نسخه شماره 4163 - 1395/08/01 -

 همه گرفتاري‌هاي يک رئيس دولت
 آپارتايد سياسي عليه يک رئيس‌جمهور 
نويسنده : متين مسلم

اگر به حسن روحاني ايرادي وارد مي‌شود بيشتربه دليل ارزان فروشي دستاوردهايي است که حصول حتي يکي از آنها براي يک دولت مستقر در طول حيات قانوني‌اش کافي بود. از توافق هسته‌اي با قدرت‌هاي جهاني گرفته تا کنترل تورم به زير 9 درصد ويا آرامش رواني جامعه.منتقدانه مي‌توان از روحاني خواست درحوزه‌هاي اقتصادي فعال‌تر باشد. اما متقابلا از او انتظار نمي‌رود که با عدم موفقيت در برخي شاخص‌ها مانند رکود، دستاوردهاي بزرگتر را حراج و ميدان را به حريف واگذار کند.

گذر از مسير رئيس‌جمهور شدن در ايران شايد سخت باشد،امادر تلاطم‌هاي سياسي و اجتماعي ايران، رئيس‌جمهور ماندن بسيار سخت‌تر است. پاسخگويي به مطالبات راي دهندگان و نيزجلب نظر بخش مردد جامعه که محافظه‌کارانه به انتظارعملکرد رئيس جمهور مي‌نشينند (که البته ايرادي هم ندارد)اتفاقا بخش ساده، بي‌دردسر و راحت ماجرا براي روساي جمهوراست.آنچه اما رئيس جمهور ماندن براي روحاني را طاقت‌فرسا مي‌کند،کنترل و دفع فشار مخالفان و شدت ضرباتي ست که از هرسو متوجه او مي‌شود.با اين تفاوت نامتعادل، که در زمان دفع فشار، حسن روحاني متهم به عدم تحمل مخالفانش مي‌شود!.

قرار گرفتن مقابل چنين شرايط نا‌برابر و قضاوت‌هاي نامتعادل، روحاني را به يک شاخص بي مانند در ميان روساي جمهور ايران تبديل کرده‌. اکبر ‌هاشمي‌ رفسنجاني سياستمدار واقع‌بين، بسيارقدرتمند و پر نفوذ که اينک بيش از پيش حمايت از حسن روحاني را وظيفه خود اعلام کرده مي‌گويد «مزاحمت‌ها براي دولت روحاني پس از انقلاب ايران کاملا بي‌سابقه است. مي‌خواهند کاري کنند تا مردم از انتخاب عاقلانه‌شان پشيمان شوند».

اينکه چرا علي‌رغم گذشت حدود 3 سال و نيم از آغاز کار دولت روحاني ،آقاي رفسنجاني کماکان نوک تيز انتقادات و حملات خود را متوجه دولت قبلي و عوامل احمدي‌نژاد مي‌کند به باور آگاهان امور داخلي ايران، صرفا به دليل کارشکني‌هاي کنوني آنها نيست.آنچه براي‌هاشمي‌رفسنجاني ظاهرا اهميت استراتژيک پيدا کرده،زنده نگه داشتن شرايط و فضايي است که دولت قبلي براي مردم و کشور ايجاد وميراثي ويرانگر از تخريب، نابساماني، فساد، گسست‌هاي اجتماعي و رواني و ناامني در 2 حوزه امنيت داخلي و بين‌المللي بر جاي گذاشت.

در متد فکري و سياسي زيرکانه اکبر‌هاشمي‌رفسنجاني، در بررسي 8 سال دولت جادو پندار!! نبايد اجازه داد پديده احمدي‌نژاد به عنوان يک موضوع تاريخي صرف و گذرا مورد بررسي گيرد و تلاش‌هاي هواداران و شخص او به ثمر برسد که مي‌گويند «هر چه بود گذشت! روحاني کار خود را انجام دهد. به گذشته چکار دارد!!». به بار نشستن چنين ثمري(ناشي از فراموشي توده‌ها) بي‌شک به مخاطره تکرار اگر نه خود احمدي‌نژاد که کپي درجه دومي‌مانند او منجر خواهد شد.

رصد سيستماتيک گروه‌ها و نخبگان سياسي ايران، در آن بخش که به جريانات منتهي به پديده احمدي‌نژاد به مثابه يک فرهنگ مربوط مي‌شود به خوبي نشان مي‌دهد آنها تلاش مي‌کنند دوران 8 ساله پيش از حسن روحاني، فراموش و صرفا يک پديده زود گذر تاريخي توصيف و تفسير شود که جداي از نتايج آن، قابل بازنگري، باز‌سازي، جبران و احيا است.

چرايي سياست هوشمندانه‌هاشمي‌رفسنجاني براي افشاي چنين خطي، قابل درک وچندان مشکل نيست. آنگاه که مشاهده مي‌کنيم رئيس‌جمهور روحاني اولا، زير فشار‌هاي سهمگيني قرار گرفته که مي‌تواند قواي او را
تحليل ببرد.

ثانيا، ناخواسته و بالاجبار او مجبور است با ميراث دولت قبل کنار آمده و دامنه ژله‌اي تخريبي و ممتد آن را مديريت و کنترل کند. ثالثا، روحاني به تنها‌ترين شخص در دولت براي دفاع از عملکرد و دستاوردهايش تبديل شده.

البته تا آنجا که به رئيس‌جمهور مربوط مي‌شود، اوخود به اندازه کافي در تقويت موقعيت مخالفان بي‌رحمش مقصراست و نمي‌تواند با سکوت از زير بار مسئوليت‌هاي قانوني و پاسخگويي به افکار عمومي‌شانه خالي کند.اگر به حسن روحاني ايرادي وارد مي‌شود - که شديدا هم وارد است - بيشتربه دليل کم فروشي و حراج بي‌قيمت دستاوردهايي است که حصول يکي از آنها براي يک دولت مستقر در طول حيات قانوني اش کافي بود.از توافق هسته‌اي با قدرت‌هاي جهاني گرفته تا بازگرداندن ايران به جامعه بين‌المللي ،رفع تدريجي تحريم‌ها،کسب اعتماد بين‌المللي براي کشور،کنترل تورم به زير 9 درصد،آرامش و ثبات رواني جامعه ويا تثبيت و کنترل نوسانات مالي و اقتصادي بازارمتناسب با شرايط ويران شده به ارث رسيده.

بله منقدانه مي‌توان به روحاني و دولت اوسخت ايراد گرفت و از آنها خواست درحوزه‌هاي مرتبط با شاخص‌هاي اقتصاد عمومي‌فعال‌تر برخورد کنند.امامتقابلا از دولت و شخص رئيس‌جمهور چندان انتظار نمي‌رود که با سکوت و يا عدم موفقيت در برخي شاخص‌هاي مديريتي آنهم در سطح کلان کشور(مانند رکود)، اولا دستاوردهاي بزرگتر را حراج کرده و ارزان بفروشند. ثانيا ميدان را به حريف واگذار کنند.نتيجه يک چنين روحيه‌اي اکنون منجر به آن شده که اتفاقي بسيار ساده و دسته چندمي‌مانند تعويض يک يا دو وزير کابينه به يک موج سياسي در دو سوي مخالفان و موافقان تبديل شده است.

رئيس‌جمهور که مطابق قانون اساسي ايران و حوزه اختيارات قانوني خود، بنا به هر دليل حق دارد اعضاي کابينه و يا هيات وزيران را تعويض و جابجا کند(آنهم پس از 3 سال و نيم)اکنون بايد پاسخگوي چرايي استفاده از حقوق قانوني خود باشد.ترميم،چابکي و کارآمد کردن کابينه حتي اگر شرايط انتخابات سال آينده مطرح نبود، اقدامي‌بسيار عاقلانه وزيرکانه تلقي مي‌شود که بايد از آن استقبال کرد. اين درحالي است که در سلبي‌ترين حالت سياسي، همواره و طلبکارانه از سوي مخالفان مورد انتقاد بود چرا کابينه‌اش را ترميم نمي‌کند؟ و اکنون بايد جواب پس بدهد چرا اين کاررا مي‌کند!. مخالفان او اما به افکار عمومي‌توضيح نمي‌دهند چرا در مقابل (اگر اشتباه نکنم) برکناري 13وزير و 3 استيضاح وزراي احمدي نژاد و ماجراجويي‌هاي سياسي و امنيتي وي آن زمان سکوت کردند!؟. تقريبا هرسال 2 وزير، به جز برکناري، تعويض و استعفاي معاونان وزرا. خداي من! اين نحوه برخورد آپارتايد سياسي بسيار شگفت‌انگيزو متحيرکننده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان