نسخه شماره 4149 - 1395/07/11 -

 «ذي حجه و غدير خم»(14) 
نويسنده : سيدرضا اکرمي

1) به مناسبت عيد سعيد غديرخم، سفري به «بوشهر» داشتم و در مسجد جامع آن عرايضي بدين گونه يادآور شدم. براساس آيات قرآن و احاديث اهل‌بيت عليهم‌السلام و نيز سيره عالمان و راويان و شاعران و نويسندگان، عيدي به کمال و تمام، عمق و عرف، ارزش و ارزش‌مداري، چون عيد غدير نداريم و موظفيم آن را با تمام وجود گرامي بداريم. بدين جهت دستورات بلند و والا براي آن توصيه نموده‌اند و فرموده‌اند در آن روز عزيز، غسل جسم و روح داشته باشيم و تبسم و خوشروئي را نشان دهيم، زيارت امام علي‌عليه‌السلام چون امين الله را از نزديک و دور بخوانيم و ذکر «الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمومنين والائمه عليهم السلام» بر زبان آوريم و عقد اخوت و برادري بخوانيم و به زيارت قبور برويم و صله رحم بنمائيم و انفاق و احسان داشته باشيم و روزه بگيريم و چندين کار ديگر. يکي از مبلغان برجسته مي‌گفت، در هيچ عيدي چون عيدغدير اين همه گراميداشت نداريم.

2) در روز عيد غدير سوره «مائده» را به تمام و کمال بخوانيم و درباره متن و محتواي آن دقت بايسته و شايسته بنمائيم که با عنوان «يا ايها الذين آمنوا» شروع مي‌شود و پانزده بار اين عنوان پي گرفته مي‌شود که در کمتر سوره هم وزن وي، اين شعار دنبال مي‌گردد، در اين سوره عنوان «افوا بالعقود» اعلام مي‌گردد که همه عهدها و بيعت‌ها و تعهدات و قراردادها بايد ضمانت اجرائي ايمان داشته باشند، خداوند با ظرافت، احکام و اخلاق و اعتقاد، را در کنار يکديگر قرارداده و در قالب يک منشور آن را بازگو مي‌نمايد.

3) در سخن خود گفتم، عنوان «ياعلي» که «ذکر علي عباده» است با عنوان «باباعلي» که در روايت آمده «انا و علي ابواهذه الامه» رسول اکرم فرمود «من و علي» پدر اين امت مي‌باشيم با عنوان «با علي» ضميمه سازيم و در اخلاق و رفتار و گفتار خود را «علي گونه» سازيم و در قرآن کريم واژه «مع» را داريم، مي‌توان علوي شد، مي‌توان «فاطمي» شد و مي‌توان «حسيني و زينبي» شد همانگونه که مي‌توان «خدايي» شد، فرمود «عبدي اطعني حتي! جعلک مثلي» بنده‌ام مرا اطاعت کن تا خداگونه شوي. همه ما ادعا مي‌کنيم شيعه و پيرو امام علي عليه‌السلام هستيم، ولي از کارنامه حضرت در شجاعت و عدالت و عبادت و فداکاري و وفاداري و امانت و ايثار و ظلم‌ستيزي و حمايت از مظلوم، علامت و نشانه‌اي نداريم. بايد سنخيت و شباهت «الشيعه من شايع عليا» به وجود آوريم.

4- در بين دانشمندان و انديشمندان چون سقراط و افلاطون مطرح است که براي سعادت و سلامت و آسايش جامعه، قانون خوب و جامع کافي است و يا اينکه زمامدار لايق و کامل مي‌تواند جمع و جامعه را سعادتمند سازد ولو قانون جامعيت مناسب نداشته باشد که پيامبر اسلام، شارع و قانون‌گذار و حاکم و مربي فرمود، هر يک از قانون و حاکم در جاي خود لازم مي‌باشند ولي کافي نمي‌باشند و بلکه سعادت و سلامت و آسايش فرد و جامعه به هر دو اصل «قانون و مجري» نيازمند مي‌باشد که «ايها الناس، اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و لن يفترقا حتي يردا علي في الحوض» و ديديم پس از رحلت حضرت، زمامدار بايسته و شايسته را از کتاب الله جدا کردند و به بهانه‌هاي واهي آن مجري با کفايت را خانه‌نشين کردند و مي‌بينيم در تاريخ «هزار و چهارصد سال» حوادث تلخ و تند و تيز به وجود آمد و اکنون «خاورميانه» کانون تقابل و تنازع و تخاصم در مرحله نفي و مرگ يکديگر شده است. راه‌حل همه مشکلات بازگشت به حديث متواتر نبوي مي‌باشد.

5- در قرآن مجيد چندين بار واژه «اسوه» را داريم که درباره ابراهيم خليل و رسول اکرم آمده است و پس از رسول اعظم، علي و فرزندان معصوم وي «اسوه» مي‌باشند، بايد حضور و غيبت امام عصر ارواحناه فداه را بپذيريم و ولايت فقيه را پذيرا گرديم که شرع است و قانون، مشروع است و مقبول، مدون است و منتخب با راي مردم و تاکنون «38 سال» در صحنه‌هاي گوناگون جواب داده است و حلال مشکلات بوده است، که اصولگرا و اصلاح‌طلب و مستقل اصل ولايت را قبول کردند و امام خميني فرمود، پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به انقلاب آسيبي وارد نيايد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان