نسخه شماره 3988 - 1394/12/09 -

 هدف آتش‌بس در سوريه اجتناب از جنگ جهاني است 

توافق آتش‌بس ميان روسيه و آمريکا از نيمه شب گذشته به مرحله اجرا درآمد اما هنوز مشخص نيست تا چه اندازه پايدار بماند،اگر چه تمام نشانه‌ها حکايت ناپايداري آن دارد.

به گزارش جماران،«عبدالباري عطوان»نويسنده و تحليلگر مشهور عرب در يادداشتي در روزنامه رأي‌اليوم نوشت:انتظار مي‌رفت که شب گذشته اجراي آتش‌بس در مناطق مختلف سوريه آغاز شود اما همه نشانه‌ها حکايت از آن دارد که فرصت براي اجراي آن در واقعيت تقريبا وجود ندارد.حملات هوايي روسيه و زميني سوريه عليه «گروه‌هاي تروريستي» ادامه دارد و قطعا اين گروه‌ها واکنش نشان مي‌دهند و ترکيه نيز همانطور که «احمد داوود اوغلو»نخست وزير اين کشور تاکيد کرد به توافق آتش‌بس پايبند نيست و گلوله باران گروه‌هايي مانند يگان‌هاي حمايت مردمي‌کُرد که مورد حمايت آمريکا هستند و آنکارا آنها را تروريستي مي‌داند را ادامه مي‌دهد.

اين عجيب‌ترين توافق آتش‌بس در خاورميانه و چه بسا روي زمين است زيرا دو کشور بزرگ يعني آمريکا و روسيه بدون رايزني يا هماهنگي با «بازيگران» اصلي در ميدان يا حتي«به حاشيه رانده شده‌ها»در سوريه يا در تبعيد، بر سر آن به توافق رسيدند و کشورهاي منطقه اي را شگفت زده کرد.

گروه تروريستي داعش درباره اين توافق سکوت کرده و چه بسا به آن توجهي ندارد و خواهر آن «القاعده» صدايش بلندتر بود هنگامي‌که «ابو محمد الجولاني»سرکرده گروه تروريستي «جبهه النصره»در بيانيه‌اي صوتي اين توافق را «آتش‌بس ذلت بار«و «تحقيرآميز»توصيف کرد و از گروه‌هاي مسلح خواست که به جنگ ادامه دهند.جبهه النصره متشکل از شبکه‌اي از بازوهاي نظامي ‌و گروه‌هاي مسلح است که برخي از آنها زير چتر «معارضان رياض»هستند که توافق آتش‌بس را تاييد کردند.

واکنس سرکرده جبهه النصره بازتاب دهنده حجم خطراتي است که اين گروه در آينده نزديک در جبهه‌هاي جنگ با آنها رو به رو خواهد شد.اين توافق آتش‌بس جبهه الصنره را مستثني کرد و به ادامه بمباران مواضع آن توسط روسيه و بازپس‌گيري شهرهاي«ادلب»و«جسرالشغور»و ديگر مناطقي که تحت اشغال «جيش الفتح»يکي از شاخه‌هاي نظامي‌جبهه النصره است توسط ارتش سوريه چراغ سبز،بلکه هم «مشروعيت»داد.اين در حالي است که ارتش سوريه طي هفته‌هاي اخير پيروزي‌ها و دستاوردهاي بزرگي در ريف شمالي«حلب»به دست آورد.

به ادعاي عبدالباري عطوان در اين يادداشتش اختلافات ميان «بشار اسد»رئيس‌جمهوري سوريه و هم‌پيمان روس‌اش درباره فرايند سياسي و دوران انتقالي نمايان شده است، امري که باعث شد رئيس‌جمهوري سوريه با صدور دستور دعوت به انتخابات پارلماني در اواخر ماه آوريل آينده اقدام به «ضربه پيشگيرانه»کند که خشم هم‌پيمان خود را برانگيخت اما دو طرف بر سر ادامه جنگ با تروريسم و سازمان‌هاي تروريستي و در رأس آنها گروه‌هاي جبهه النصره و داعش توافق دارند؛ امري که اين اختلافات را تا مدتي ديگر به تأخير مي‌اندازد يا متوقف مي‌کند.

اوضاع روي زمين تغيير نمي‌کند و فردا مانند ديروز خواهد بود و ماه آينده مثل ماه گذشته.اين توافق آتش‌بس ما را به ياد هزاران توافق آتش‌بس نظير آن در جنگ‌هاي خاورميانه به ويژه در لبنان،يمن،ليبي، جنگ ميان عراق و ايران مي‌اندازد.چگونه اين توافق به اجرا درآيد و فرصتي براي موفقيت به دست بياورد در حالي که حداقل 250 گروه سوري محلي مسلح وجود دارند آن هم در سايه تداخل جغرافيايي ميان اين گروه‌ها و نبود کنترل روي زمين و نبود ابزارها براي دانستن پايبندي به آتش‌بس و اينکه چه کسي پايبند است و چه کسي نيست.يک کيلومتر مربع در سوريه ممکن است در کنترل چند گروه باشد.

سوريه به سرعت به سمت «طرح ب»مي‌رود که «جان کري»وزير خارجه آمريکا چند روز پيش، از آن سخن گفت و تهديد کرد که در صورت فروپاشي آتش‌بس ممکن است رخ دهد و آن حمله زميني سعودي ترکي با حمايت آمريکا به سوريه و تقسيم جغرافيايي و ديموگرافي اين کشور.کري در سخنان سه روز پيش خود در کنگره گفت که هيچگونه تضميني براي «ترک مخاصمه»در سوريه وجود ندارد اين در حالي است که «سرگئي لاوروف»همتاي روس‌اش از وي خواست دست از سخن گفتن درباره طرح‌هاي جايگزين و عمليات زميني و مناطق عاري از سلاح بکشد.لاوروف همچنين از سخنان «باراک اوباما» رئيس‌جمهوري آمريکا نيز انتقاد کرد. اوباما روز پنجشنبه گذشته از ضرورت کناره‌گيري اسد از قدرت در صورت رسيدن به صلح دائمي‌دم زده بود. اين توافق آتش‌بس را هيچکس نمي‌خواهد و هيچکس به آن نيازي ندارد و همه آرزوي شکستش را مي‌کنند و موافقت بر سر آن در چارچوب به دست آوردن زمان و تلاش براي اجتناب از بدتر يعني جنگ منطقه‌اي که ممکن است به جنگ جهاني منجر شود،صورت گرفته است.اوضاع در سوريه در هر دو شق نظامي‌ و سياسي خارج از کنترل شده است.

اکنون مهم شکل و محتواي سناريوي است که صحنه سوريه پس از شکست احتمالي اين آتش‌بس شاهد خواهد بود که چه بسا در بيشتر جبهه‌هاي جنگ خونين‌تر و وحشتناک‌تر خواهد بود و شايد رسيدن هواپيماهاي نظامي ‌سعودي به پايگاه نظامي‌ اينجرليک ترکيه آن هم در اين زمان يکي از مقدماتش باشد.اين که گفته مي‌شود هدف از اين هواپيماهاي سعودي جنگ عليه داعش است چيزي جز سرپوش گذاشتن بر هدف ديگري نيست و آن «تجزيه جغرافياي سوريه و ايجاد کشور سني جديد در الرقه،ديرالزور و الحسکه است که امتداد کشور ديگري در موصل خواهد بود.»

آيا اين طرح موفق مي‌شود؟آيا موشک‌هاي اس 400 روسيه اين جنگنده‌هاي سعودي و همتاهاي ترکش را سرنگون مي‌کند و آيا آمريکا و دولتش دست بسته باقي مي‌مانند و از دور اوضاع را نظاره مي‌کنند؟واکنش ترکيه و «اردوغان»رئيس‌جمهوري‌اش چيست؟آيا جنگ روسي-ترکي-سعودي خواهد بود؟يا جنگ جهاني روسي-آمريکايي؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان