نسخه شماره 4097 - 1395/05/10 -

 حجت‌الاسلام و‌المسلمين احمد واعظي:
 به زواياي پنهان عدالت نپرداختيم 

رييس دفتر تبليغات اسلامي‌حوزه علميه قم، نسبت به آنچه امروز در کشور به نام عدالت در همه ابعاد مطرح و اجرايي مي‌شود، منتقد است و مي‌گويد: براي برقراري عدالت به معناي واقعي بايد ابتدا تعريف واحد و جامعي از مفهوم عدالت بيان کنيم و پس از طرح الگو و مدل براي آن، اقدامات اجرايي و عملي را با جديت پيش گرفت. متأسفانه ما هنوز در حوزه حاکميت به يک بسندگي، کفايت و قناعتي نرسيديم تا بتوانيم جامعه را جلو ببريم به همين دليل تصميمات با تعويض دولت‌ها، مجلس‌ها و اجزاي حاکميت مدام يکديگر را خنثي مي‌کند و اضطراب در تئوري و در سطح حاکميت باعث اضطراب در تصميمات و تزلزل و خنثي‌سازي پژواک آن در حوزه جامعه مي‌شود و يک نا به ساماني و آشفتگي و عدم پيشرفت و توسعه حاصل مي‌شود. او معتقد است عدالت از نوع اسلامي‌در جامعه مستقر نشده چون داشتن جامعه اسلامي‌فرع بر داشتن دولت اسلامي‌است و ما هنوز دولت اسلامي‌مستقر نکرديم که انتظار داشته باشيم جامعه اسلامي‌مستقر شود لذا مي‌بينيد که در بدنه مديريت و کارشناسي و در ساحت‌هاي مختلف در يک وجوهي خبري از اسلام و تعهد به اسلام نيست.

حجت‌الاسلام و‌المسلمين دکتر احمد واعظي در گفت‌وگو با شفقنا ابتدا تأکيد کرد که بايد از تکرار مکررات در مورد مفهوم عدالت پرهيز شود و به اين نکته اشاره داشت که در زمينه جايگاه عدالت در انديشه و سيره نبوي و علوي بسيار سخن گفته شده است؛ در دروس علمي‌ما مخصوصا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي‌ايران مقالات و کتاب‌هاي زيادي راجع به عدالت و جايگاه آن در تفکر و سيره علوي و نبوي در آموزه‌هاي ديني نوشته شده است. در حقيقت ما در سطح بيان جايگاه عدالت و ابعاد اين بحث و همچنين اهميت و جايگاه آن در تفکر شيعه و اينکه چرا شيعه را عدليه مي‌گويند و ذکر رواياتي در اين زمينه مخصوصا در زمان زمامداري اميرالمومنين علي(ع) بسيار سخن گفتيم و نوشتيم لذا ضرورتي ندارد که از اين جهت به بحث بپردازيم و به نوعي تکرار مکررات است.

او ادامه داد: عدالت و بحث راجع به آن، زوايا و ابعاد آشکار و پنهان زيادي دارد، يک بخشي از مباحث برمي‌گردد به ابعاد مربوط به تحليل مفهومي‌عدالت که ما واقعا چه تحليل و تعريفي از عدالت داريم؛ در حوزه الهيات و اخلاق مشاهده مي‌کنيم که بحث عدالت به عنوان فضيلت اخلاقي و ملکه نفساني مطرح مي‌شود و در حوزه فقه و زواياي مختلف علوم اسلامي‌ به نوعي ديگر راجع به عدالت بحث مي‌شود؛ با توجه به اين دو نکته اگر بخواهيم از مباحث تکراري پرهيز کنيم و قدري با نگاه تازه‌تري به بحث عدالت نگاه کنيم؛ فکر مي‌کنم که سه فضاي کلان براي گفت‌وگو راجع به عدالت وجود دارد.

واعظي فضاي کلان اول را پرداختن به برخي «زواياي پنهان در منابع ديني راجع به عدالت» دانست و افزود: چنين نيست که در حوزه مباحث استنباطي، اجتهادي، ازدياد گفته‌ها و داده‌هاي منابع ديني راجع به عدالت به يک قناعت و کفايت رسيده باشيم و بتوانيم مدعي شويم که در اين قرن‌ها کار عالمانه‌اي در حوزه منابع ديني اتفاق افتاده و ما به يک بسندگي، کفايت و قناعتي نسبت به مباحث نظري حول عدالت رسيديم و همه ابعاد بحث را واکاويديم. معتقدم ما راجع به عدالت در يک حوزه‌هايي آشکارا وارد بحث شديم ولي زواياي پنهان زيادي وجود دارد که ما يا به اين حوزه‌ها ورود نکرديم يا ورود کم رمقي در اين حوزه‌ها داشته‌ايم.

او به بيان نمونه‌اي از زواياي پنهان بحث عدالت پرداخت و اظهار کرد: به عنوان مثال ما در رابطه با بحث عدالت در حوزه فقه بسيار کم کار کرديم و تنها به قاعده عدل و انصاف در فقه بسنده کرده‌ايم؛ يا در رابطه با شرايط تصدي برخي از مناصب مثل قضاوت، تنها به اين اصل پرداختيم که قاضي بايد عادل باشد؛ يا در بحث امام جماعت فرد بايد عادل باشد؛ يا در باب ولايت فقيه، تصدي امور ولايه منوط به عدالت شده است؛ يا راجع به بحث عدالت سياسي؛ شاخصه‌هاي عدالت سياسي چيست؟ يک مناسبات عادلانه سياسي چطور شکل مي‌گيرد؟ نسبت بين قدرت سياسي و عدالت به عنوان يکي از فضائل در جامعه سياسي چيست؟ عدالت و مصلحت‌انديشي به عنوان يکي از ارکان مديريتي چه نسبتي با يکديگر دارند؟ يا اينکه تشخيص‌هاي ما در رابطه با عادلانه بودن يا نبودن امور چه تاثيري مي‌تواند در بحث استنباط بگذارد؟ آيا شهود عقلي ما نسبت به عادلانه بودن يا نبودن امور، وجه اي براي استنباط شرعي بايسته بودن يا نبايسته بودن انجام آن کار يا آن تصميم مي‌شود يا نمي‌شود؟

به طور کلي و خلاصه بايد عرض کنم بسياري از بحث‌ها و زواياي پنهان در مورد عدالت در حوزه فقه قابل بحث است و ما در آن ورود پيدا نکرديم در صورتي که کار تئوريک گسترده‌اي را مي‌طلبد. او نسبت به مدل و الگوي ارايه شده براي اجراي عدالت نيز انتقاد کرد و گفت: شواهد نشان مي‌دهد ما تمرکز خوبي بر ارائه مدل و الگوي اجراي عدالت اجتماعي بر حسب آموزه‌هاي ديني نداشتيم. بحث نظري يک بحث است و بحث ارايه مدل و الگوي عملي بحث ديگري است؛ گاهي بين اين دو خلط مي‌شود. اساسا يکي از مشکل‌ترين بخش مباحث نظري در قلمرو مطالعات اسلامي ‌مربوط به کيفيت انطباق مناسبات اجتماعي با آموزه‌هاي ديني مي‌شود. به عبارت ديگر بحث‌هاي نظري و معارفي در حوزه مطالعات اسلامي ‌دو دسته است، يک دسته مباحثي که کاملا تجريدي است، مثلا در حوزه کلام و الهيات و در حوزه‌هاي اين چنيني، بحث‌ها نظريه محض است، اما در جايي که مباحث اجتماعي و سياسي است، بحث‌ها صرفا نظري نيست و دو حيث دارد، کشف و اجتهاد در حوزه مباحث اجتماعي و سياسي يک زاويه بحث است و ديگري بحث نحوه انطباق مناسبات اجتماعي و وفق آن با آموزه‌هاي ديني است.

او ادامه داد: به عنوان مثال ما با مراجعه به آموزه‌هاي ديني در حوزه سياست، از آياتي مانند «و امرهم شوري بينهم و شاورهم في‌الامر» استفاده مي‌کنيم با اين مضمون که بحث مشورت با مردم يکي از اضلاع حکمراني خوب و اسلامي‌است؛ اما آيا همين کافي است؟! بحث بسيار مهم اين است که ما در حوزه تصميم‌گيري سياسي مي‌خواهيم چه الگو و مدلي را در مشورت با مردم پياده کنيم. کار از اين جهت مشکل مي‌شود که مناسبات مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي در جامعه دچار تحول و دگرديسي مستمر است، يعني جامعه و مناسبات اجتماعي منتظر نمي‌ماند که شما مشکلات تئوريک خود را حل کنيد يا به يک کفايت و قناعتي در بحث‌هاي نظريه‌پردازي‌هاي معرفتي و ديني خود برسيد. اينکه ما چگونه مي‌توانيم اين تحولات را مديريت کنيم و آنها را به وفق تعاليم ديني سوق بدهيم يا بتوانيم حضور آموزه‌هاي ديني را در عرصه مناسبات اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه پر‌رنگ کنيم، به هنر و ارايه مدل و الگو از جانب ما برمي‌گردد.

به عنوان مثال در زمينه جايگاه مشورت در تصميم‌گيري و حکمراني سياسي در جامعه اسلامي، در زمان رسول‌الله مدل و الگو وجود داشت. در صدر اسلام به علت بافت جامعه اسلامي‌آن روز و محدود بودن تعداد مسلمانان، اين مدل و الگو مشورتي قابل پياده شدن بود، به اين صورت که پيامبر مردم را در مسجد جمع مي‌کردند و بعد از نماز يا هر زمان که مناسب مي‌ديدند، بحثي را مطرح مي‌کردند، نظر مي‌گرفتند و وقتي به يک تصميم مي‌رسيدند با توکل به خدا جلو مي‌رفتند. اين الگو امروزه تحت عنوان عصر مدلينگ دموکراسي نام گرفته است، مانند مشورت در يک مجلس حضوري مثل دولت شهرهاي آتن و يونان باستان که در آنجا تصميم‌ها با مشورت مردم انجام مي‌گرفت. اما آيا امروز ما مي‌توانيم چنين الگو و مدلي را پياده کنيم؟ در يک جامعه چند ميليوني چگونه مي‌توان مردم را جمع کرد و طرح بحث کرد و مردم هم نظر دهند؟ براي حل اين مساله امروز مدل و الگوي مشورت از طريق سيستم نمايندگي، پارلمان و انتخابات رايج است لذا آئين‌نامه‌هاي لازم را نوشتيم و مدلي طراحي کرديم که «و امرهم شوري بينهم و شاورهم في الامر» بتواند محقق شود.

او به ارايه مدل و الگو در حوزه عدالت تأکيد کرد و گفت: بايد توجه داشت که در حوزه عدالت اين بحث مهم است که ما بتوانيم با مراجعه به منابع ديني يک خطوط روشني راجع به جايگاه عدالت در مناسبات اقتصادي، قضايي، حقوقي، فرهنگي و سياسي در بياوريم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان