نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -

 رويه‌هاي ماندگار پرز در رژيم صهيونيستي 
نويسنده : محمدمهدي مظاهري

شيمون پرز، رئيس جمهور و دو دوره نخست‌وزير اسرائيل، در حالي هفته گذشته در سن 93 سالگي درگذشت که نام وي با دو حادثه بزرگ در تاريخ فلسطين و خاورميانه پيوند خورده است.

«صلح اسلو» و «موشک باران اردوگاه قانا در جنوب لبنان» که طي آن صدها فلسطيني که در اين اردوگاه سازمان ملل متحد حضور داشتند کشته شدند. باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا و همتايان فرانسوي و آلماني وي، همچنين پرنس چارلز، وليعهد انگليس و محمود عباس، رئيس تشکيلات خودگردان فلسطيني از جمله سران خارجي بودند که پرز را به دليل تلاش‌هاي خستگي‌ناپذيرش براي برقراري صلح در خاورميانه(!!!) شايسته تمجيد مي‌دانستند و روز جمعه براي شرکت در مراسم تدفين وي، به سرزمين‌هاي اشغالي سفر کردند. حال به نظر مي‌رسد با بسته شدن پرونده حيات پرز، مي‌توان نگاهي دقيق‌تر به عملکرد وي و رويه‌هاي ماندگاري که در سياست و رويکرد رژيم صهيونيستي ايجادنمود، بيندازيم.

در درجه نخست نام شيمون پرز با صلح اسلو گره خورده است؛ نخستين موافقتنامه رودرروي حکومت اسرائيل و سازمان آزاديبخش فلسطين(ساف) که در سال 1993 به امضاي دو طرف رسيد و بر‌اساس آن، ساف دولت اسرائيل را به رسميت شناخت و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائيل نيز در اين پيمان، ساف را به عنوان نماينده قانوني مردم فلسطين به رسميت شناخت و ياسر عرفات اجازه يافت تا به فلسطين بازگردد. قرار بر اين بود که پيمان اسلو فقط براي يک دوره پنج ساله اعتبار داشته باشد و سپس جاي خود را به يک توافق دائمي‌بدهد. مسائلي چون وضعيت بيت‌المقدس، آوارگان فلسطيني، شهرک‌هاي اسرائيلي، مسائل امنيتي و تعيين مرزها بايستي در توافق دائمي‌حل‌وفصل مي‌شدند.

با وجود اين ژستهاي صلح طلبانه، ماهيت تجاوز کار و استيلا طلب اسرائيل مانع حل و فصل دائمي‌اختلافات گرديد و مثل هميشه طرف فلسطيني به کار شکني متهم شد. در واقع صلح اسلو صلحي بود مابين دو قدرت بي‌اندازه نابرابر که محتواي آن فقط قدرت را به نمايش مي‌گذاشت تا عدالت را.

الگويي که در ساير مذاکرات ترتيب داده شده از سال 1993 تا به حال، بين دو طرف نيز تکرار گرديده و همواره قدرت اسرائيل بر حق طرف فلسطيني غلبه کرده است و ‌حل و فصل همة مسائل کليدي، به علت پافشاري اسرائيل، به آينده موکول شده است. بر اساس اين الگو که پايه‌هاي آن در دوران پرز بنا نهاده شد، در همه نشستهاي صلح، اسرائيل البته با پشتوانه حمايتهاي بين‌المللي، دربارة آنچه بايد انجام بگيرد، تصميم گيرنده اصلي بوده و از موضع قدرت برتر با طرف فلسطيني برخورد کرده است. نتيجه اين الگوي مناسبات بين دو طرف، بي نتيجه ماندن مذاکرات و حل نشدن مشکل آوارگان، شهرک سازي و باز گرداندن سرزمينهاي اشغالي به فلسطين بوده است. بنابراين، در حالي که مردم فلسطين، خواهان حل اين مسايل هستند؛ منافع و الگوي مد نظر ‌اسرائيل شرکت در مذاکرات صلح و حتي پيشقدم شدن در آنها (همانگونه که در سخنراني امسال بنيامين نتانياهو در سازمان ملل هم عنوان شد) براي گرفتن ژست صلح طلبانه و در نهايت نيمه کاره رها کردن آنها براي حفظ وضع موجود و متهم کردن طرف فلسطيني به عدم تمايل به صلح است. بدين ترتيب هر چند امضاي پيمان صلح اسلو موجب شد تا جايزه صلح نوبل 1994 به طور مشترک به ياسر عرفات، اسحاق رابين و شيمون پرز تعلق بگيرد ؛ اما در واقع اين پيمان نخستين مهره از دومينوي «صلح استيلا‌طلب» اسرائيل بود که به مجموعه اي از تلاشهاي اين رژيم غاصب براي کسب مشروعيت و مظلوم نمايي و ممانعت از حل مسائل اساسي با فلسطين شکل داد.

موشک باران اردوگاه قانا در جنوب لبنان در سال 1996 که در زمان نخست وزيري شيمون پرز روي داد، از ديگر اقدامات وي بود که رويه اي دردناک را در اين سرزمينهاي اشغالي ايجاد نمود؛ توسل به هر ابزار و روش غير انساني براي رسيدن به اهداف، آنهم بدون ترس از محاکمه. کشتار اول قانا بخشي از عمليات بزرگي به نام عمليات خوشه‌هاي خشم بود که 159 شهر و روستا را هدف قرار داد. در اين عمليات 250 لبناني از جمله 110 نفر فقط در قانا به شهادت رسيدند. هر چند گزارش سازمان ملل متحد بعد از کشتار قانا، بر مسئوليت دولت شيمون پرز و ارتش او در اين کشتار عمدي، تأکيد کرد؛ اما به دليل لابي‌هاي گسترده اسرائيل و حمايتهاي بي شائبه آمريکا از اين رژيم اشغالگر، مقامات اسرائيلي در هيچ دادگاهي محکوم نشدند و اين امر حاوي اين پيام براي آنها بود که با حمايتهاي آمريکا دست آنها براي انجام هر جنايتي باز است. بدين ترتيب، کشتار دوم قانا(2006) و نيز جنايات جنگي و ضد بشري مکرر اسرائيل در جنگهاي 2008 و 2014 در نوار غزه، در واقع ادامه همان رويه گستاخانه‌اي هستند که شيمون پرز در رژيم صهيونيستي ايجاد نمود و اين امر به خوبي نشان مي‌دهد بر‌خلاف آنچه که مقامات غربي تبليغ مي‌کنند، شيمون پرز «مرد صلح» نبود. پرز مرد قراردادهاي نابرابر و ناعادلانه، مرد جنگهاي غير انساني و مرد ايجاد رويه‌هاي ضد بشري در خاورميانه بود.

منبع‌: خبرآنلاين


نسخه چاپي ارسال به دوستان