نسخه شماره 3780 - 1394/03/25 -

 نگاهي به نظرات مخالفان و موافقان عليرضا منصوريان در استقلال 

جدي‌ترين گزينه هدايت تيم فوتبال استقلال در شرايطي مذاکرات نهايي براي حضور در اين تيم را انجام داده است که حضورش در اين تيم موافقان و مخالفاني دارد. بااين حال به نظر مي‌رسد او تصميمش را گرفته است. به گزارش مهر، عليرضا منصوريان پس از نشست با مسئولان باشگاه نفت به سان يک روزنامه‌نگار ماهر يک صفحه صحبت کرد، بدون آنکه بگويد با نفت قراردادش را بسته يا نه!

مصاحبه وي را که بخوانيد متوجه مي‌شويد که اين مربي چنان دو پهلو حرف زده که شايد خودش هم نتواند آن گفت‌وگو را دوباره تکرار کند، به مسئولان نفت از علاقه‌اش به استقلال گفته و دلبستگي‌اش و البته در مورد آينده نفت به گفت‌وگو نشسته و ...

دوگانگي شديدي اما در مورد منصوريان وجود دارد، عده‌اي مخالف و عده‌اي موافق حضور او در استقلال هستند و جالب اينجاست که هر دو گروه هم او را دوست دارند و با فشار خرد‌کننده‌اي با هم به بحث مي‌پردازند، برخي مي‌گويند او جوان است و هنوز خام، برخي ديگر هم مي‌گويند زرنگ است و محبوب. محبوب که هست، علي‌منصوريان با ادب بودن و موفق شدن را به عنوان يک مکتب به ايران وارد کرده‌است، او به احترام استقلالي‌ها از روي نيمکت خود در بازي مستقيم بلند نشد و تمام خوشحالي‌هايش را بابت برد نفت مقابل استقلال فرو خورد تا حرمت نگه دارد.

دفاعيه‌هايش از کي روش و بوسه‌هايش بر پيشاني بازيکن جواني که تعويضش کرده بود او را هر روز محبوب‌تر کرد به ويژه آنکه وي درست معکوس امير قلعه‌نويي حرکت مي‌کرد که رفتارش منتقدان جدي بسياري حتي در ميان استقلالي‌ها داشت و حالا همان استقلالي‌ها هوادار منصوريان هستند.

مثبت‌ها و منفي‌ها را کنار هم مي‌چينيم و ابتدا از مخالفان شروع مي‌کنيم:

1-‌ منصوريان بسيار جوان است و هنوز تجربه فشار‌هاي وحشتناک را ندارد، موفقيت وي در نفت بي‌حاشيه که کسي با آن کاري ندارد، اصلا مويد اين نيست که وي در استقلال هم موفق مي‌شود، اينجا فشار سکوها و رسانه‌ها و سياستمداران وي را مي‌سوزاند، سند اين دسته هم گل‌محمدي است که با وجود آنکه فوق‌العاده بود اما در پرسپوليس سوخت.

2-‌ مخالفان معتقدند هيچکس بلافاصله پس از امير قلعه‌نويي در استقلال موفق نشده است.

3-‌ آنها مي‌گويند منصوريان در صورت جدايي از نفت، فرصت طلايي رسيدن به قله آسيا را از دست خواهد داد، اين درحالي است که مي‌تواند با نفت کاري کند که حالا حالاها از او به عنوان‌برترين مربي ايراني ياد شود و حتي فشارهاي استقلال هم نتواند او را تخريب کند.

4-‌ مخالفان مي‌گويند استقلال با وضعيت کنوني که دارد نه با منصوريان که با کاپلو هم نمي‌تواند موفق شود، آنها نه پول دارند، نه اعضاي هيات مديره و مدير‌عامل با تجربه ...

اين تصميم اما موافقاني هم دارد که ادله آنها هم خواندني و شنيدني است، دلايل آنها را از نظر مي‌گذرانيد:

1-‌ موافقان مي‌گويند، پس از سال‌هاي سال استقلالي‌ها روي يک نفر به اجماع کامل رسيده‌اند و پس از سالها حمايت از حجازي و پورحيدري و قلعه‌نويي حالا همه آنها روي منصوريان تا حدود زيادي اتفاق نظر دارند و اين هم براي منصوريان خوبست و هم براي استقلال.

2-‌ موافقان معتقدند اصلا منصوريان براي اين کار جوان نيست و در 43 سالگي چهار‌سال هم از امير قلعه‌نويي که در 39 سالگي مربي استقلال شد بزرگتر است.

3-‌ سکو‌ها با منصوريان هستند و بوقچي‌ها نمي‌توانند خللي در کار منصوريان ايجاد کنند.

4-‌ وضعيت مالي باشگاه استقلال هميشه همينگونه است که بوده و از نظر تجربه و توان هم اکثرا اعضاي هيات مديره‌اش يا سياسي بوده‌اند يا ثروتمند و اين تغيير زيادي پيدا نمي‌کند که منصوريان بخواهد براي آن منتظر بماند.

5-‌ منصوريان پس از ‌اختلاف‌هاي شديدي که بين بازيکنان و امير تنها گزينه‌اي است که مي‌تواند همه چيز را بين بازيکن و مربي روبه راه کند.

6-‌ او امروز بدون آلترناتيو است و اين کار وي را راحت‌تر جلو مي‌برد.

همه اين نظرات در شرايطي مطرح مي‌شود که منصوريان روز شنبه نشستي را با مسئولان باشگاه استقلال برگزار کرد و بيشتر راه براي نشستن روي نيمکت آبي‌ها را رفته است. او حالا در آستانه آرزوي ديرينه‌اش قرار دارد و اگر اتفاق خاصي رخ ندهد سرمربي فصل پانزدهم آبي‌ها خواهد بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان