز سال 1386 خورشيدي، قطعنامه 1747 شوراي امنيت سازمان ملل هم بر ضد ايران صادر شد تا بار ديگر فرصتي 60 روزه  در اختيار  ايران قرار گيرد تا غني سازي اورانيوم را به حال تعليق درآورد.
پس از آن، روسها همواره به تاکتيک يکي به ميخ و يکي به نعل زدن ادامه دادند و اگرچه خود رادر راه اندازي نيروگاه بوشهر مصمم و جدي نشان مي دادند، اما در عمل، گام هاي محکمي در مسير نيل به اين هدف برنمي داشتند. در روز 26 آذر سال 1386، نخستين محموله سوخت نيروگاه اتمي بوشهر وارد  ايران شد. چند روز بعد، غلا محسين الهام سخنگوي وقت دولت اعلا م کرد که برق نيروگاه بوشهر از سال 1387 وارد مدار مي شود اما اين اتفاق تا دو سال پس از آن هم رخ نداد. طي ماه هاي بعد وعده هاي مختلف، چه از سوي طرف ايراني و چه از سوي طرف روسي در مورد راه اندازي نيروگاه بوشهر داده مي شد که البته هيچ کدام عملي نشد. احمد فياض بخش مديرعامل شرکتي که کارفرمايي نيروگاه بوشهر را برعهده دارد نيمه دوم سال 1387 را زمان افتتاح نيروگاه اعلا م کرد. در 27 مرداد سال 87، غلا مرضا انصاري سفير ايران در مسکو، زمان راه اندازي نيروگاه بوشهر را پايان سال 2008 اعلا م کرد. در دوم شهريور سال 87، الکساندرو سادوفنيکوف سفير روسيه در تهران، وعده داد که نيروگاه بوشهر اوايل سال 2009 وارد مدار مي شود. 17 مهر 87، منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران که براي پاسخگويي به پرسش نمايندگان درباره علت تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر به مجلس رفته بود زمان افتتاح نيروگاه را نيمه اول سال 2009 اعلا م کرد. 14 اسفند سال 87، متکي بازهم راه اندازي نيروگاه بوشهر در سال 1388 را قطعي دانست اما تا پايان سال 88 هم خبري از افتتاح نيروگاه نشد. تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر به حدي مردم را نسبت به وعده هاي مسوولا ن بدبين کرده بود که در پنجم مرداد سال 88 علي اکبر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي ايران گفت که در مورد راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر تاريخي را اعلا م نمي کند. اما از آغاز سال 89، وعده ها در مورد راه اندازي نيروگاه بوشهر نزديکتر شد و حتي صالحي که اعلا م کرده بود زماني براي راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر اعلا م نمي کند ابراز اميدواري کرد که تابستان امسال، توليد برق از نيروگاه آغاز شود.
سرانجام در روز 23 مرداد سال جاري، سخنگوي روس اتم مجري اصلي نيروگاه بوشهر اعلا م کرد که سوخت گذاري نيروگاه از 21 آگوست (30 مرداد) آغاز مي شود.اکنون اين مرحله سپري شده اما دو پرسش هنوز پابرجاست. نخست آنکه مراحل پاياني تکميل نيروگاه در چه زماني طي خواهد شد و دوم آنکه مسوول يک دهه تاخيردر راه اندازي نيروگاه بوشهر و هزينه هاي فراواني که به  دليل اين تاخير طولا ني روسها، بر بيت المال و بودجه کشور ما وارد شده کيست و آيا روسها آن را جبران مي کنند؟ هر چند که پاسخ، روشن تر از آن است که نياز به توضيح اضافه اي داشته باشد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان