نسخه شماره 2321 - 1389/01/17 -

 گزارش تاسف برانگيز از مزار بزرگان موسيقي ايران
 منزلت مزار هنرمندان متوفي اين نيست 

در ايام عيد باستاني نوروز امسال، فرصتي دست داد تا به امامزاده طاهر کرج، براي ديدار از مزار استاد غلامحسين بنان بروم. قبل از عزيمت فکر مي کردم فقط استاد بنان در اين مکان دفن شده است. بسيار ولع داشتم از بارگاه و مکان ارزشمندي که استاد در آنجا آرميده است ديدن کنم. غافل از اينکه اصلا چنين مکاني وجود ندارد. نمي دانستم استاد کجا دفن شده است.
به دنبال شخصي بودم تا آدرس مزار را از او بپرسم که چشمم به مردي افتاد که جارو به دست در حال گشت وگذار بود و متوجه شدم وي در اين مکان فعاليت مي کند. خودم را به او رساندم و محل را از او سوال کردم. به من گفت دنبال من بيا. به دنبالش رفتم. در مدت چند ثانيه اي که تا محل رسيديم حالتي بسيار دگرگون داشتم. از يک سو خوشحال بودم از اينکه بر سر مزار شخص بلند مرتبهاي حاضر مي شوم که در هنر و فرهنگ و موسيقي ايران تاثير شگرفي داشته و از سويي مايل بودم که ببينم براي استاد چه ارزش و اهميتي قائل شده اند که به يکباره خشکم زد. محلي را که آن شخص به من نشان داد براي يک فرد عادي هم مناسب نبود. وي تلي از خاک را به من نشان داد که کمي آب روي آن ريخته و بالاي قبر، روي يک بلوک سيماني با گچ، عبارت "استاد بنان" را نوشته بودند که دقايقي بعد يکي از بستگان آن را پررنگ تر کرد تا در عکس بهتر ديده شود.
باورم نمي شد که اينجا محل دفن يکي از برترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران باشد. با تاسف و تعجب بسيار به آن شخص گفتم: اينجا واقعا محل قبر استاد بنان است؟ پس سنگ قبرش کو؟ پس بارگاهش کو؟ چرا مثل بقيه افراد دفن شده است و تفاوتي با سايرين ندارد؟ نکند اشتباه مي کني؟ وي به سرعت گفت: نه!...سنگ قبر استاد را برداشته اند و قرار است يکي درست کنند و به جايش بگذارند. نگاه کردم و ديدم کل سنگ قبرهاي محوطه مجاور استاد بنان را تخريب کرده اند و ظاهرا قرار است همگي تعويض شود. گفتم: استاد بنان سالهاست از دنيا رفته است و چرا تا الان براي او بناي محترمانه و ارزشمندي تهيه نکرده اند که الان بعد از گذشت بيست و چند سال تازه بايد براي او سنگ قبر تهيه کنند؟ آن شخص گفت: ايرادي ندارد که؟ قرار است تهيه کنند.
اينکه مشکلي نيست. گفتم: آخر.... گفت: در اين محل بيش از چهل تن از هنرمندان پرآوازه دفن هستند. معلوم است علاقمند هستي، بيا تا بقيه را هم به تو نشان بدهم. مرا بر سر مزار بانو عصمت باقرپور (دلکش)، استاد حسين قوامي، استاد مرتض حنانه، آغاسي و... برد. از وضعيت اسفباري که اين مزارها داشت تاسف خوردم. نه تنها بين استاد بزرگ موسيقي ملي ما،حسين قوامي و فرد بغل دستي اش تفاوتي نبود، بلکه مزار بسياري از افراد معمولي اطراف، بهتر و شايسته تر از ايشان بود. باز هم به آن شخص به حالت اعتراض از وضعيت اين قبور گفتم. آن شخص به من گفت: "سعي کن از اين حرف ها نزني.... بيا فاتحهاي بخوان و برو" در اين زمان به اين افراد اهميت داده نمي شود. و ادامه داد: مدتي پيش يک نفر از مزار فردين سوالي کرد. او را با ضرب و شتم بردند. شما هم بهتر است "فقط خدا رحمت کند" بگويي و بروي و از من درخواست عيدي کرد. به پاس زحماتش عيدي به او دادم و برگشتم بر سر مزار قبور.
به هيچ وجه فکر نمي کردم منزلت مزار هنرمندان طراز اول موسيقي کشورمان در اين سطح نازل باشد. شايد من به سبب علاقه به موسيقي، مي خواهم که براي هنرمندان اين عرصه شان والايي در نظر بگيرند ولي راديو فرهنگ هم در يکي از برنامه هاي چند روز گذشته گفت در ميدان حسن آباد تهران به علت عدم توجه و سهل انگاري مسوولين قبر استاد کلهر، خوشنويس بلند آوازه و صاحب سبک نيز مخدوش و گم شده است و نشاني از او نيست.
بايد معتقد باشيم براي هنرمندان همه عرصهها بايد جايگاه والايي در نظر بگيريم. چه در زنده بودنشان و چه در وفاتشان. تا وقتي که خود ما ارزش و منزلت هنرمندان و دانشمندان بزرگ کشورمان را ناديده بگيريم، کشورهاي فرصت طلبي همچون تاجيکستان، افغانستان، ترکيه و حتي عربستان همه مايملک فرهنگي و علمي ما را از آن خود خواهند دانست. چندي پيش در خبرها خوانديم که در کتب مدرسه کشور عربستان، ابوعلي سينا، دانشمند آن کشور معرفي شده است. فارابي و مولوي و ناصر خسرو و بقيه نيز توسط کشورهاي ديگر تجليل مي شوند و به خاطر اهمال کاري هاي ما، هنرمندان واقعي اين مرزو بوم براي همه افراد جامعه ناشناخته مانده اند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان