نسخه شماره 3845 - 1394/06/14 -

 قواعد بازي خطرناك هسته‌اي 
نويسنده : بهروز پورسينا

يكي از دست آوردهاي بزرگ برجام، شفاف شدن صف‌آرايي‌ها و تشديد تعارضات در نظام تصميم‌گيري در ايالات متحده آمريكا است. با آنكه آمريكا در كنار كشورهايي كه حكم شياطين را دارند، مدال شيطان بزرگ را بر روي سينه خود آويخته است اما حال مي‌توان گفت ترديدي وجود ندارد كه در هژموني و اقتدار به ظاهر يك دست آمريكا، مي‌توان نفوذ كرد و از آرمان‌ها و ارزش‌هايمان به موازات منافع ملي، حفاظت عزت مدارانه‌اي كرد. استيصال رژيم جعلي اسرائيل در به شكست كشاندن توافق وين با هزينه كردن ميليون‌ها دلار براي همراه كردن كنگره و مجلس نمايندگان آمريكا و افكار عمومي‌ در اين كشور، از جمله شواهد گويا در اين ماجرا است. استنباط برخي دوستان در استناد به تحليل فرد يا موسسه‌اي مبني بر اينكه همراهي رژيم صهيونيستي و كنگره آمريكا در مخالفت با توافق وين با هدف به خطا انداختن ايران در اينكه حتما برجام را در داخل و در مراجع قانوني به تصويب برساند، بيشتر شبيه به يك لطيفه و طنز سياسي است. اين بخش از دشمنان قسم خورده جمهوري اسلامي‌ايران هنوز آنقدر نادان و سفيه نشده‌اند كه در برابر آراء مثبت تمامي‌اعضاء شوراي امنيت سازمان ملل و نظر مساعد و موافق (يا ممتنع) بيش‌از 200 كشور دنيا با «توافق وين» ايستادگي كنند (حتي عربستان، موضع رسمي‌مخالفت با برجام را اتخاذ نكرده است) تا نكند ايران در مراجع قانوني، توافق وين را در داخل رد كند! چنين برداشتها و برخي تحليل‌ها و اظهار‌نظرهاي ديگر، حاكي از آن است كه برخي از ما هنوز، آنگونه كه بايسته و شايسته است قواعد بازي در بازي خطرناك هسته‌اي را مشق نكرده‌ايم؛ البته خطرناك بودن به معني مقهور شدن در اين بازي نيست. لذا نگارنده در حد بضاعت مترصد تبيين و مرور قواعد بازي هسته‌اي در اين يادداشت است.

با پايان يافتن جنگ جهاني دوم كه منجر به كشته شدن افزون بر 50 ميليون نفر شد در نظم نوين ناعادلانه جهاني، پنج كشور صاحب بمب اتمي ‌در توافقي راهبردي توافق كردند كه اولا اجازه دسترسي به بمب هسته‌اي را به هيچ كشور ديگري ندهند و در ثاني، فقط و فقط اين پنج كشور صاحب حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد باشند. تا هم اكنون، بخش دوم اين توافق پا برجاست اما در بخش اول، چهار كشور ديگر به جمع دارندگان بمب هسته‌اي اضافه شدند. رژيم جعلي اسرائيل، پاكستان، هند و كره شمالي. رژيم صهيونيستي در فرآيندي پيچيده و كاملا سري، به كلاهك‌هاي هسته‌اي دست يافته اما تاكنون به وجود آنها اعتراف رسمي‌نكرده است. سه كشور ديگر نيز در طوفان‌هاي جنگ سرد و تقابل بلوك‌هاي شرق و غرب، (بدون داشتن حق وتو) فرصت دستيابي به اين سلاحها را يافتند. فراموش نكرده‌ايم كه در اصلاحات اقتصادي و سياسي گورباچف يا همان پروستاريکا و گلاسنوست كه منجر به فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و تشكيل كشورهاي مستقل جديد شد، حتي كشورهايي نظير بلاروس، اوكراين و قزاقستان كه داراي سلاحهاي هسته‌اي بودند، از سلاحهاي هسته‌اي عاري شدند. از ديد پنج قدرت بزرگ جهاني، ورود به باشگاه دارندگان سلاح‌هاي هسته‌اي از بزرگترين معاصي كبيره است! در ايران، پايه صنعت محدود و وابسته هسته‌اي در پيش‌از انقلاب اسلامي‌با ايجاد نيروگاه هسته‌اي بوشهر همانند برخي كشورهاي ديگر گذاشته شد. پس از انقلاب، علي‌رغم پيگيريهاي دولتهاي وقت براي تكميل نيروگاه، طرف‌هاي غربي به زعم خود با پيمان شكني مي‌خواستند همين صنعت محدود وابسته هسته‌اي در ايران را ريشه كن كنند. در همين راستا و در تصميمات عاليه نظام، تكميل و توسعه صنعت صلح آميز هسته‌اي با تكيه بر توان داخلي كه در هيچ بخشي به خارج از كشور وابسته نباشد در دستور كار قرار گرفت. وقتي كشورهاي غربي به خود آمدند كه دريافتند جمهوري اسلامي‌ايران به توانمندي كامل در غني‌سازي و بهره‌برداري صلح آميز از انرژي هسته‌اي دست يافته است. در قواعد بازي هسته‌اي كه ما واضع آن نبوده‌‌ايم و متاسفانه، قاعده حاكم در باشگاه جهاني هسته‌اي است اين توانايي، به آستانه توانمندي در توليد سلاح هسته‌اي تعبير مي‌شود. با آنكه پنج قدرت بزرگ هسته‌اي بخوبي مي‌دانند كه چنين توانمندي، به هيچ‌وجه در توليد سلاح هسته‌اي كفايت نمي‌كند اما با تبليغات دروغ چنين وانمود شد كه ايران به صورت بالقوه، امكان توليد سلاح هسته‌اي را يافته است. در تصميم بزرگ راهبردي و افتخار‌آميز نظام، تحمل برخي تحريمها اجتناب ناپذير بود اما به دليل عدم توجه لازم به قواعد اين بازي در دولت‌هاي نهم و دهم، متاسفانه از فرصت پيش گيري براي اعمال برخي تحريم‌هاي آزاردهنده مضاعف، استفاده نشد. تفصيل و تحليل اين مهم را كه ذكر آن در اين مختصر نمي‌گنجد، به بيانات و تقريرات مذاكره كنندگان ارشد هسته‌اي بخصوص جناب آقاي دكتر عراقچي ارجاع مي‌دهيم. شايد براي برخي، همراهي چين و روسيه در تصويب شديدترين و ظالمانه‌ترين تحريم‌هاي مربوط به سازمان ملل دور از انتظار بود اما در قاعده بازي هسته‌اي، اين همراهي غير‌مترقبه نيست. امكان دستيابي به چنين كليتي در وضع تحريمها براي آمريكا و اتحاديه اروپا در غير‌منطق و قاعدة بازي خطرناك هسته‌اي، متصور نبوده و نخواهد بود.در اين راستا، اگر در دولت‌هاي نهم و دهم بجاي تهور با تدبير و شجاعت، به مصاف دشمنان اين مرز و بوم مي‌رفتيم، امروز كارنامه بهتري در جنگ ديپلماتيك هسته‌اي قابل ارايه بود. در منطق مذاكرات هسته‌اي كه منطق حفظ توازن قوا است، آمريكا از تمام قدرتش استفاده كرد تا بدون حضور اين كشور، مذاكرات هسته‌اي با جمهوري اسلامي‌ايران پيش نرود. در صحبت‌هاي اخير جك استراو، به صراحت به اين مساله اذعان شد. براي همين است كه مذاكره كنندگان هسته‌اي جمهوري اسلامي ‌ايران در عين اينكه طرف‌هاي مقابل را دشمن ديدند، وارد مذاكراتي شدند كه لاجرم هدفش برد – برد بوده است و از مذاكرات، پس از دستيابي به توافق اوليه وين خارج شدند در حاليكه همچنان در دشمني طرف‌هاي مذاكره ترديدي نيست. با آنكه رهبر فرزانة انقلاب اسلامي ‌در ابتداي سال تأکيد فرمودند كه مذاکره با آمريكايي‌ها فقط در مورد موضوع هسته‌اي است و نه هيچ موضوع ديگري.

در عين حال، خاطرنشان کردند كه مذاکرات درخصوص موضوع هسته‌اي يک تجربه است و اگر طرف مقابل از کج‌تابي‌هاي خود دست بردارد، اين تجربه را مي‌توان در مسائل ديگر ادامه داد اما اگر طرف مقابل، به کج‌تابي‌هاي خود ادامه دهد تجربه قبلي ما در بي‌اعتمادي به آمريكا تقويت خواهد شد، در ديدار اخير با نمايندگان محترم مجلس خبرگان با اشاره به تأکيدشان به مسئولان سياست خارجي و ديگر مسئولان مبني بر ممنوعيت کامل مذاکره با طرف آمريکايي بجز در موضوع هسته‌اي، اظهار داشتند: علت اين مخالفت، جهت‌گيري‌هاي آمريکاست که درست در نقطة مقابل جمهوري اسلامي قرار دارد.

حال شايد تلقي و درك بهتري نسبت به اين مساله پيدا كنيم كه چرا وارد مذاكره با كشوري شده‌ايم كه جهت گيري‌هايش، در نقطه مقابل جمهوري اسلامي‌ايران است و پيش‌از پس از مذاكره، حتي با رسيدن به سند توافق در لغو تحريم‌هاي هسته‌اي، باز هم دشمن است. در روز پنجشنبه هفته گذشته، معظم له در بخشي از سخنانشان فرمودند: از نگاه کلي، من معتقدم و به آقاي رئيس‌جمهور هم گفته‌ام که مصلحت نيست، مجلس شوراي اسلامي از موضوع بررسي برجام کنار گذاشته شود. تحليل اين مهم و تدبير حكيمانه رهبري معظم انقلاب به مجال ديگري نياز است اما در كمال تواضع نسبت به برخي طيفهاي فكري موجود در مجلس محترم شوراي اسلامي‌اظهار مي‌شود، براي صحيح و امن راندن در جاده پيچ در پيچ برجام اگر منطق قواعد بازي خطرناك هسته‌اي را بطور كل ناديده بگيريم، با شدتي گسترده تر، درگير تبعات پذيرش منطق كاغذ پاره بودن قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل مي‌شويم!


نسخه چاپي ارسال به دوستان