نسخه شماره 2249 - 1388/09/30 -

 صلح پايدار و حفظ محيط زيست 
نويسنده : محمد اسحاق آبادي

همه دانشمندان و کارشناسان زيست کره اعتراف مي کنند که روند فروپاشي اکوسيستم زمين با آهنگي شتابدار ادامه دارد و راهي براي برون رفت از اين مشکل بزرگ تمدن بشري نمي تواند وجود داشته باشد، مگر آنکه همکاري جدي تمامي دولت ها، با تکيه بر يک طرح جامع و جهان شمول که نجات حيات سياره زمين و نسل آينده را به دنبال داشته باشد. پاره اي از دانشمندان که خطر را جدي مي بينند معتقدند، تنها فرصت براي نجات زمين کمتر از 10 سال است، زيرا بعد از آن روند فروپاشي حيات سياره، برگشت ناپذير خواهد شد اين امر را مي توان پذيرفت زيرا نود درصد از آبزيان اقيانوس ها  و درياها، ظرف پنجاه سال گذشته نابود شده اند و زنجيره غذايي در درياها در حال گسستن است. در همين مدت هشتاد درصد از آبهاي زمين آلوده  به سموم، فلزات سنگين، پساب ها و فاضلا ب ها شده اند، از اين رو بحران آب در سطح جهان امري جديست. گازهاي گلخانه اي ناشي از سوخت فسيلي، تغييرات اقليمي (تغييرات چرخه آب) را باعث شده که نتيجه آن سيل هاي بي سابقه، طوفان ها، ريزش برف هاي بي سابقه، آتش سوزي جنگلها در پاره اي از اقليمها و خشکسالي هاي بي سابقه در پاره اي ديگر از اقليمهاست. به آن اضافه کنيد نابودي روبه رشد جنگلها و مراتع، آب شدن سريع يخ هاي قطبي که منجر به بالا  آمدن سطح درياها شده و در آينده منجر به کوچ اجباري اقوامي خواهد شد که ارتفاع زمين هاي ايشان از سطح درياها کم است... به آن اضافه کنيدهزاران مشکل زيست محيطي ديگر، از قبيل نابودي گونه ها، نشت  صدها هزار بشکه پسان پرتوزا و ساير سموم صنعتي بر اثر زنگ زدگي، که در اقيانوس ها و درياها دفن شده اند. تغييرات در چرخه آب، پديده بي رنگي در يک ميليارد ريف مرجاني و... غيره. با توجه به رشد جمعيت در پيش روي نيز، بحران جهاني آب و غذا، هجوم گرسنگان، تخريب، يا ناهنجاري  در ژن و کرموزوم انسان و حيوان، جهش ژنتيکي در ميکروب ها و باکتري ها را خواهيم داشت که نهايت به نابودي حيات سياره(اکوسيستم زمين) و نسل آينده  منجر خواهد شد. آيا زمين خانه ما و مادر حيات ما نيست؟ اين موارد را همه مي دانند، اما راه حل آن چيست؟ راه حل بسيار ساده است، برقراري صلحي جهان شمول، که به ظاهر غير ممکن مي آيد، اما غير ممکن نيست. در اين صورت بشر به تمامي مشکلا ت خود فائق آمده و نجات زمين و نسل آينده ممکن مي گردد. اگر توجه داشته باشيم بيش از نيمي از انرژي مصرفي و گازهاي گلخانه اي حاصل از آن را، تحرک نيروهاي دفاعي و ساخت ابزار جنگي به خود اختصاص داده است، در خواهيم يافت که صلح جهان شمول، چه تاثيري در حفظ محيط زيست خواهد داشت.
امروزه بيش از سيصد هزار کارخانه در جهان ابزار آلا ت جنگي را مي سازند، و به آن اضافه کنيد توليدات و موارد در رابطه با آن را، که از توليد بند پوتين يک سرباز گرفته تا سيستم هاي اطلا عاتي و جاسوسي را شامل مي شوند. اين انرژي چرا بايد هدر بروند، مگر بشر به درک و فهم دمکراسي جهاني نرسيده تا تصميمي خردمندانه  بگيرد؟
از طرفي سياست اقتصاد جهاني بر پايه تفکر غلط سرمايه داري سنتي بنا شده، که جنگ را بازار مصرفي پايدار براي خط توليد خود مي داند، از اين رو  براي حفظ و استمرار اين بازار، ناچار از فتنه انگيزي و ايجاد جنگ بين اقوام است.از سوي ديگر صلح جهاني با اين شرايط بسيار خطرناکتر از جنگ و ناممکن است. زيرا بيش از هشتصد ميليون نفر در جهان از اين راه امرار معاش مي کنند، که اين تعداد، شامل نيروهاي دفاعي، کارگران کارخانجات توليد کننده ابزار جنگي سرمايه داران و شاغلين در رابطه با فروش يا توليدات وابسته جنگي و ساير وابستگان شغلي را شامل مي شود در نتيجه با صلح جهاني، فاجعه جهاني به وقوع خواهد پيوست، زيرا بيکاري اين خيل عظيم، خود منشا» جرم و جنايت وسيع در سطح ملل خواهد شد وبه يکباره نظام اجتماعي و فرهنگي اقوام را فرو خواهد پاشيد و از سوي ديگر ورشکستگي اقتصادي را در سطح ملل و دولت ها بوجود خواهد آورد، و ناچار بشر را به سوي جنگ و خشونت سوق خواهند داد. پس راه حل چيست؟ راه حل اين مشکل بزرگ تمدن بشري تنها جنگ است... اما جنگ از نوعي ديگر...
جنگي مورد قبول تمامي اقوام ملل و دانشمندان، با هدفي جهان شمول و حيات بخش. ساده تر عرض کنم، جنگ زيستي تنازع بقا، با هدف تعمير و نگهداري سياره زمين. چون اين جنگ ها مورد قبول تمامي اقوام است جنگ همه گير خواهد شد و بازار مصرفي به وسعت تمام زمين را براي سرمايه داري به وجود خواهد آورد، که تبديل خط توليد جنگ افراز سازي ها را ممکن و اقتصاد جهاني را شکوفا خواهد کرد، به طوري که  چهار صد ميليون فرصت جديد شغلي بوجود خواهد آورد و فقر را از جهان ريشه کن مي کند. از طرفي نيروهاي دفاعي ملل تحت عنوان يک پرچم يا ارتش جهاني قرار خواهند گرفت و از سوي ديگر بقاي گونه ها و حيات زمين و نسل آينده را تضمين و مشکل کوچکي چون تغييرات اقليمي را هم مرتفع خواهد کرد. و از طرف ديگر همکاري بين ملل و دانشمندان، کارشناسان و سرمايه داران باعث برقراري صلحي پايدار و جهان مشمول خواهد شد که نهايت به يک دولت جهاني و عدالت جهاني ختم خواهد شد. براي رسيدن به اين دگرگوني نوين اقتصادي و استراتژي زيستي، ابتدا بايد نوع  ماموريت هاي جديد نيروهاي دفاعي توسط کارشناسان علوم مختلف تعريف شود تا يگان هاي دفاعي  با ماموريت هاي جديد آموزش ديده و سريعا اقدام به جنگ زيستي کنند.با توجه به اين نکته که اين نيروها نياز به ابزار جديد جنگي دارند، به راحتي مي توان به مقصود رسيد و تکنولوژي را در جهت خردمندانه سوق داد و عمل تبديل خط توليد کارخانجات را با کمک سياست جديد سرمايه داران به انجام رساند.  بدين صورت تمامي اقوام با اشتياق خواهان جنگ زيستي تنازع بقا در کشورشان خواهند شد، زيرا انرژي و بودجه دفاعي دولت ها در رگ و پي اقتصاد و محيط زيستشان تزريق خواهد شد.
پس مي بينيم: تنها راه نجات بشر، برقراري فلسفه صلح، دوستي در جهان است، تا در سايه اين صلح جهانشمول، اقدام به جنگ هاي زيستي تنازع بقا کنيم تا بازاري بزرگ، به وسعت سياره زمين به وجود آيد، که نه تنها فقر را در جهان ريشه کن خواهد کرد بلکه خوني تازه در رگ اقتصاد ملل جاري خواهد ساخت، انرژي تلف نخواهد شد و سياره زيبايمان دوباره جان خواهد گرفت. بدين گونه است که سرمايه دار و کارگر در کنار هم مي توانند از نعمت هاي خدا لذت ببرند و به کسب معرفت بپردازند. اين مقصود خالق ما و اين سياره زيباست. خداوند به انسان شعور عنايت فرمود و تمامي نيروها و گونه ها را مسخر او نمود، تا با خردمندي از آن استفاده کند. امروز ضرورت ايجاب مي کند که دنياي کهنه را بسوزانيم و بر آن دنيايي نو بسازيم، تا فرزند معصوم ما  و نسل آينده نظاره گر رقص پروانه ها باشند.


 


نسخه چاپي ارسال به دوستان