نسخه شماره 2317 - 1388/12/27 -

 نوروز نشاني از شکوه ايران باستان 

در اين روزها و لحظه هايي که مدام و هماره مي بايست به دنبال راه گريزي باشيم براي فرار از اين همه يکنواختي، سرگرداني و دل مردگي... شايد اتفاق خوشايند نوروز و تحويل سال، که خوشبختانه بدون تحريف با همان آداب و سنن ديرينه ايستاده و باقي مانده کمي افکار و اين دل بي قرارمان را به خودش مشغول سازد و شايد تنها خاطره خوشي است از ايام شيرين دوران کودکي ولي با همين وجود اين خوشحالي اندک نيز حريف زخم هاي تنهايي و غريب اين روزگار نيست و نوروز با تمام اصالتش هر سال از کنار چشم هاي بي رمق، دل هاي افسرده مان با وقار و متانت مي گذرد و به قول قيصر:
 گرم به فال نيک بگيرم بهار را
چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟
تقويم چهار فصل دلم را ورق زدم
آن برگ هاي سبز سرآغاز سال کو؟
با اين وجود در طول تاريخ ايران جشن هاي مهرگان، سده، آبانگان، يلدا و... هميشه با شکوه خاصي جشن گرفته مي شدند و حتي در بعضي موارد اهميت آنها از نوروز هم بيشتر بوده... اما جشن نوروز تنها نمونه از اين جشن هاي ملي است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتي که توسط بدانديشان و زشت کاران براي محدود کردن آن صورت گرفته... هميشه ايستاده است و شکوه عظمت و شادي، مردمان ايران زمين را گوشزد مي کند، نوشتن دغدغه مقدسي است. اما ادبيات و فرهنگ و تمدن هر سرزميني مقدس ترين دغدغه هاست... به اين لحاظ همواره بايد دانش ما از اين مقوله وسيع و عميق باشد جهت انجام رسالتي، زدودن ابهامي و درک نکته اي...
دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاري در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلا د ذکري از نوروز نمي کنند. هرچند که بسياري از محققان بر اين عقيده هستند که يکي از دلا يل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد) جشن گرفتن نوروز و بار عام نوروزي شاهنشاهان هخامنشي بوده، اما نبود هيچ گونه نشانه اي از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشي براي بعضي از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستاني به عنوان يک مراسم دولتي جشن گرفته مي شده يا نه؟
نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخي به سلطنت ولا ش اول اشکاني باز مي گردد.
ولا ش اول را عموما پايه گذار بسياري از مراسم ايراني از جمله سده مي دانند و نوشته شدن قسمت هايي از اوستا را نيز به دوران او نسبت مي دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاري نوروز در دوران اشکاني محروم مي کند.
برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساساني (650-224 پ م) اطلاعات جامعي در دست داريم. کتيبه هاي ساساني، پندنامه ها و ديگر قطعه هاي ادبيات ايراني ميانه، از برگزاري جشن سال نو در دربار ساساني صحبت مي کنند. مراسم بار نوروزي که در آن شاهنشاه براي تمام اعضاي دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب مي داد، از بازمانده هاي مراسم ساساني است.
مراسم بار عام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقي ماند و تمام شاهان ايران، حتي پادشاهاني که از اصل غيرايراني مي آمدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را براي برگزاري رسوم ايراني و از جمله نوروز آماده مي کردند. در دربار خلفاي عباسي که از بسياري جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساساني مي دانستند، نوروز از مهم ترين جشن هاي سال بود و بار نوروزي با تمام جلال و شکوه آن انجام مي گرفت.
در خصوص نوروز و آداب و رسوم آن مطالب زيادي تاکنون چاپ و منتشر گرديده ... ولي سلوک در وادي فرهنگي و ادبيات اين سرزمين مي بايست ذهن هر انسان متمدن و عميق را با مضامين بلند، انسان دوستانه و آزادانديش آن مانوس و همراه سازد چرا که تمامي آيين ها، تفکرات، آثار باستاني و تمامي آنچه که از گذشته باقي مانده نشان از رشد و شکوه فرهنگ ايران باستان دارد و آن هميشه در اذهان خسته و غمگين ما جاودان خواهد ماند.
غلامرضا توحيدي منش
رئيس اداره خدمات شهري ناحيه 7 منطقه  20


نسخه چاپي ارسال به دوستان