نسخه شماره 3673 - 1393/11/01 -

 به بهانه ضبط موسيقي ايران برگر
 ناظري از همکاري با حاتمي، بيضايي و جعفري جوزاني گفت 

«شهرام ناظري» تيتراژ پاياني فيلم سينمايي «ايران برگر» به کارگرداني «مسعود جعفري جوزاني» و آهنگسازي «ارشک رفيعي» را خواند. به گزارش ايلنا،«شهرام ناظري» در مورد خواندن تيتراژ پاياني فيلم «ايران برگر» گفت: آقاي جوزاني به عنوان مردي که بالاخره با گذراندن تجربيات مختلفي در همه جاي دنيا، ولي هم‌چنان آن روح اصيل ايراني خودشان را حفظ کرده‌اند و يک روحيه قلندرواري دارند که من خيلي دوست دارم و باب ذائقه من است.

وي ادامه داد: از طرف ديگر دليل علاقه خاص من به آقاي رفيعي اين است که در کنار موسيقي، رمان‌نويس و اهل ادب و ادبيات هستند و در عرض اين پنج، شش سالي که ايشان را مي‌شناسم؛ تجربياتم را در اختيارشان قرار داده‌ام. از يک طرف آقاي جوزاني و از طرف ديگر آقاي رفيعي، در واقع همه آن چيزهايي است که من دوست دارم.

ناظري در مورد «ارشک رفيعي» آهنگساز فيلم سينمايي «ايران برگر»، اظهار داشت: ما قبلاً با ايشان بر روي اشعار «نيما يوشيج» کار کرده‌ايم، وي قبل از کار آهنگسازي در درجه اول، اديب و رمان‌نويس است؛ چون بنده نسبت به ادبيات حساس هستم و دقت و توجه خاصي دارم، در نتيجه با موسيقي‌دان‌هايي که با ادبيات آشنا هستند، راحت‌تر مي‌توانم، ارتباط برقرار کنم. و اين يکي از دلايلي است که چند سال است با هم‌ديگر کار مي‌کنيم و به عنوان کسي که تجربيات بيشتري داشته است، تجربياتم را در اختيارشان قرار داده‌ام. البته قبلاً اثري را براي بزرگداشت و يادواره پدر شعر امروز ايران «نيما يوشيج» به همراه آقاي رفيعي آماده کرده‌ايم که در آينده خيلي نزديک منتشر خواهد شد. شواليه آواز ايران در ادامه اظهار داشت: در گذشته نيز قرار بود در آثار سينمايي ارزشمندي حضور داشته باشم که بنا به دلايلي به سرانجام نرسيد. قبلاً «علي حاتمي» توسط «جمشيد مشايخي» از من خواست که براي اجراي قطعاتي از موسيقي در فيلم سينمايي «دلشدگان» شرکت بکنم و در آن موقع در مجله فيلم نيز منتشر شد؛ ولي چون سفر آمريکا را در پيش داشتم و سه ماه در ايران حضور نداشتم، وقتي که برگشتم چنين قسمت نبود، من اين قطعات را اجرا نمايم و دوستان هنرمند ديگري اين قبول زحمت را کرده بودند.

«شهرام ناظري» در مورد رابطه‌اش با سينما گفت: چون اين افتخار را داشته‌ام که چندين سال رفت و آمد خانوادگي با «بهرام بيضايي» داشته باشم؛ در نتيجه اين معاشرت‌ها خيلي بر روي من تأثير خوبي داشته است. خيلي عاشق نوشته‌ها به خصوص فيلمنامه‌هاي ايشان، کارگرداني و طرز تفکرشان هستم. در حقيقت ايشان يکي از کساني بوده است که در زمينه تئا‌تر و سينما روي من تأثير گذاشته است.

«شهرام ناظري» در پايان تأکيد کرد: در نتيجه مشخص است که من به تئا‌تر و سينما نمي‌توانم، بي‌علاقه باشم و پايه اين علاقه نيز از آنجا شروع شد. واقعاً ايشان دايره‌المعارفي از کليه فرهنگ‌هايي است که در ايران وجود دارد. فقط به عنوان يک کارگردان و يا فيلم‌نامه‌نويس در مورد ايشان حرف نمي‌زنند؛ بلکه ايشان يکي از آدم‌هاي استثنايي ايران زمين است که واقعاً شبيه‌اش خيلي کم و انگشت‌شمار است، امثالي مثل؛ «شفيعي کدکني»، «بهرام بيضايي» و «حميد سمندريان» افرادي هستند که در هر قرن تعداد اين گونه افراد خيلي انگشت‌شمار است.

مسعود جعفري جوزاني: شهرام ناظري

در ژرفاي قلب من جاي دارد

«مسعود جعفري جوزاني» در مورد صداي «شهرام ناظري» بر روي تيتراژ پاياني فيلم سينمايي «ايران برگر» گفت: «شهرام ناظري» يک اتفاق است و يک پديده هنري در کشور ما محسوب مي‌شود. آدمي است با اصالت‌هاي ويژه موسيقي ايراني و کسي است که با خلاقيت و استعدادي که دارند، جزو افراد نادري هستند که با نوآوري و خلاقيت خود، موسيقي ايران را بسط و گسترش داده‌اند. افتخار بزرگي است و ايشان با خواندنشان به فيلم ما بها دادند و من عاشقانه کار ايشان را دوست دارم؛ يکي از طرفداران پر و پاقرص ايشان هستم و هميشه کارشان را با علاقه و شيفتگي ويژه‌اي دنبال کرده‌ام.وي هم‌چنين گفت: وقتي که آقاي ناظري براي فيلم ما خواندند، به نظر من بيشتر ايشان با حضور، لطف، متانت و بزرگواريشان به فيلم ما بهاي بيشتري دادند. من هر چقدر که بگويم کم است، درباره کسي که هميشه دوستش داشته‌ام. وي کسي است که هنوز که دلم مي‌گيرد در ماشينم آلبوم «گل صد برگ» را گوش مي‌دهم.

کارگردان فيلم «ايران برگر» در ادامه افزود: وقتي که آقاي ناظري براي «ايران برگر» خواندند، البته شايد به نوعي شگفت‌زده نشدم؛ چون قبلاً اعمالي هم که ايشان به عنوان پاک‌دل، پاک‌نهاد و پاک‌دست در کارهاي ديگرشان انجام داده بودند؛ نشان مي‌داد که ممکن است که اقدام به چنين کارهايي بکنند که حتي بدون دريافت وجهي و حتي بدون تصور اينکه درباره دريافت چيزي بحثي بشود، افتخار دادند و براي فيلم ما اين آواز زيبا را خواندند.

جوزاني در بخش ديگري از سخنانش تأکيد کرد: «شهرام ناظري» در ژرفاي قلب من جاي دارد، ايشان يکي از پديده‌هاي استثنايي در عالم هنر و موسيقي ايران زمين است؛ در واقع ايشان به عنوان پايگاه هنر و يک شخصيت جهاني محسوب مي‌شود و کسي است که به انسان‌ها آرامش مي‌دهد. بصيرت ويژه‌اي که در سخن و اعمالشان وجود دارد؛ کلماتي که از دهانشان بيرون مي‌آيد، بيشتر شبيه حکمتي است که در درونشان پرورش يافته است و اين به خاطر ارتباط نزديکشان با شعرهاي ادبيات فارسي و شعراي بزرگ ايران است و نيز آگاهي جهاني که دارند.

وي در ادامه افزود: وقتي که با ايشان وارد بحث شدم و با هم‌ديگر صحبت کرديم؛ هيچ وقت آن شب را فراموش نمي‌کنم؛ به خاطر آن ويژگي و انرژي مثبتي که در برخوردشان وجود دارد، يک شب فراموش نشدني براي من رقم خورد. اينکه ايشان اين افتخار را به ما دادند، طبيعي است که مايه خرسندي باشد. ولي وراي اين حرف‌ها ايشان براي من يک پديده هنري است، چون صدايش اسطوره‌اي با جنبه‌هاي حماسي و در حقيقت هم‌چون تخت جمشيد ماندگار و در هنر ايران و جهان يک‌دانه و بي‌مانند است.

اين تهيه‌کننده و کارگردان سينماي ايران در مورد انتخاب «ارشک رفيعي» براي آهنگسازي فيلم سينمايي «ايران برگر» گفت: اعتمادي که به جوان‌ها دارم، اعتمادي است که با شناخت همراه است؛ براي نمونه اين آگاهي را دارم که استعداد فيلمبردارشدن کسي را مي‌توانم، حدس بزنم؛ به همين دليل توانستم فيلمبردارهاي خوبي هم‌چون؛ «محمد آلادپوش»، «تورج منصوري»، «محمود کلاري»، «عزيز ساعتي» و... را به سينماي ايران عرضه و معرفي بکنم. همه اين افراد اولين کار‌هايشان را با من انجام دادند. چون من کشفشان کردم، اين طور نبوده که من آن‌ها را به فيلمبردارهاي بزرگي تبديل بکنم. اين طور بوده که من فقط کار‌شناس اين بودم که اين استعداد را در اين افراد کشف کردم و بستر رشدشان را فراهم کردم. چون استعداد در ذات اين افراد بوده است و با هر کسي نمي‌شود، اين کار را کرد.

وي هم‌چنين گفت: «ارشک رفيعي» براي من به اين گونه است؛ ايشان را پر از انرژي ديدم، آدمي با يک نيروي مثبت فوق‌العاده که موسيقي را عميقاً درک کرده است و به دنبال يک روزنه‌اي مي‌گردد که اين استعدادش را کامل بروز بدهد. به همين دليل من به «ارشک رفيعي» هر دو فيلم «ايران برگر» و «حکايت عاشقي» را سپردم و ترديد هم ندارم که کار درخشاني خواهد کرد.

«مسعود جعفري جوزاني» در پايان تصريح کرد: فقط آرزو مي‌کنم که کم کار کند، اما گزيده کار کند؛ چون قطعاً کارش گل خواهد کرد، چون من اين را ديده‌ام و در وجودش هست و باز، اين هم يک استعداديابي است. در بعضي آدم‌ها يک نيروي خلاقيت، انرژي و پشتکاري مي‌بينيم که وقتي اين سه نيرو دست به دست هم بدهد، مي‌تواند بروز کند و يک اتفاقي روي بدهد. به نظر من «ارشک رفيعي» از اين دسته آدم‌هايي است که به زودي اتفاق‌هاي بزرگي در موردشان روي خواهد داد؛ دوستشان دارم و در کارشان هيچ ترديد هم ندارم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان