نسخه شماره 1953 - 1387/09/06 -

 اتحاد رهبران آمريکاي لا تين
 آمريکا ديگر حياط خلوت ندارد 

«من هيچ سر در نميآورم! اگر رواست که ايالات متحده ناوگان چهارم خود را به آمريکاي لاتين گسيل دارد، چرا ناوگان روسي نتواند عازم اين خطه شود؟» اين نکته زاييده فکر هوگو چاوز نيست که قرار است رزمايش مشترک دريايي با روسيه در ماه نوامبر در کشورش سرگيرد، بلکه رافائل کوريا همتاي اکوادوريايي وي است که چنين ميانديشد. راه اندازي مجدد ناوگان چهارم آمريکا که در 25 آوريل اعلام شد، نه تنها در شبه قاره هيچ شور و شوقي برنينگيخته بلکه نگرانيهاي چندي را هم در پي آورده است. اين ناوگان از يگان هاي نيروهاي ويژه همه فن حريف زميني، دريايي و هوايي، به منظور هدايت و هماهنگي نيروهاي دريايي آمريکاي مرکزي و جنوبي عليه «قاچاق مواد مخدر و تروريسم» برخوردار است!
کم و بيش در همان هنگام لوييز اينياتسيو لولا دو سيلوا، رييس جمهور برزيل، کسي که وي را غالبا «ضد چاوز» معرفي ميکنند، از کوره به در رفت که دفتر «بازار دواي هر دردي است بسته شد»، «دوره اي که ما، قدرتهاي اقتصادهاي نوخاسته، به صندوق بين المللي پول وابسته بوديم سر آمد» و «ديگر دنبال آمريکاي لاتيني که صدايش به گوش نمي رسيد نگرديد».
درست سي و پنج سال پس از سرنگوني سالوادور آلنده، سوسياليست شيليايي، تصميم بوليوي و ونزوئلا در روز 11 سپتامبر به اخراج سفراي ايالات متحده به اتهام توطئه چيني واشنگتن عليه دولتهايشان، اهميتي بيش از نمادي ساده دارد. روز بعد از آن منوئل زلايا رييس کشور هندوراس، به نشانه همبستگي با بوليوي پذيرش اعتبارنامه سفير تازه آمريکا در تگوسي گالپا را «به تعويق انداخت»، رخدادي که کمتر به چشم آمد. در سالهاي اخير، فقط کلمبيا و ال سالوادور روساي جمهوري برگزيده اند که آشکارا هوادار آمريکا هستند. حتي کشورهاي آمريکاي مرکزي که «حياط خلوت» سنتي واشنگتن به شمار رفته اند جهش بزرگي ]براي گسستن از بندهاي وابستگي[ کرده اند. هندوراس پس از آنکه به تقاضاي کمکي که از واشنگتن و بانک جهاني کرده بود وقعي ننهادند، به طرح ژئوپوليتيک «بنيادي» بديل بوليواري به سود کشورهاي قاره آمريکا پيوست که به انگيزش آقاي چاوز هم اينک بوليوي، کوبا، نيکاراگوئه و ونزوئلا را بيگديگر پيوند داده است.کاستاريکاريا، نوزدهمين عضو موافقت نامه پتروکاريبه شده است، که به موجب آن کاراکاس نفت را به قيمتي نازل تر از بهاي بازار به امضاکنندگان آن موافقت نامه ميفروشد.
هنگاميکه ونزوئلا جنگندههاي سوخو و تفنگهاي تهاجمي کلاشينکف از روسيه ميخرد و يا دو بمب افکن استراتژيک 061-TU  که از مسکو راهي آن کشور شده اند را در خاک خود ميپذيرد، نه به قصد حمله به فلوريداست، بلکه پويا ساختن «ژئو پوليتيک جهاني تازه اي» را در نظر دارد. وقتي برزيل اعلام ميکند که به لطف انتقال فنآوريهاي فرانسوي چهار زير دريايي متعارف، يک زير دريايي با نيروي پيش راننده اتمي و بالگردهاي نظاميخواهد ساخت، کار ديگري جز قدم برداشتن در همان راه نمي کند، گيريم اقدام وي کمتر چشمگير باشد. روياروي مطامع واشينگتن برازيليا، قلمرو خويش را مشخص ميسازد.
برزيل مناسبات خود با کشورهاي رو به روشد را توسعه ميبخشد; ونزوئلا و بوليوي پيوندههاي خود با چين، ايران و روسيه را استوار ميسازند- شرکت نفتي روسي گازپروم اکنون فعاليتهاي خود را به اين دو کشور گسترش داده که از ديدها پنهان نمانده; توافقنامههاي دوجانبه ميان آرژانتين، برزيل، بوليوي، کوبا، نيکاراگوئه، ونزوئلا، پاراگوئه، اکوادور رو به فزوني نهاده اند. روز 28 سپتامبر در جريان يک همه پرسي در اکوادور تاييد گسترده مردم بر قانون اساسي تازه اي صحه گذاشت که هدف آن بستن دفتر سياست نوليبرالي در اين کشور است.
ناسازگاريها و حتي موارد کشاکش ميان کشورهاي آمريکاي لاتين همچنان پابرجاست. با اين همه، آنها در اين موقعيت سرنوشت ساز پشت به پشت يکديگر داده اند. گواه اين همبستگي ]واکنش نسبت به[ اقدام فرمانداريهاي ايالات موسوم به «خودمختاري خواه» در بوليوي است که در ماه سپتامبر کوشيدند دولت آقاي اوو مورالس را بي ثبات سازند. به همين مناسبت بود که فيليپ گلدبرگ سفير آمريکا ]عنصر نامطلوب شناخته و[ از آن کشور اخراج شد. تخصص وي را که در سالهاي 1996- 1994 در بوسني و ميان سالهاي 2004 و 2006 در کوسوو ماموريت داشت، «تجزيه» کشورها دانسته اند. ونزوئلا و به دنبال وي برزيل که آگاه اند «پيکار بوليوي» تا چه اندازه براي آينده چپگرايان آمريکاي لاتين و فراسوي چپگرايان براي حاکميت آنها سرنوشت ساز است، گردهمايي اتحاديه ملتهاي آمريکاي جنوبي را در سانتياگوي شيلي به راه انداختند که تا آن وقت چونان سازماني نمود يافته بود که بيش از آنکه تاثير گذار باشد ارزشي نمادين ميداشت. کشورهاي منطقه در اين گردهمايي بدون حضور ايالات متحده، به پشتيباني قاطعانه از آقاي مورالس برآمدند و يادآور شدند که هيچ گونه «گسستي در نهاد يکپارچه کشور داري» همسايه خويش را بر نخواهند تابيد.
اکنون ايجاد شوراي دفاعي آمريکاي جنوبي را به منظور پيش نگري و چاره يابي ستيزهها پيش کشيده اند. آقاي دا سيلوا انديشه برپايي چنين نهادي را که آقاي چاوز در سال 2003 پرورده بود از سرگرفته اما با خصومت ورزي کلمبيا رو در روست.
ايالات متحده نتوانسته است طرح بزرگ خود براي ايجاد ناحيه آزاد تجاري ميان کشورهاي قاره آمريکا را به آن پهنه تحميل کند. شبه قاره از بهاي استثنايي توليدات اوليه خود در بازار کشورهاي نوخاسته اي مانند هند و چين بهره ميجويد. باد مخالفي که بر وال استريت وزيدن گرفته همه محاسبات را به هم زده است. «در حالي که بدوا اميد آن بود که آمريکاي لاتين شايد بتواند از بحران برکنار بماند، اينک نشانههايي بسيار قوي حکايت از آن دارند که آثار اين بحران به يقين در راهست. نه فقط ميتوان چشم به راه رو به وخامت گذاردن ديرپاي تجارت خارجي بود، بلکه همچنين ميبايد انتظار ضربه مالي بسيار خشني در آينده نزديکي داشت. نظام بانکداري و بورس اوراق بها دار هرچه بيشتر گسترشي بينالملل يابند، شکنندگي ]اين کشورها[ بيشتر خواهد شد». در واقع آسيب هم اينک هم به کشورهايي مانند مکزيک، شيلي، برزيل و پرو سرايت کرده است.
در سال 2006 رييس کشور ونزوئلا به قصد استفاده از ذخيرههاي موجود در منطقه ايجاد يک بانک «بديل» جنوب را، پيشنهاد کرده بود تا به وابستگي به صندوق بين المللي پول پايان دهد، منابع مالي لازم را براي توسعه کشورهاي عضو فراهم آورد و از آسيب پذيري لايههاي تنگدست اجتماعي بکاهد. تاکنون آرژانتين و برزيل که به گونه اي هم پيوستگي اميد بسته اند که با سلطه اقتصادي آنها بر بقيه منطقه سازگار باشد طفره رفته اند. اما سر انجام روياروي تهديد کشور شمالي، رييس جمهور برزيل در ملاقات اول اکتبر خود در مانوس (برزيل) با آقايان چاوز، کورئا و مورالز، به «تند روها» پيوست و پيشنهاد ايجاد نهاد تازه را پذيرفت.
منبع: لموند ديپلماتيک

 


نسخه چاپي ارسال به دوستان