نسخه شماره 4068 - 1395/04/02 -

 چهره‌ها 

2 تير‌؛ به ياد ابوعلي سينا

شيخ الرئيس

ابوعلي حسين بن عبدالله بن حسن بن علي بن سينا، مشهور به ابوعليِ سينا و ابن سينا و پور سينا که در غرب از او تحت عنوان اَوي سِنا نيز ياد مي‌شود در ‌ 359 در بخارا به دنيا آمد و 2 تير 416 در همدان درگذشت. وي پزشک ايراني و از مشهورترين و تاثيرگذارترينِ فيلسوفان و دانشمندان ايران‌زمين است که به ويژه به دليل آثارش در زمينه فلسفه ارسطويي و پزشکي ، شناخته شده است. وي نويسنده کتاب شفا يک دانشنامه علمي‌و فلسفي جامع است و القانون في الطب يکي از معروف‌ترين آثار تاريخ پزشکي است. وي 450 کتاب در زمينه‌هاي گوناگون نوشته‌است که شمار زيادي از آن‌ها در مورد پزشکي و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاريخ علم وي را يکي از بزرگترين انديشمندان و دانشمندان پزشکي مي‌داند. در سن 18 سالگي، ابن سينا بر بسياري از علومي‌که بعدها شناخته شدند، تسلط يافت. چرا که همه علوم را فرا گرفته بود و تنها لازم بود تا فهم خود را لحاظ عمق افزايش دهد تا آموخته‌هاي خود را بهتر درک کند. مهارت ابن سينا در علم پزشکي و توانايي وي در معالجه حاکم آن زمان، موجب شد تا مورد محبت حاکم واقع شده و در دربار، موقعيت بسيار خوبي داشته باشد. ولي به سبب آشفتگي اوضاع سياسي در ماوراء‌النهر‌، زندگي بر ابن سينا در زادگاهش دشوار شد و او ناچار بخارا را به مقصد جرجانيه و سپس گرگان ترک گفت. در سال 403 هجري قمري، پس از پشت سر گذاشتن سختي‌ها و مشکلات بزرگي که در اين سفر با آن‌ها مواجه شد و حتي چند تن از دوستانش را در ميان راه از دست داد، از کوير شمال خراسان عبور کرد. وي آرزو داشت که «قابوس بن وشمگير» را که حامي‌نامدار علم و ادب بود، در جرجان ببيند؛ ولي هنگامي‌که به جرجان رسيد، قابوس بن وشمگير از دنيا رفته بود. سپس در فاصله سال 405و 406 هجري قمري به ري رفت. در اين هنگام آل بويه بر ايران فرمانروايي داشتند و افرادي از اين خاندان در ايالات مختلف حکومت مي‌کردند. ابن سينا مدتي در دربار فخرالدوله در ري درنگ کرد و سپس از آنجا براي ديدار يکي ديگر از فرمانروايان اين خاندان، شمس‌الدوله به جانب همدان به راه اقتاد. اين سفر براي ابن سينا بخت بلندي داشت؛ چرا‌‌‌‌ که پس از رسيدن وي به همدان، او را براي درمان امير شمس‌الدوله که بيمار شده بود و تمامي‌پزشکان از معالجه وي ناتوان بودند، دعوت کردند. بوعلي توانست شمس الدوله را معالجه کند و به همين دليل چنان تقربي نزد وي پيدا کرد که عهده دار منصب وزارت گرديد و مدت چند سال؛ تا هنگام مرگ امير، عهده دار اين وظيفه سنگين بود. پس از مرگ شمس‌الدوله بخت از وي روي گردانيد و چون از ادامه خدمت در منصب وزارت خودداري کرد، او را به زندان افکندند. در زندان کتاب مشهورش «شفا» را به رشته تحرير درآورد. پس از مدتي توانست از زندان فرار کند و با لباس درويشي از همدان گريخت. ابن سينا از همدان به اصفهان رفت که مرکز بزرگي از علم به شمار مي‌رفت و سال‌ها بود که آرزوي ديدار آنجا را داشت. در اين شهر مورد توجه علاءالدوله قرار گرفت و مدت پانزده سال با آسايش خاطر در آن شهر زندگي کرد. او در اين مدت، چندين کتاب مهم نيز نوشت و حتي به ساختن رصدخانه پرداخت. اما اين آسايش براي وي دائمي‌نبود؛ چرا که يک بار اصفهان در معرض حمله مسعود غزنوي يعني فرزند سلطان محمود غزنوي قرار گرفت و در اين حمله بعضي از آثار مهم اين حکيم بزرگ از ميان رفت. اين امر ضربه بزرگي براي وي بود و علاوه بر آن، بيماري قولنج نيز آزارش مي‌داد. به همين دليل، دوباره به همدان بازگشت و به سال 428 هجري قمري و در سن پنجاه و هفت سالگي در اين شهر از دنيا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان