نسخه شماره 3969 - 1394/11/15 -

 انتخابات بهترين نماد مشارکت جمعي سياسي يک جامعه فعال 
نويسنده : عبدالرحمن حسني‌فر

همه ما مي‌دانيم که رشد و ارتقاء سياسي يک جامعه، امري فرايندي است و يک دفعه و به صورت ناگهاني، جامعه‌اي پويا و فعال در همه عرصه‌هاي کنش جمعي ظهور پيدا نمي‌کند. خصوصا اين عرصه اگر حوزه قدرت سياسي هم باشد که با ثروت و اقتدار و نفوذ و امتياز و رانت و غيره ارتباط داشته باشد پويايي و کنشگري جمعي در راستاي رشد و ارتقاء، امري سخت مي‌شود.دخالت علم و رويکرد علمي‌در پيشبرد رشد و ارتقا در هر حوزه‌اي و از جمله حوزه سياست، واقعيتي غير قابل انکار است که اين يادداشت در اين راستا نوشته شده که با بيان مشکلات و آسيب‌ها در مورد موضوعات عام و فراگيري چون انتخابات از منظر علمي‌گامي‌برداشته شود تا در نتيجه آن رشد و ارتقاي سياسي هم حاصل شود.

نگاه آنارشيستيک(نگاه بي‌دولت گرايانه) يا نگاه معطوف به سلطه طبقه يا گروهي خاص در هيات حاکمه ‌براي جامعه‌اي چون جامعه ايران که هم فرهنگ و هم دينش بر خدمت‌، نظم و انضباط‌، عدل، قناعت و منع اسراف و تبذير و طاغوت و استکبار و مسووليت همگاني تک تک افراد جامعه تاکيد دارد، ‌جايي ندارد. همچنين تجربه انقلاب‌هاي 1285 و 1357 خورشيدي در ايران معاصر، دلالت بر توجه به حوزه سياست از باز تعريف اهداف آن و حرکت در راستاي مردمي‌کردن آن دارد.مردمي‌کردن حوزه سياست در ايران، در دوران مشروطه با شعار مشروطيت ، قانون اساسي، پارلمان،آزادي و مساوات مطرح شد و در دوران انقلاب اسلامي‌هم با جمهوري اسلامي، استقلال و آزادي بود.اين شعارها از مهمترين و کليدي‌ترين اهداف اين دو جنبش مهم کلان اجتماعي بودند. مولفه اصلي اين دو جنبش، مشارکت مردم و مطالبه‌گري آنها در عرصه سياست بود.مشارکت و مطالبه‌گري مردم در عرصه سياست در مقابل پادشاهي مستبد و حکومت جور و ظالم به نوعي انقلاب‌هاي ساختاري و کلان سياسي و اجتماعي ختم شد اما در جايي که استنباط استبداد يا ظلم به نحو عمومي‌و گسترده نباشد مشارکت سياسي تبلور مقابله اي وسخت ندارد بلکه اين مشارکت نرم و مبتني بر روش‌هاي جديد است که در سرلوحه اين نوع از مشارکت قرار مي‌گيرد. درست است که عرصه مشارکت سياسي صرفا شرکت در انتخابات نيست و ابعاد ديگر آن از قبيل سازوکارهاي نظارتي عمومي ‌يا حتي توجه به عرصه‌هاي ميان مردم و کارگزاران نيز داراي اهميت است که در جاي خود لازم است به آنها پرداخته شود اما اين يادداشت، صرفا به مقوله شرکت در انتخابات از منظرنحوه تعميق مشارکت سياسي در آن توجه دارد.همانگونه معلوم است از يک جنبه، انتخابات دو طرف دارد در يک طرف کانديداها هستند و در طرف ديگر مردمي ‌که انتخاب مي‌کنند. براي هر دو طرف، فرصتي مهم براي بازنگري در برخي اهداف و عملکردها است.هر چند در جايي که توقعات مردم دسته‌بندي نشده باشد هر يک از افراد جامعه به دنبال اهداف خود مي‌روند و در اين وضعيت، سطح تقاضاها ممکن است به نيازهاي دم‌دستي آنها تقليل يايد و اين اتفاق ناگواري است که در اين حوزه اتفاق افتاده است و بايد در مورد آن تامل و برنامه بهبود وضعيت به صورت جدي داشت والا مشارکت در سطوح تقليل يافته خود باقي خواهد ماند و رشد و ارتقا هم صورت نمي‌پذيرد. البته اين اطلاق ناگواري بر تقاضاهاي دم دستي و جزئي به معني ناجا بودن اين تقاضاها از جانب تک تک افراد نيست.بلکه مشکل در جايي است که فرصت برآورده شدن اين تقاضاها براي همه نيست و از همه مهمتر نداشتن نگاه کلان و بلند مدت در مورد مشکلات عمومي‌جامعه و علي الخصوص، علمي‌مديريت نکردن اين مشکلات و دخالت ندادن علم در بهبود اوضاع است. در مورد مردم هم بايد گفت که آنها چندين دسته‌اند و طبعا تقاضاهايشان در يک سطح و يک جور نيست.دسته بندي و تقسيم خواسته‌هاي کوتاه مدت و بلند مدت آنها، مستلزم بازنگري در نحوه ورود و حضور کانديداها و همچنين شيوه تعامل مردم به معناي عام با کانديداها است.

هيچ سازوکار تعاملي «عمومي» علمي‌جدي ميان مردم و کانديداها نه در شهرهاي کوچک و نه شهرهاي بزرگ، در حال حاضر وجود ندارد و اين يک اشکال جدي در اين زمينه است. آنچه مسلم است اين است که مردم بايد در انتخابات شرکت کنند و در اين ترديدي نبايد کرد.اما براي اينکه مشارکتشان کيفي تر باشد بايد در تمام فرايندهاي انتخابات از ثبت‌نام تا تبليغات حواسشان جمع باشد.البته اين حواس جمعي لزوما به معني رويکردهاي ساده‌انگارانه‌اي که در حال حاضر در برخي جاها تحث عنوان بحث‌ها و گپ و گفت‌هاي سياسي بين عامه مردم جاري است، نمي‌باشد. در جايي مثل جامعه ايران که فعاليت سياسي، قالب حزبي به خود نگرفته، توقع يا مطالبه مشارکت کيفي، سخت و پيچيده است اما در هر صورت در انتخابات بايد اين امر براي همه مسجل شود که نگاه يا خواست‌هاي عمومي‌و بلند مدت بايد بر خواست‌هاي جزئي و شخصي مقدم باشد اينکه چگونه مي‌توان سازوکاري براي اينها و پيشبردش طراحي کرد کار راحتي نيست ولي از فرصت انتخابات براي بازنگري در عملکردها، اهداف و شعارها و حتي چرخش نخبگان بايد استفاده لازم را برد تا جامعه از نشاط و پويايي لازم برخوردار شود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان