نسخه شماره 3689 - 1393/11/20 -

 نگاهي به فيلم «پدر آن ديگري»پرنده کوچک خوشبختي 
نويسنده : الناز ديمان

يد‌الله صمدي پس از هفت سال دوري از سينما با فيلم «پدر آن ديگري» که اثري که اقتباسي است بار ديگر به عالم کارگرداني بازگشته. «پدر آن ديگري» شرح زندگي پسر بچه اي به اسم شهاب است که در آستانه رفتن به مدرسه هنوز حرف نمي‌زند.شهاب کودکي پر جنب و جوش و باهوش است و ظاهرا بنا به خواست ميلي و بدون داشتن هيچگونه مشکل پزشکي از تکلم با اعضاي خانواده و دوستان و... خودداري مي‌کند. کل قصه آخرين فيلم صمدي حول و حوش همين موضوع و کودک صامت آن مي‌گذرد و قرار است ما به عنوان مخاطب دو ساعت تمام با هيجان به دنبال کشف چرايي حرف نزدن خود خواسته شهاب باشيم!

طرح چنين موضوعات آموزشي و تربيتي در باب رفتار با کودکان با اين سروشکل شعاري در فيلم‌هاي کوتاه آموزشي جشنواره رشد يا نهايتا تله فيلم‌هاي عصر جمعه است‌. حالا اينکه چطور کارگردان با سابقه‌اي مانند صمدي تصميم گرفته فيلمي براي پرده عريض سينما با چنين دستايه ضعيف و فيلمنامه شعارزده‌اي بسازد جاي طرح و سوال دارد.

اما مشکل فيلم «پدر آن ديگري» تنها در ضعف فيلمنامه و مضمون شعاري‌اش خلاصه نمي‌شود . فيلم بسيار بيش از ظرفيت داستاني‌اش طولاني مي‌شود و کارگردان ناچار براي پر کردن تايم فيلم‌ کش‌دارش که اصرار داشته از زمان استاندارد حتما بيشتر باشد متوسل به انواع و اقسام داستانک‌هاي فرعي غير‌جذاب مي‌شود. ابتدا با ماجراي پسر عموي بدجنس شهاب روبرو مي‌شويم که او را مجبور به کارهاي عجيب مي‌کند تا بچه‌هاي محل را تلکه کند‌،سپس دختر عمو و نامزدش وارد زندگي شهاب مي‌شوند و دختر عمو براي آنکه نامزدش دست از پا خطا نکند شهاب را با خود همه جا همراه مي‌برد‌، بعد از آن شهاب که از دکتر و بيمارستان مي‌ترسد طي ماجرايي فرار کرده و وارد خانه پيرزن و پيرمردي غريبه مي‌شود و در نهايت هم مادربزرگ مهربان و معجزه‌گر وارد ماجرا مي‌شود. جالب اينکه هر‌کدام از اين کاراکترها حدود يک ربع از فيلم حضور دارند و سپس کارگردان فراموش مي‌کند اين آدم‌ها به عنوان پسر عمو و عمو و... اصلا وجود خارجي داشته‌اند و ديگر در فيلم خبري از آن‌ها نمي‌شود. به نظر مي‌رسد اين شخصيت‌هاي تنها وسيله‌اي براي پر کردن تايم بالاي فيلم و بخشيدن سرو شکلي سريالي به آن داشته‌اند و بعد از اتمام کارکردشان هم قاعدتا بايد حذف مي‌شدند!

درست است که شخصيت اصلي فيلم يک کودک است اما منطق درام نبايد کودکانه باشد! «پدر آن ديگري»از نظر آموزشي و تربيتي بار چنداني ندارد چراکه روند داستاني همراه با منطق پيش نمي‌رود. در فيلم عنوان مي‌شود کودک به شکل خودخواسته از حرف زدن امتناع مي‌کند که از نظر پزشکي غير‌ممکن است سپس هم که کودک تصميم به حرف زدن مي‌گيرد در کسري از ساعت مانند بلبل شريني زباني مي‌کند که اين هم قابل درک و منطقي نيست‌. روند درمان کودک هم شکلي بسيار باسمه‌اي، شعاري و خنده‌دار دارد. شهاب که تا هفت سالگي ظاهرا به خاطر لجبازي و محروم بودن از محبت اطرافيان حرف نزده با ورود چند روزه مادربزرگ به منزل و تجربه چند لحظه محبت‌آميز با وي زبان مي‌گشايد. اگر مشکل شهاب محبت بوده مادرش بسيار بيش از اين حرف‌ها هم به وي محبت داشته و هم از او حمايت کرده بود واينکه مگر اين اولين بار بود که شهاب مادربزرگ مهربان خود را مي‌ديد؟

مشکل ديگر فيلم «پدر آن ديگري» ساختاري تلويزيوني و بسيار ساده دارد و ديدنش حتي براي معدود افرادي که آن را دوست داشته باشند در قاب کوچک تلويزيون يا پرده عريض سينما فرق چنداني ندارد چرا که فيلم مطلقا چيزي براي عرضه در پرده بزرگ سينما ندارد. شايد تنها نقطه مثبت فيلم «پدر آن ديگري» بازي‌هاي خوب آن باشد. هنگامه قاضياني تمام تلاش خود را کرده تا از قالب کاراکتر زنان تنها و روشنفکري که به تازگي مرتب در سينما تکرار کرده فاصله بگيرد .قاضياني در اين فيلم نقش مادري ساده دل و نگران و مهربان را دارد و به خوبي از پس ايفاي نقش برآمده. کودکي که نقش شهاب را بازي مي‌کند هم استفاده خوبي از ميميک صورتش دارد و با اينکه تا انتهاي فيلم ديالوگ ندارد قادر است به واسطه بازي گرم و با مزه اش مخاطب را با خود همراه کند. بجز اينها و چند نکته بامزه و البته حضور کودک دوساله بسيار بانمکي که تازه زبان باز کرده‌،«پدر آن ديگري» جذابيتي براي مخاطب بزرگسال و حتي کودک ندارد‌.اگر هم دلتان براي تماشاي فيلمي با مضمون کودک لال و رنج کشيده و محروم شده از محبت تنگ شده پيشنهاد مي‌کنم بار ديگر فيلم «پرنده کوچک خوشبختي» را تماشا کنيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان