نسخه شماره 4097 - 1395/05/10 -

 «مردم‌سالاري» بررسي مي‌کند
 مکانيسم پرداخت حقوق ناعادلانه است 

گروه سياسي: مسعود پزشکيان، نماينده مردم تبريز گفته است: «متأسفانه در مکانيسم پرداخت حقوق ناعدالتي وجود دارد و موضوع حقوق‌هاي نجومي هم چندين سال است که وجود دارد.

براي يکي 800 هزار تومان و براي يکي ديگر 100 ميليون تومان در سيستم دولتي حقوق مي‌دهيم! همچنين افرادي هم هستند که به‌جاي سرمايه‌گذاري و ايجاد اشتغال، با دلالي چندين ميليارد درآمد کسب مي‌کنند، اين موضوعات قابل کنترل بوده و مي‌توانيم اين روند را اصلاح کنيم.» اين صحبت‌هاي پزشکيان در حالي مطرح مي‌شود که به گفته سخنگوي دولت(محمدباقر نوبخت) سقف دريافتي مقامات سياسي 10 ميليون تومان و سقف دريافتي مسئولان غيرسياسي 19 ميليون تومان تعيين شده است. اما هنوز سقف دريافتي کارگران متناسب با قانون کار تنها 812 هزار تومان است. مبلغي که بيشتر شبيه يک شوخي ترسناک است تا واقعيت غيرقابل باور!

عدالت يعني از هر کسي به اندازه توانايي‌اش انتظار داشتن. در فلسفه آن را «هر چيز در جاي خود» معني کرده‌اند. در اين ميان عدالت اجتماعي هم مطرح مي‌شود که به معناي طراحي و اجراي نظام حقوقي به گونه‌اي که هر‌کس به حق عقلاني‌اش برسد و در مقابل آن حقوق، وظايفي را انجام دهد يا مسئوليت و عواقب تخلف از آن را بپذيرد. اما وقتي به درآمد کارگران نگاه مي‌کنيم که نزديک به نيمي‌از قشر فعال کشور را تشکيل مي‌دهد، متوجه مي‌شويم که اين ميزان حقوق براي يک خانواده 4 نفره بسيار کم است. بر‌اساس تحقيقات صورت گرفته، خرج ماهيانه يک خانواده 4 نفره در تهران چيزي در حدود 2 ميليون و 300 هزار تومان تخمين زده مي‌شود. در واقع حقوق کارگران، نزديک به يک‌سوم اين مقدار است.

اگر بخواهيم از يک منظر ديگر به قضيه نگاه کنيم بالا بودن حقوق مديران سياسي، کاملا توجيه‌پذير است. مديري که بخش مهمي‌از مديريت کشور بر دوشش قرار دارد و بايد پاکدستي خود را حفظ کند تا از انواع فسادهاي مالي در امان باشد، قابل قبول است که حقوق بالايي بگيرد. اما اين به معناي دريافت حقوق پايين توسط کارگران نيستند. محمدرضا صباغيان نماينده مردم ابرکوه، بافق، بهاباد، ‌خاتم و مهريز در مجلس با اشاره به نظام نامتعادل پرداخت حقوق گفته است: «پرداخت حقوق 15 ميليون توماني در مقابل دستمزد 700 هزار توماني عادلانه نيست.» او بر لزوم هماهنگ‌سازي نظام پرداخت‌ها تاکيد کرده و افزوده است: «در مورد فرهنگيان ابتدا لازم است آزمون سطح‌بندي برگزار شود و سپس نسبت به ساماندهي وضعيت پرداخت‌ها اقدام شود.» مسعود پزشکيان با بيان اينکه «با برنامه‌ريزي مي‌شود عدالت را در جامعه ايجاد کنيم»، گفته است: «يک بازنشسته بعد از چندين سال کار و تلاش، چگونه با درآمد 800 هزار توماني زندگي کند؟ بايد به جاي معلول به دنبال علت باشيم و ساختاري ايجاد کنيم که خائن، رشوه خوار، قاچاقچي، زمين خوار و ... وجود نداشته باشد».

سوالي که مطرح مي‌شود اين است؛ مفهوم گرفتن دستمزد منصفانه چيست؟

در يک سازمان وقتي کارکناني احساس کنند در ازاي کاري که انجام مي‌دهند و يا شخصيت حقوقي و سازماني و ميزان تحصيلات و تجربه‌اي که دارند، دستمزد کافي دريافت نمي‌کنند و در مقابل، افرادي با داشتن حداکثر همان ويژگي‌ها، چندين برابر حقوق دريافت مي‌کنند، چه نتيجه‌اي براي سازمان و يا شرکت داشته و کارفرمايان چگونه با اين بحران رواني ـ شغلي برخورد مي‌کنند؟ شکي در اين نيست، که اگر فردي احساس کند کار يکساني را در مقايسه با شخص ديگري که حقوقي به مراتب بيشتر مي‌گيرد، انجام مي‌دهد، اين امر در نهايت به پايين آمدن بهره‌وري، تخريب کار، تخريب مديران سازماني، خشم، اعتراض، اعتصاب، اخراج و در نهايت در بهترين حالت ممکن به کناره‌گيري مشغول از شغل منجر مي‌شود.

با رسانه اي شدن مسئله حقوق‌هاي هنگفت مديران دولتي موجي از سرخوردگي در ميان مردم مخصوصا در ميان قشر کارگر پديد آمده است. کارگري که براي سير کردن خانواده‌اش مجبور است صبح زود خانه را ترک کرده و در ساعتهاي پاياني شب به منزل بازمي‌گردد ولي در آخر ماه، دخل و خرجش به هم نمي‌خورد، ديگر انگيزه‌اي براي زندگي سالم ندارد.

براي کارمنداني که سعي مي‌کنند در تمام عمر کاري‌شان، با پاکدستي به کار بپردازند و درگير فسادهاي مالي نشوند، بعد از رو شدن پرداختي‌هاي بالا به مديران چقدر امکان ادامه اين نوع زندگي وجود دارد؟ سوال اين است که چه زماني قرار است حقوق طبقه متوسط جامعه بالا رفته و اندکي به عدالت نزديک شود؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان