نسخه شماره 2200 - 1388/07/29 -

 يک تحليلگر روسي مطرح کرد:
 نفع عمليات تروريستي در ايران براي چه کساني است؟ 

سياسي کردن هرگونه اتفاق و اوضاعي در ايران ساده و آسان است. نمونه آن انفجار روز يکشنبه در استان سيستان و بلوچستان است که نزديک به 50 قرباني به جا گذاشت. هدف اين عمليات تروريستي بدون ترديد خدشه وارد آوردن از داخل به چهره ايران در جهان و تشديد بي ثباتي در اين کشور است. اما سئوال اينجاست که چه کسي از آن نفع مي برد؟
به گزارش "تابناک"، تحليلگر روسي مسائل بين الملل، "ايوان زاخارچنکو"، در يادداشتي تحليلي با طرح موضوع بالا در "ريانووستي" نوشت: روز 18 اکتبر در نزديکي سالن کنفرانس شهر "سرباز" يک تروريست انتحاري خود را در کنار خودروي معاون فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران منفجر کرد.
زمان براي انجام اين عمليات تروريستي اتفاقي انتخاب نشده است. چرا که هنوز هم شعله هاي اعتراضات در خصوص انتخابات رياست جمهوري در اين کشور فروکش نکرده است. اما عمليات تروريستي مذکور دست کم دو اتفاق مهم را تحت پوشش خود گرفت.
اولا اکنون در وين مذاکرات ايران با ديپلمات هاي روسي، آمريکايي و فرانسوي در خصوص تصميم گيري جهت تحويل سوخت هسته اي براي راکتور تحقيقاتي ايران در حال انجام است. تصميم تهران براي افزايش حجم توليد غني سازي اورانيوم که ممکن است براي توليد تسليحات هسته اي هم مصرف شوند، به اين مذاکرات بستگي دارد. دوما، قرار بود تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، مذاکرات ميان نمايندگان شيعه و سني انجام شود. وي در ادامه مي نويسد: اتهامات سياسي بلافاصله شکل گرفتند. ايران، آمريکا، بريتانيا و عربستان سعودي و همچنين نيروهاي امنيتي پاکستاني را به دست داشتن در اين عمليات تروريستي متهم نمود. غربي ها هم که دليل مشکلات کنوني ايران را نگاه حاکم بر اين کشور مي بينند، خود به خود متهم هستند.
بر اساس گزارش نيروهاي انتظامي سيستان و بلوچستان "عبدالمالک ريگي" رهبر گروهک "جندالله" مسئوليت اين انفجار را بر عهده گرفته است که اکثرا از بلوچ هايي که در تقاطع مرزي ايران با پاکستان و افغانستان زندگي مي کنند، تشکيل شده است. اين يکي از مناطق وسيع و محروم ايران محسوب مي شود که فعاليت هاي قاچاقچيان موادمخدر در آن بسيار محسوس است.  وي ادامه مي دهد: براساس گزارش رسانه هاي گروهي غربي، دليل اين مسئله مي تواند تحرکات اخير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در منطقه و تشديد حضور اين نيرو در سيستان و بلوچستان جهت جلوگيري از کانال هاي مواد مخدر و همچنين دستگيري "عبدالحميد ريگي" برادر عبدالمالک رهبر "جندالله" باشد که هنوز حکم اعدامش به اجرا در نيامده است. بي دليل نيست که ناظران بين المللي بيشتر به مساله مواد مخدر در محل توجه دارند تا به اهميت اختلاف نظرات ميان شيعه و سني در منطقه. بدون ترديد قاچاقچيان مواد مخدر به بي ثباتي ايران نياز دارند چرا که دولت اين کشور را از مسئله مواد مخدر دور کرده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران امکان کمتري براي جلوگيري از اين تجارت که با تروريسم ارتباط تنگاتنگي دارد، پيدا خواهد کرد.
روزنامه "وال استريت ژورنال" تاکيد مي کند که تهران بيش از گذشته از نفوذ طالبان و شبکه تروريستي بين المللي القاعده در پاکستان و افغانستان بر گروهک هاي جنايي و نظامي در مرز با ايران نگران است. اگرچه "جندالله" هيچ وقت براي ايران مشکل جدي محسوب نمي شود، اما دشمنان اين کشور مي توانند از چنين گروهک هايي براي ايجاد تزلزل در حکومت ايران استفاده کنند.
ايراني ها به دولت پاکستان که در ايران به عنوان حامي گروهک هاي تروريستي در شرق اين کشور، معروف است هم به خاطر ارتباطش با عربستان سعودي چندان اعتماد ندارند. البته خود پاکستاني ها تلاش دارند به ايراني ها بقبولانند که هيچ نقشي در عمليات تروريستي اخير نداشته و برعکس خواستار همکاري در مبارزه با تهديدات مشترک از سوي تروريسم و تشکيلات نظامي غير قانوني برون مرزي هستند.
البته واقعا بعيد به نظر مي رسد که پاکستاني ها به بي ثبات سازي ايران تمايل داشته باشند چرا که بي ثباتي در اين کشور فقط به ناپايداري در کل منطقه منجر خواهد شد. "زاخارچنکو" مي افزايد: به عقيده ناظران، پاکستان در گذشته از تشکيلات نظامي مشابه به ويژه در افغانستان طي دهه80 عليه نيروهاي شوروي سابق حمايت کرده که همين مسئله نيز باعث بدبيني حکومت ايران شده است. عبدالحميد ريگي اعتراف کرده که از واشنگتن دستور و کمک مالي مي گرفته اما کاخ سفيد اين اتهامات را به طور کل رد کرده است.
اگر نيروهاي امنيتي غربي به فشار بر دولت احمدي نژاد در ايران تمايل داشته باشند، کمک به قاچاقچيان مواد مخدر در مرز ميان ايران، پاکستان و افغانستان جهت پيشبرد اين منظور در شرايط فعلي با ريسک بسياري از نظر امنيت منطقه و مبارزه با تروريسم توام بوده که نيروهاي آمريکا براي تامين آن در افغانستان مستقر شده اند. بر اساس نوشته يک روزنامه اماراتي، تهران بايد به اشتباه خود اعتراف کند و آنطور که بايد با پاکستان و افغانستان جهت تنظيم استراتژي مشترک مبارزه با "دشمن واحد" اقدام نمايد. روزنامه ترکيه اي "تودي زمان" نيز مي نويسد، اگر ايران فقط بدنبال منافع خود باشد يعني به عبارت ديگر اسلام را فقط براي ايرانيان بخواهد، کاري از پيش نخواهد برد چرا که در عصر حاضر هيچ کشوري در منطقه نمي تواند با تکيه بر نيروي خود بر روي پا بايستد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان