نسخه شماره 3961 - 1394/11/06 -

 برجام روحاني و نفت 
نويسنده : بهروز پورسينا

براي برخي از دوستان اگر به بيان و زبان هم نياورند، برجام هنوز هم فتح الفتوح است و براي برخي نيز متاسفانه شکست. روي سخن اين يادداشت با آنان که برجام را حتي بعد از بيانات صريح رهبر فرزانه انقلاب، نه به صراحت بلکه در موضع‌گيري‌هاي خود شکست مي‌دانند، به هيچ‌ وجه نمي‌باشد زيرا اگر برجام براي نظام، پيروزي بوده است که هست، تمامي‌گروهها مي‌بايست شادمان از اين پيروزي نظام مي‌شدند. «پيروزي نظام»، انصافا آنچنان عبارت سنگيني است که اگر هر فرد و گروهي خود را در خيمه نظام مي‌بيند نمي‌تواند شکرگزاري به درگاه خداوند و اظهار شعف و شادماني خود را کتمان کند. دليل کتمان چيست؟!

با احترام به نظر بزرگانمان که برجام را يک پيروزي بزرگ براي نظام مقدس جمهوري اسلامي‌ايران معرفي مي‌کنند که حق نيز همين است با آن که برجام براي نظام هزينه‌هاي سنگيني را در بر داشته است اما از يک نقطه نظر که توضيح آن در ذيل مي‌آيد، مي‌توان آن را يک فتح‌الفتوح دانست.

نکته:جناب آقاي دکتر روحاني در رقابتهاي انتخاباتي رياست‌جمهوري، مواضع خود را با شجاعت و به صراحت تمام در خصوص پرونده هسته‌اي ايران اعلام کرد و وعده در هم شکستن نظام تحريمهاي هسته‌اي را به راي دهندگان داد. رقباي ايشان نيز هر کدام، در خصوص پرونده هسته‌اي ايران نقطه نظرات برجسته‌اي داشتند که برخي از آنها با ديدگاه‌هاي دکتر روحاني اختلاف داشت و برخي نيز کاملا در تعارض بود. حال فرض کنيم در انتخابات 1392، نامزدي به پيروزي مي‌رسيد که ديدگاه‌هاي هسته‌اي اش کاملا در تعارض با دکتر روحاني بود. آيا پس از تنفيذ رهبري، سياست رئيس جمهور منتخب در پرونده هسته‌اي همين سياست و عملکرد دولت يازدهم بود؟!

پاسخ، قطعا منفي است و نظام، سير ديگري را غير از آنچه در اين دو سال طي کرده است را طي مي‌کرد. مبحث ظريفي که وجود دارد توجه به اين مهم است که رهبري معظم انقلاب داراي چنان سعه و شرح صدري هستند که در هر صورت و با پيروزي هر کدام از نامزدهاي منتخب، صرفا نظارت عاليه را بر روند کار تيم هسته‌اي رئيس‌جمهور منتخب اعمال مي‌فرمودند. به باور اين قلم، يکي از دستاوردهاي بزرگ جمهوري اسلامي‌ايران که همانا آرمان مردم‌سالاري ديني است در يکي از سخت‌ترين مراحل آزمايشي خود يعني پرونده هسته‌اي ايران، سربلند بيرون آمد. اين يک فتح الفتوح است؛ چه آن را پاي برجام بنويسيم و چه پاي آرمان «مردم‌سالاري ديني». آري، بي ترديد مي‌بايست به داشتن چنين رهبر حکيمي‌به خود باليد و خطاب به جناب آقاي دکتر روحاني گفت: دستمريزاد که برجامت، آرمان جام مردم‌سالاري ديني رااز آبي گوارا، لبريز کرد.

در بخش دوم اين يادداشت، به يکي از مهمترين بخش‌هاي هزينه‌اي برجام يعني نفت، نظري گذرا خواهيم داشت و آن را مورد مداقه و بررسي قرار مي‌دهيم. در ساختار لايه لايه و بسيار پيچيده امروز بازار جهاني نفت، تعيين قيمت‌هاي جهاني نفت از دستان اوپک خارج شده است. پارامترهاي رعايت يا عدم رعايت انسجام دروني و بيروني اوپک و تعهد و پايبندي به سهميه‌بندي‌ها توسط اعضاء طي دوره بيست ساله 1985 تا 2005، در تعيين قيمت‌هاي جهاني نفت داراي نقش پر رنگي بوده است. تحليل رفتار اوپک در قبل از اين دوران، موضوع اين نوشتار نيست. با اين حال و در دوره ده ساله اخير به دليل بروز و ظهور عوامل متعدد ديگر، رفتار نوسانات قيمت نفت لزوما از الگوهاي تعيين‌کننده مربوط به پيش از اين دوره، پيروي نمي‌کند. شايد عجيب باشد که بگوييم نقش اوپک در تعيين قيمت‌هاي جهاني نفت طي سال 2015 ميلادي نقشي کاملا خنثي در شش ماهه اول سال و نقشي کاملا مخرب در شش ماهه دوم سال بوده است به طوري که اگر در شش ماهه دوم اوپک تشکيل جلسه نمي‌داد، افتضاح سقوط قيمت‌هاي جهاني نفت قطعا کم‌تر از اين مي‌شد.

ترديدي وجود ندارد که يکي از عوامل کاهنده و موثر در کاهش قيمت‌هاي جهاني نفت از سال 2014، به دو پارامتر تنش زدايي از پرونده هسته‌اي ايران و روي کار آمدن دولت جديد عربستان پس از ملک عبدالله بازگشت مي‌کند. يکي از خلاء‌هاي جدي در اين دوره حساس، فعاليت فکرانباره‌ها و اطاق‌هاي فکر ورزيده و کاملا متخصص درون نظام بوده است که خارج از دولت به فعاليت بپردازند اما به کمک دستگاه ديپلماسي کشور در بخش‌هاي بسيار پيچيده و تخصصي نفت و گاز بيايند. در همين راستا لازم است گريزي نيز به تحليل اخبار احتمال سقوط قيمت‌هاي جهاني نفت به 10 دلار در هر بشکه را داشته باشيم. در بازار از هم گسيخته نفت فعلي و از نقطه نظر تئوريک، احتمال رسيدن به قيمت‌هاي ده دلاري منتفي نيست زيرا هيچ پيش‌فرضي براي رسيدن به نقطه تعادل در بازار کنوني با مشخصه فشار عرضه، وجود ندارد. 10 دلار در هر بشکه، نقطه تعادلي براي رسيدن به نقطه سر به سر اقتصادي در فروش نفت خام در بسياري از مناطق توليد، با هزينه‌هاي پايين است. شايد تعحب آور باشد که حتي در امريکا طبق گزارشي که در ماه فوريه 2015 در بلومبرگ منتشر شد، هزينه نهايي توليد نفت شيل در مناطقي مانند تگزاس امريکا بين 10 تا 20 دلار در هر بشکه بوده است. با اين حال، عوامل متعدد ديگري وجود دارند که مي‌توانند نه تنها جلوي فاجعه سقوط قيمتهاي نفت به 10 دلار را بگيرند بلکه حتي قيمت‌هاي جهاني نفت را به کانال 40 دلاري باز گردانند ( به سرمقاله‌هاي «غربت نفت» و« دكتر جهانگيري؛ ديپلماسي نفتي، كمپين ضد‌تروريسم» از همين قلم، در روزنامه مردم سالاري به تاريخهاي 23 و 28 آذر 1394 مراجعه شود). هماهنگي ميان ايران، روسيه، عربستان و عراق قبل از هرگونه تصميم براي برگزاري اجلاس وزراي اوپک در سال 2016، کاملا نتيجه بخش و اثرگذار است. دولت يازدهم با هدايت شخص دکتر روحاني عزيز، مي‌تواند عهد دار اين نقش تاريخي شود. پس از برجام عزت مند روحاني، نفت پرقدرت روحاني دور از دسترس نيست؛ کشور بزرگ و نفتي روسيه به رهبري ولاديمير پوتين که يک متحد قابل اعتماد در ملاحظات و موضوعات استراتژيک جمهوري اسلامي‌ايران شده است، محوريت در يک ديپلماسي ممتاز نفتي براي بازگشت سريع به کانال 40 دلاري قيمت‌هاي جهاني نفت خام را خواهد داشت. در پايان، يادآوري و تاکيد مي‌شود که اگر به توافق هستهاي نمي‌رسيديم و شکست مذاکرات اعلام مي‌شد، احتمال بازگشت قيمت‌هاي جهاني نفت به کانال 100 دلاري کاملا محتمل بود اما با توجه به اعمال کامل تحريم فروش نفت ايران و وضع تحريم‌هاي بسيار گسترده‌تر، اين نفت به نام مي‌شد و به کام ديگران.


نسخه چاپي ارسال به دوستان