نسخه شماره 3895 - 1394/08/13 -

 «ماندگاري عاشورا» 
نويسنده : سيدرضا اکرمي

62) نزديک به 14 قرن از محرم «1376 سال» مي‌گذرد و هنوز از نهضت حسيني سال 61 قمري مي‌گويند و مي‌نويسند و مي‌خوانند و تحليل مي‌کنند و تطبيق انجام مي‌دهند که عصر «اطلاعات و رسانه و آگاه‌سازي» چه وظيفه‌اي داريم و مردم چه بايد بکنند «علوي باشند، حسني باشند، حسيني باشند، صادقي باشند يا رضوي و يا فقط در انتظار ظهور امام عصر ارواحنا فداه باشند که بيايد و تکليف را يکسره نمايد.

63) به نظر مي‌رسد در جامعه ما با توجه به وصيت رسول خدا که در مقدمه وصيت‌نامه سياسي الهي امام‌خميني رحمه‌الله عليه بازگو شده، مي‌يابد که با داشتن قانون اساسي و رهبري مقام ولايت، چه بايد بکند، مگر اين که خداي ناکرده بهانه‌گير باشد و نخواهد کاري انجام دهد که در طول تاريخ حتي زمان رسول خدا بوده‌اند افرادي که «اجتهاد در مقابل نص» مي‌کردند و به تعبير قرآن «فمنکم من يريد الدنيا و منکم من يريد الاخره» برخي دنيا را هدف مي‌دانستند و برخي آرماني بودند و آخرت‌گرا و صد البته داريم عده‌اي ميانه و وسط و معتدل «ربنا آتنا في‌الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار» که دنيا را مقدمه آخرت مي‌دانستند و مي‌گفتند بين دنيا و آخرت بايد جمع کرد و مي‌دانند به کدام کارشناس «فقاهت و سياست و قانون و عمل» مراجعه نمايند و حجت را بر خود و ديگران تمام نمايند.

64) در عاشوراي حسيني، علل دوام و ماندگاري به وضوح روشن است که مي‌توان به ثبات امام در همه زمان و زمين مراجعه نمود که وقتي امام با مرگ معاويه و دستورالعمل يزيد در بيعت مواجه شد فرمود «انالله و انا اليه راجعون، فعلي الاسلام السلام، اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد» به خدا پناه مي‌بريم در همه حال و بر اسلام بايد فاتحه خواند و ختم آن را اعلام نمود، آنگاه که زمامدارشان همانند يزيد باشد و در جائي ديگر فرمود «مثلي لا يبايع مثل يزيد» همانند من «حسين فرزند پيامبر و علي و فاطمه، جاي پاي جبرئيل را در خانه پيامبر ديده و هفت سال با رسول خدا بزرگ شده و 37 سال با پدرش علي عليه‌السلام بود و 47 سال با امام حسن» با يزيد که الفباي اسلام محمدي را نمي‌داند و از سياست و اجتماع و اخلاق بويي نبرده است بيعت نمايد و همه حکومت و رفتار وي را امضا نمايد. اين هدف را در مدينه، مکه، بين مکه و کوفه، روز عاشورا براي خواص و عوام باز نمود و سر سوزني فاصله نگرفت.

ثبات در هدف و روش و کوشش با خودماندگاري دارد بويژه اينکه همه آن «حق» باشد که در مسير راه به فرزند جوان خود «علي‌اکبر» فرمود و در آخرين لحظات جملاتي فرمود «الهي رضا بقضائک، صبرا علي بلائک، تسليما لامرک، لا معبود سواک يا غياث‌المستغيثين» که همه آن گواه آن حقايق مي‌باشد.

65) امام حسين عليه‌السلام در مسير هجرت و شهادت و اسارت، همه موجودي خود «زبان، قلم، بدن، خانواده، اصحاب، دعا و عبادت، مقاومت و استقامت» را به کار گرفت و به صحنه آورد و تا شهادت «ان الله اشتري من‌المومنين انفسهم و اموالهم، التائبون العابدون الحامدون، توبه 111 و 112» جلو رفت و سخن امام در مکه اين است «خط الموت علي ولد آدم، مخط‌القلاده علي جيد الفتاه» که مرگ روزي رخ مي‌دهد و من به ديدار گذشتگان خود سخت اشتياق دارم و وفاداري و وفاکاري را اثبات نمود. بدين دليل کار امام حسين عليه‌السلام کار ويژه بود که هيچ پيامبر و امام معصومي آن را انجام نداده بود و فرمود، من اصحابي باوفاتر و نکوتر و اهل بيتي باصفاتر از اصحاب و خانواده خودم، سراغ ندارم که کار خويشاوندان همراه با شهات و پس از شهادت آن هم در شهري چون کوفه و شام و مدينه، ادامه يافت و همه مراکز ديني و سياسي را دگرگون ساخت و زمينه‌ساز انقلاب و تحول و معنويت شد، تا به انقلاب اسلامي رسيد که از نزديک ديديم و گويا عاشوراي جديد به وجود آمده است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان