نسخه شماره 2326 - 1389/01/23 -

 ما و بيگانگان، خاطرات سياسي  
نويسنده : جواد لگزيان

 دلخوش داشتن به تاييد بيگانه و تعلق خاطر به او به امربري و نوکري اجانب و در نهايت نابودي مي انجامد. اين جان کلام کتابي است که از دلسپردگان روسيه اي مي گويد که قرار بود پدربزرگ پرولتارياي جهان باشد. نصرت الله جهانشاه لو افشار در خانواده آذربايجاني در ارديبهشت ماه 1292 خورشيدي (1913 ميلادي) در تهران به جهان آمد. چون پدر و خانواده جهانشاه لو اهل زنجان و در آن شهر داراي املاکي بودند، در نوجواني اکثر تابستان ها را به زنجان رفته و از نزديک با زندگي روستايي آشنا شده بود. در سال 1313 خورشيدي وارد دانشکده پزشکي شده، و با معرفي يکي از دوستانش به نام باقر مستوفي (دانشجوي دانشکده فني) با دکتر اراني (استاد فيزيک دانشکده فني) آشنا مي شود، بعد از ملاقات هاي مکرر و آشنائي با افکار دکتر اراني، به عقايد اشتراکي و کمونيستي گرايش پيدا مي کند و با عده اي ديگر از همفکران خود به فعاليت مي پردازد.  در سال 1316 خورشيدي با عده همراه با گروه (53 نفر) به اتهام تبليغ مرام کمونيستي دستگير و زنداني شده، در سال 1320 با ورود قواي روس و انگليس به ايران از زندان آزاد و به تحصيل خود در رشته پزشکي ادامه داده و به سمت مسوول اتحاديه دانشجويان دانشگاه انتخاب و پس از چندي به عنوان سرپرست سازمان جوانان حزب توده برگزيده مي شود. در سال 1323 بااتمام دانشکده پزشکي به عنوان دستيار جراح در بيمارستان سينا شروع به کارمي کند.  در اوايل سال 1324 از طرف حزب توده به سمت مسوول حزب توده زنجان تعيين و به زنجان مي رود.  "  بخش عمده کتاب مربوط به دوران 26 سال اقامت در شوروي (از آذر ماه سال 1325 ورود به شوروي تا سال 1351 خروج از شوروي) است که حکايتي است عبرت آموز از خارکشي حزب توده براي غول بياباني روسي! و برباد رفتن روياي سرخ در هجوم کابوس سياه!  ما و بيگانگان: خاطرات سياسي دکتر نصرت الله جهانشاه لو افشار (به اهتمام) نادر پيمايي را انتشارات سمرقند منتشر کرده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان