نسخه شماره 3634 - 1393/09/11 -

 رد شواليه و يک سيماي متفاوت  
نويسنده : حميد رضا عاطفي

رد شواليه و يک سيماي متفاوت

حميد رضا عاطفي

موضوع رد نشان شواليه از سوي حسين عليزاده استاد برجسته موسيقي ايراني آنچنان رسانه ملي را ذوق زده کرد که در چندين شبکه و در اخبار ساعت هاي متنوع و مختلف به تحسين و تشويق او پرداخته و به اصطلاح در خصوص سوابق و توانايي هاي وي با ساخت و پخش کليپ هاي بي سابقه سنگ تمام گذاشتند.

گويي صداوسيما به تازگي اين استاد پيشکسوت را کشف کرده و حسين عليزاده به يکباره از آسمان به حياط جام جم فرو افتاده است! آنها اصلا به روي مبارک خودشان نياوردند که همين عليزاده بيش از سي سال است که به نشان ندادن ساز در تلويزيون يعني همين سيماي ذوق زده معترض است ولي کوچکترين بازتابي از سخنان وي مشاهده نشده و بيش از سه دهه است که همين عليزاده انقلابي و ميهن پرست از دست مسئولان و مديران مختلف و در راس آنها همين مديران خوشحال و مشعوف صدا وسيما گله مند است که چرا از به کار بردن واژه موسيقي واهمه دارند اما باز هيچ مدير و مسئولي تا کنون به اين اعتراض کوچک وقعي ننهاده است.

اصلا چرا راه دور برويم همين يکي دو ماه پيش بود که در فرودگاه اصفهان آن برخورد ناشايست با اين استاد برجسته و هنرمند مورد حمايت نظام صورت گرفت اما باز صدا و سيما صم بکم از کنار خبر و بازتاب هاي آن گذشت و حتي حاضر نشد برخورد خوب و محترمانه مدير هواپيمايي در تقبيح آن رفتار را پوشش بدهد.

گذشته از همه اين موارد، در آخرين کنسرت استاد نيز که قرار بود در فضاي باز مجموعه نياوران برگزار شود ديديم که بعد از اطلاع رساني به علت مخالفت اداره اماکن برگزاري کنسرت لغو شد و متعاقب آن اعتراض حسين عليزاده و ديگراعضاي گروه رسانه اي شد اما باز طبق معمول هيچ گوشي در سازمان عريض و طويل رسانه ملي اين فرياد اعتراض را نشنيد!

حالا اين بار چه اتفاقي افتاده است که رد نشان شواليه از سوي استاد، صدا و سيما را چنين منقلب و متفاوت کرده است؟ پرسش اول اين است که آيا اساسا موسيقي و ساز نزد صدا و سيمايي ها اينقدر اهميت و ارزش يافته که نامه يکي از فعالان اين هنر در رد يک نشان در لابه لاي اخبار و برنامه هاي مختلف چنين با آب و تاب بازتاب بيابد؟آيا تصميم يک نوازنده در شرکت يا عدم شرکت اش در يک برنامه فرهنگي براي شما خيلي مهم است؟قطعا پاسخ مثبت است و حتما ارزش داشته که در شبکه هاي مختلف و با اين ضريب بي سابقه به آن پرداخته مي شود و اگر چنين است چراهاي ديگري هم هست که بعيد به نظر مي رسد صداوسيما براي آنها پاسخ هاي قانع کننده اي بيابد.

با نگاهي به سابقه نه چندان دور صدا و سيما در اينگونه موارد به سادگي مي توان حدس زد که چهره ماندگار دوره بعدي حوزه موسيقي نيز از همين حالا مشخص شد! با اين تفاسير شائبه برخوردهاي سياسي اين رسانه با موضوعات فرهنگي بيش از پيش تقويت مي‌شود. سياستي که به نظر مي رسد نه تنها به نفع اعتلاي فرهنگي و رشد و بالندگي هنر مملکت نيست بلکه موجب و موجد واکنش هاي احساسي و تقابل‌جويانه در اين عرصه شده ودر بسيار مواردعاري از نتيجه و فايده خواهد بود.

چنين برخوردهايي بويژه در مورد اخير اگر نگوييم قضاوت همه اما بي شک راي اکثريت مخاطبان و شاهدان اين واقعه را سمت و سو مي بخشد که نکند استاد در تصميم گيري اش دچار خبط و خطايي شده که چنين از سوي رسانه اي که موسيقي را به رسميت نمي شناسد با شداد و غلاظ تحسين و تمجيد مي شود.

و پرسش آخر اينکه با توجه به تغيير مديريت آيا اين سيماي متفاوت «سيما» مي تواند همچنان متفاوت بماند و راه خودش را ادامه بدهد و از اين پس موسيقي و موسيقيدانانش را با اعتبار و با اهميت بپندارد؟ پاسخ اين پرسش به زودي عيان خواهد شد.

منبع: خبرآنلاين


نسخه چاپي ارسال به دوستان