نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -

 توسل جمهوري‌خواهان به حربه تقلب براي شکست دموکرات‌ها در انتخابات 
نويسنده : ترجمه: نعيم نوربخش

چگونه يک دروغ از طرف عموم جامعه به عنوان يک حقيقت پذيرفته مي‌شود؟ پاسخ به طرز آزاردهنده‌اي ساده است؛ بارها و بارها آن را تکرار مي‌کنند. هرگاه با حقايقي که متناقض آن هستند مواجه شوند، با صداي بلندتري تکرار مي‌کنند. در يک کلام مي‌توان گفت اين حقيقت هسته اصلي داستان ادعاي تقلب انتخاباتي در ايالات متحده بخصوص تقلب هويتي رأي‌دهندگان است.

اخيرا يک نظرسنجي روزنامه «واشنگتن پست» مدعي شده است که نيمي از رأي‌دهندگان ثبت‌نام کرده آمريکايي معتقدند که تقلب انتخاباتي در اين کشور گاهي يا اغلب رخ مي‌دهد. از اين رقم حيرت‌انگيز مشتمل بر دوسوم آن مدعي رأي دادن به «دونالد ترامپ» و حدود ربع آن مدعي طرفداري «هيلاري کلينتون» هستند. باقي 26 درصد اين جمعيت نمونه گفته‌اند که تقلب به ندرت رخ مي‌دهد و تنها يک درصد از پاسخ‌دهندگان گزينه «هرگز» را انتخاب کرده‌اند.

اما مطالعات مکرر حکايت از آن دارد که تقريبا هيچ تقلبي در پهنه آمريکا رخ نداده است. جامع‌ترين تفحصي که تا به امروز انجام يافته است به اين نتيجه رسيده که از ميان يک ميليارد رأي متخذه بين سالهاي 2000 الي 2014 تنها 31 مورد مشکوک به تقلب هويتي رخ داده است. ساير تخلفات مانند رأي‌دهي به جاي افراد غائب، رأي متعدد و تقلب در ثبت‌نام نيز به طرز قابل توجهي نادر هستند. پس به چه دليل افراد زيادي افسانه تقلب را باور دارند؟

مسبب اين فريب عظيم، قانونگذاران جمهوري‌خواه هستند که ساليان متمادي مروج داستان موهوم تقلب انتخاباتي و لزوم تصويب قوانين هويتي رأي‌دهندگان با هدف کاهش رأي جمعيتهاي خاص حامي دموکرات‌ها بوده‌اند. اين جمعيت‌ها عموما شامل اقليت‌ها، فقرا و دانشجوياني مي‌شود که احتمال کمتري از داشتن اسناد هويتي لازم توسط آنها مي‌رود.

در پشت درهاي بسته برخي جمهوري‌خواهان آشکارا مي‌پذيرند که ترويج ترس واهي از تقلبهاي انتخاباتي، بخشي از استراتژي سياسي آنهاست. در يکي از ايميل‌هايي که اخيرا افشا شده مربوط به سال 2011، يک لابي‌گر جمهوري‌خواه در ويسکانسين به همکاران خود در مورد يک رقابت خيلي نزديک براي کرسي در ديوان عالي ايالتي نوشته است: «آيا لازم است پيغامهاي انبوه مبني بر گزارش تقلبهاي وسيع انتخاباتي پخش کنيم و فارغ از نتيجه آماده بازشماري آرا شويم؟ من واقعا مطمئنم بايد اين کار را انجام دهيم.»

گاهي اوقات اين واقعيت را در برابر عموم اعلام مي‌کنند. سال 2012 يکي از رؤساي سابق حزب جمهوري‌خواه در فلوريدا «جيم گرير» به «پالم پيچ پست» گفت که قوانين هويت رأي‌دهندگان و کاهش رأي‌گيريهاي مقدماتي «فقط و فقط با يک هدف انجام مي‌شوند» و آن سرکوب رأي دموکرات‌هاست. وي گفت «هيچ‌گاه مشاوران به من نگفته‌اند که يک تقلب انتخاباتي داشته‌ايم. اينها همه يک تکنيک بازاريابي است. »

اين تکنيک در عمل جواب داده است. طي انتخابات سال 2012 قوانين مزبور در کانزاس و تنسي موجب کاهش رأي‌دهندگان به ميزان 2 درصد معادل 122000 نفر گرديد. بيشتر اين تنزل ميان افراد جوان، آفريقايي تبارها و ثبت‌نام کنندگان جديد بود. تحقيق ديگري از انتخابات سالهاي 2006 الي 2014 نشان مي‌دهد که ميزان رأي‌دهي شهروندان اقليت واجد حق رأي، در ايالاتهاي داراي قوانين هويتي بطرز چشمگيري کاهش يافته است و شکاف رأي نژادي در اين ايالتها دو يا سه برابر شده است.

نقايص زيادي در نظام انتخاباتي امريکا وجود دارد که البته اغلب آنها ناشي از تجهيزات فرسوده، منابع ناکافي و خطاي انساني هستند و نه تقلب عمدي. اين عوامل بواسطه تدابير تعطيلي محل‌هاي اخذ رأي يا حذف ساعات زودهنگام رأي‌گيري که اغلب مورد حمايت جمهوري‌خواهان هستند، وخيم‌تر مي‌شوند. اين تلاش‌ها در کشوري که در بهترين حالت و يک روز خوب حداکثر 60 درصد واجدين شرايط به پاي صندوق‌هاي رأي مي‌آيند، تأثير مخرب‌تري دارند.

حقيقت اين است که مدعيان تقلب اهميتي به انسجام نظام انتخاباتي کشور نمي‌دهند و تنها قصد لغو حقوق مشروع رأي‌دهندگان با هدف پيروزي در انتخابات را دارند. آنچه موجب ترس است اين است که چطور بسياري در اين دام افتاده‌اند. پس مايه تعجب نيست که «دونالد ترامپ» دروغ پراکني پيرامون تقلب انتخاباتي را به محور تبليغات خود تبديل کرده است.

منبع: نيويورک تايمز


نسخه چاپي ارسال به دوستان