نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -

 نگاهي به زندگي افغان‌ها در مناطق تحت کنترل تروريست‌ها
  کداميک بدترندطالبان يا داعش؟ 
نويسنده : نويسنده: هيثر بار

«کدام يک بدتر است داعش يا طالبان؟» اين پرسشي بود که موجي از خنده را در پي داشت. من در اتاقي صحبت مي‌کردم که تعداد زيادي از زنان افغان که به تازگي از ولايت ننگرهار در شرق افغانستان فرار کرده‌اند حضور داشتند. منطقه‌اي که تحت کنترل گروه‌هاي داعش است. البته خنده اين زنان چندان طولاني نبود.

يکي از زنان پاسخ مي‌دهد: «داعش بدتر است. آنها همه را مي‌کشند از پسر و دختر گرفته تا زن و مرد. همه را مي‌کشند.»

زندگي اين زنان تحت کنترل داعش به قدري اسفناک بوده که اغلب آنان از سال‌هاي نخستي که زير ضرب حکومت طالبان سپري کرده‌اند، به خوبي ياد مي‌کنند. در حالي که رفتار طالبان با غيرنظاميان (به ويژه زنان) بسيار بد و تنفرآميز بود، داعش سطحي از خشونت را عليه روستاييان مناطق تحت کنترل خود در پيش گرفته که به اعتقاد ناظران در طول 38 سال درگيري‌هاي افغانستان بي‌سابقه بوده است.

شايعه حضور داعش در افغانستان نخستين بار سال 2014 مطرح شد و در ابتدا با شاخ و برگ‌هاي زيادي همراه بود. با اين حال، اوايل 2015 بود که داعش برنامه‌اش را براي توسعه فعاليت‌هايش در جايي که «خراسان» خواند، اعلام کرد. خراسان محدوده‌اي است که بخش‌هايي از پاکستان و افغانستان را شامل مي‌شود. در اواسط 2016 تلاش‌هاي داعش براي افزايش حضور در بخش‌هاي ديگر افغانستان در اغلب موارد با شکست همراه شد. اما اين گروه حالا کنترل بخش‌هاي زيادي از چهار منطقه ننگرهار را در اختيار دارد که تقريبا هم مرز با پاکستان است.

زماني که داعش براي نخستين بار در افغانستان ظهور کرد، شبه نظاميان آن با طالبان به طور کج دار و مريز ائتلاف کردند. اساس اين ائتلاف مخالفت آنان با دولت اشرف غني در افغانستان بود که از طرف ايالات متحده حمايت مي‌شود. برخي از اعضاي داعش اعضاي پيشين طالبان هستند که هنوز ارتباطاتي با اين گروه دارند. اما آن چه شرايط را پيچيده‌تر مي‌کند اين است که بسياري از خانواده‌ها در افغانستان افرادي را در حکومت و اعضايي را در گروه‌هاي شورشي دارند. رابطه طالبان و داعش زماني به سردي گراييد که گروه نخست، تروريست‌هاي داعش را به عنوان تهديدي جدي تلقي کرد. به اين ترتيب درگيري‌ها ميان دو گروه بالا گرفت. طالبان و داعش اساسا اهداف کاملا متفاوتي دارند. همان طور که رهبر طالبان نهم سپتامبر 2016 گفته است، هدف اين گروه تلاش براي به دست گرفتن کنترل مجدد افغانستان است. اين هدف اما کاملا در تضاد با جاه‌طلبي‌هاي جهاني داعش است که خلافت جهاني خود را رسما اعلام کرده و همه مسلمانان جهان را به بيعت با رهبري آن فرا مي‌خواند. برهان اسامه، تحليلگر افغان، مي‌گويد:«طالبان زماني از شبه نظاميان خارجي استقبال مي‌کرد که در خاک افغانستان از اين گروه (طالبان) تبعيت کنند، اما داعش سازماني است که ادعاي برتري بر همه گروه‌هاي شبه‌نظامي ‌و جهادي در جهان را دارد و تقريبا بعيد است که از طالبان تبعيت کند.»

هنوز مشخص نيست که ولايت ننگرهار در اهداف جهاني داعش چطور تعريف شده است. روستايياني که با شبه‌نظاميان داعش مقابله کرده‌اند، مي‌گويند داعش قصد دارد دولت افغانستان را سرنگون کرده و نام اين کشور را به «خراسان» تغيير دهد. برخي ديگر از روستاييان مي‌گويند داعش افغانستان را به عنوان پايگاهي براي اجراي عمليات خود در آسياي مرکزي مي‌بيند و مي‌گويند که در ميان اعضاي داعش در ولايت ننگرهار افرادي از آسياي مرکزي نيز وجود دارند. زناني که از مناطق تحت کنترل داعش گريخته‌اند، مي‌گويند خانواده‌هايشان حاضر نشده‌اند که محل سکونت خود را ترک کنند، جايي که سال‌هاست ميدان جنگ طالبان و نيروهاي دولتي بوده است و در نهايت اين تهديد داعش بوده که باعث خروج طالبان از اين مناطق شده است. مريم، 45 ساله، مي‌گويد: «دو ماه پيش به جلال آباد آمديم. کودکانم محصل بودند اما داعش اجازه نمي‌داد که به مدرسه بروند. مدرسه سه ماه پيش تعطيل شده بود. آنها تهديد کرده بودند که مدارس را منفجر خواهند کرد. داعش با پخش شبنامه از والدين خواسته بود که از فرستادن کودکانشان به مدرسه خودداري کنند. آنها به ساکنان منطقه هم دستور داده بودند که براي عبادت به مسجد نروند در غير اين صورت مسجد را منفجر خواهند کرد. تا اين که يک روز مسجدي را منفجر کردند.» افرادي که در مناطق تحت کنترل داعش زندگي مي‌کنند از خشونت‌هاي مداوم اين گروه صحبت مي‌کنند: تيرباران‌ها، سر بريدن‌ها و بمب‌گذاري‌ها. اين گروه همچنين افرادي را که با دولت همکاري دارند هدف قرار مي‌دهند. يک مرد ميانسال مي‌گويد: «خواهرزاده 18 ساله مرا سر بريدند. مردم مي‌گفتند که او جاسوس است اما او فقط يک کشاورز ساده بود.» يک زن ديگر مي‌گويد: «آنها روزانه يک يا دو نفر را در روستا مي‌کشتند. بيشتر اين افراد کساني بودند که براي دولت کار مي‌کردند. همچنين تعداد زيادي زن، مرد و کودک بودند که ربوده مي‌شدند و ديگر خبري از آنان نمي‌شد.»

اما چيزي که در اين ميان متوقف شده بود، زندگي بود. يک زن مي‌گويد: «داعش زنان را مجبور کرده بود که خانه نشين شوند. اگر بيرون مي‌رفتيد شما را مي‌ربودند. هيچ کس نمي‌توانست بيرون برود، حتي تا نزديکترين مغازه.»

داعش همچنين روستاييان را مجبور مي‌کرد که براي اين گروه کار کنند. يک زن مي‌گويد: «ما براي آنها آشپزي مي‌کرديم. ما مجبور بوديم آشپزي کنيم چون به اين ترتيب آنها با ما کاري نداشتند.»

منبع: فارين پاليسي

ترجمه‌: ديپلماسي ايراني


نسخه چاپي ارسال به دوستان