نسخه شماره 3744 - 1394/02/10 -

 گرگ باران ديده 
نويسنده : فرشته روشن‌ضمير

علامه دهخدا در مورد اين مثل مشهور و مصطلح معتقد است که‌: «گرگ بچه، از باران مي‌ترسد و در وقت باران از سوراخ خود بيرون نمي‌آيد هرچند گرسنه و تشنه باشد، اما چون گرگي بيرون خانه خود باشد و از اتفاقات، او را باران درگيرد و ببيند از او آفتي و ضرري نمي‌رسد بار ديگر دلير مي‌شود و از باران خائف نمي‌گردد(نمي‌ترسد)».

اگر به همين دليل و علت بسنده کنيم بايد بگوييم گرگ بچه باران ديده! نه گرگ باران ديده. زيرا واژه گرگ در اين عبارت، ناظر بر گرگ‌هاي بزرگ است که در صحراها و بيابان‌ها به دنبال طعمه تلاش و دوندگي مي‌کنند. اگر غرض و مقصود گرگ بچه بود، گرگ بچه را به جاي گرگ در مثل بالا به کار مي‌بردند. شادروان دکتر محمد معين هم در فرهنگ جامع و بي‌نظير خود به نقل از ساير فرهنگ‌ها، ذيل واژه گرگ راجع به ريشه اين ضرب‌المثل مي‌نويسد: «گويند گرگ از باران مي‌ترسد و در باران از سوراخ خود بيرون نمي‌آيد اما همين که در صحرا باشد و باران بخورد ديگر ترسش مي‌ريزد».

ولي از همه اينها محتمل‌تر «گرگ بالان ديده» مي‌باشد که در اينجا معني لغوي «بالان» به معناي دام و تله است. يعني گرگي که يکبار در تله افتاده باشد و يا از دام و کمين شکارچي رَسته باشد، تجربه‌اي گرانبها دارد.

اين ترکيب وصفي که اکنون به صورت ضرب‌المثل درآمده کنايه از افراد مجرب و آزموده است که گرم و سرد روزگار را چشيده، نشيب و فراز زندگي را در نورديده، در بوته سختي‌ها و دشواري‌ها آبديده شده باشند.

مثل بالا بيشتر درمحل ذم و کمتر به منظور مدح و ستايش به کار مي‌رود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان