نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -

 پيشنهاد 
نويسنده : جواد لگزيان

بادي آرتيست

«روز سفيد مه آلودي ست و بزرگراه تا آسمان خشکيده بالا مي‌رود. چهار باند شمالي دارد و تو در باند سوم مي‌راني و ماشين‌ها جلواند و پشت سر و دو طرف، اما نه خيلي زياد و نه خيلي نزديک. بالاي سراشيبي که مي‌رسي چيزي اتفاق مي‌افتد و حالاست که ديگر ماشين‌ها بي‌عجله مي‌روند. انگار خود به خود رانده مي‌شوند. نرم با دنده خلاص بر روي آن سطح پايين مي‌روند. همه چيز کند است و مه آلود و خشکيده و همة اين‌ها حول انگار اتفاق مي‌افتد. همة ماشين‌ها از جمله مال تو، انگار، بريده بريده حرکت مي‌کنند، حضورشان را نشان مي‌دهند يا خود را به رخ مي‌کشند، و بزرگراه ميان همهمة سفيدي امتداد مي‌يابد.بعد حس و حال عوض مي‌شود. سر‌و‌صدا و هياهو و شلوغي پشت سراند و تو که درد سنگيني را روي قفسة سينه ات احساس مي‌کني دوباره به زندگي کشانده مي‌شوي». دان دليلو نويسنده سرشناسي است که با اين رمان کوتاه براي اولين بار به خوانندگان فارسي زبان معرفي مي‌شود. شاهکار دليلو «جهان زيرين» است، رماني در هشتصد صفحه که نام عنوان بهترين رمان نويسان نيمه دوم قرن بيستم قرار داد. دليلو عمدتاً به عنوان يک رمان نويس پست مدرن شناخته مي‌شود که در آثارش به حضور و نقش وسايل پيشرفته ارتباطي، شيوه زيست انسان معاصر و تقابلش با تکنولوژي مي‌پردازد.اما «بادي آرتيست» که بعد از «جهان زيرين» منتشر شد، اثر متفاوتي در کارنامه او است. منتقدي خواندن فصل آغازين اين کتاب را به جست وجوي چيزي در تاريک روشناي صبحگاهي اتاق آن هم پيش از نوشيدن يک فنجان قهوه تشبيه مي‌کند. درآميختن ذهنيت با توصيف جزئي پردازانه صبحانه خوردن ري روبلز و لارن خواننده يي را که به رئاليسم معمول نويسندگان امريکايي عادت کرده است با ترديد مواجه مي‌کند.ساختار «بادي آرتيست» بي شباهت به‌هايکو نيست. فصول اين رمان مثل جمله‌هاي کوتاه دوپهلويي است که در هم چفت نمي‌شوند و هميشه مرز باريک و خيال انگيز ميان شان احساس مي‌شود... رمان «بادي آرتيست» اثر دان دليلو با ترجمه منصوره وفايي را انتشارات ناهيد در 108 صفحه منتشر کرده است.

نقاشي از روي آثار مشاهير

آيا نقاشي از روي آثارمشاهير براي هنرآموزان نقاشي آموزنده است؟ خوسه ماريا پارامون در اين کتاب پاسخ مي‌دهد: آري. منتها هدف از کپي برداري از تابلوهاي ديگران اين نيست که نسخه‌ي بدل بسازيم، حتي اگر نسخه‌ي بدل قابل تفکيک و تشخيص از اصل نباشد باز هنر نکرده‌ايم.مقصود اما فقط آشنايي است و پي بردن به رموز و فنون و نکات فني نقاشي، و اينکه اساتيد مشهور نقاشي چطور با رنگ و قلم توانسته‌اند اعجاز بيافرينند. با نقاشي از روي هر تابلو عملا مي‌توان به فنون به کار رفته در آن پي برد، بي آنکه قصد تقليد در ميان باشد. رافائل از روي آثار ميکل آنژ نقاشي مي‌کرده، روبتس هم از روي آثار پيش‌کسوتان خود کپي‌برداري مي‌کرده، دگا هم مدام به موزه‌ها مي‌رفته و از روي تابلوهاي ولاسکز، رافائل، رامبراند و ديگران طراحي و نقاشي مي‌کرده است. مونه، به رغم تنگدستي، اسباب سفر به مادريد را تنها به اين قصد مهيا کرده که به موزه‌ي پرادو برود و روزهاي متمادي از آثار ولاسکز و گبا نقاشي کند. هر چند کپي‌برداري از روي تابلوهاي ديگران فاقد اصالت هنري است، اما تنها روشي است که مي‌توان جزئيات و نکات فني پيدا و ناپيداي هر اثر را دريافت و دانست که نقاش به چه نحو کارکرده است. بي ترديد کسب چنين تجربه‌اي براي هر نقاش ضروري است. «نقاشي از روي آثار مشاهير» عنوان کتابي است از خوسه ماريا پارامون با ترجمه‌ي قاسم روبين که در 88 صفحه توسط انتشارات ناهيد به چاپ رسيده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان