نسخه شماره 1734 - 1386/11/20 -

 ساکنان خانه شيشه اي 
نويسنده : محسن گودرزي

همه ما ساکنان خانه هاي شيشه اي شده ايم. به اين دو رخداد توجه کنيد:
1- آقاي مهاجراني، وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مي گويد در زمان استعفاي بورقاني از تعبير چريک بازي استفاده کرده است. او همچنين يادآور مي شود که در يک مصاحبه مطبوعاتي اعلام کرده بود که من هم اگر جاي دادگاه بودم، اين روزنامه را (جامعه) توقيف مي کردم. آقاي مهاجراني در نوشته خود در باره بورقاني به تلويح اين سخنان را محصول مصلحت سنجي هاي آن زمان دانسته و با قرار دادن آن در برابر حقيقت، به طور ضمني خود را نقد کرده است.
اين سخنان در حافظه ماند تا با مرگ احمد بورقاني دوباره از خاطره فراخوانده شود و در متني ديگر، معنايي تازه بيابد. به رغم نقدي که ايشان بر خود کرده است، ذکر مکرر اين سخنان در نوشته ها نشان مي دهد که برخي مخاطبان هنوز قانع نشده اند.
2- برخي تصوير آقاي خاتمي را در مراسم تشييع قيصر امين پور در کنار تصويري از مراسم تشييع احمد بورقاني قرار داده اند که جاي ايشان در آن خالي است. اين دو تصوير در مقايسه با هم قصد بيان معنايي متفاوت دارد.
اين هر دو واقعه دلالت بر مخاطره اي دارد که جهان رسانه اي شده ايجاد کرده است.   
ما در جهاني رسانه اي شده زندگي مي کنيم. مقصودم اين است که کنش گران به ميانجي رسانه با هم مرتبط مي شوند، با هم سخن مي گويند و شناخت و تجربه شان از ديگري به واسطه رسانه شکل مي گيرد. به تعبير خلاصه تر، ما از طريق رسانه با ديگري سخن مي گوييم و سخن او را مي شنويم.
رسانه ها حال و آن ما را ذخيره مي کنند، فورا آن را به گذشته هميشه حاضر بدل مي کنند و اين نکته اي است که ساماندهي به حال و  اکنون ما را بحراني مي کند. گويي با جامعه اي مواجهيم که کمتر فراموش مي کند و در هر اقدام براي ساماندهي به حال، بايد فکري هم براي گذشته هاي هميشه حاضر و فراموش نشده بکنيم.
مثلا يک کانديدا در زمان رقابت هاي انتخاباتي در رسانه ظاهر مي شود و سخناني مي گويد که تابع همان موقعيت است. حضور در رسانه، حضور در زمان «حال» است اما اين حضور با وقوع خود به «گذشته» مي پيوندد و در آن انباشت مي شود.
 رشد رسانه ها موجب افزايش استفاده از آن شده در عين حال، به کاستن از شکاف بين «حال» و «گذشته» نيز منجر شده است. اتفاق شگرفي که با رشد اينترنت و نيز تکنولوژي هاي توليد فرهنگي (مثل دوربين هاي موبايل، دستگاه هاي ضبط ديجيتال صدا و...) رخ داده است، فراخواني و يادآوري اين گذشته به تناسب موقعيت و شرايط است. به اين معنا، تاريخ به ما نزديکتر شده و مقياس آن از قرن و دهه به روز و ساعت کوتاه شده است.
ذخيره اي که از «پيوستن حال به گذشته» شکل گرفته، خاطره اي است که از سوي افرادي بي شمار يادآورده مي شود. به اين معنا خاطره از حالت شخصي خارج و به امري عمومي تبديل شده است. به همين دليل، خاطره تنها فقط يک راوي (صاحب خاطره) ندارد بلکه راويان متعدد يافته است که هر يک، کل يا بخش هايي از آن را در طرح هاي روايت خود قرار مي دهند. بسته به اين که خاطره (يعني همان حضور ثبت شده رسانه اي) در کدام طرح قرار گيرند، معناي تازه مي يابند.
اکنون مي توان حس کرد که جهان رسانه اي شده تا چه حد کنش هاي ما را مخاطره آميز کرده است. ميل حضور در رسانه، هر چند ممکن است براي پيشبرد امورات امروز موثر باشد، اما بر ذخايري مي افزايد که به مدد رشد تکنولوژي هاي توليد فرهنگي مي تواند چندباره و چندباره بازخواني شود. حضور رسانه اي که تنها با ملاحظه موقعيت اکنوني و اينجايي انجام مي شود، بيشتر در معرض مخاطره گسستگي بين «حال» و «گذشته» است.
کنشگران تلاش ميکنند با عرضه روايتي پيوسته از «حال» و «گذشته» خود، تصويري سازگار و منسجم از هويت خود به دست دهند. به همين دليل، اختلال در پيوستگي و آشکار شدن گسستگي بين «حال» و «گذشته» فشار رواني و اجتماعي زيادي را بر کنش گران (اعم از فردي و جمعي) وارد مي کند.
روايت ما از هويت خود به نحوي فزآينده و مستمر در خطر شکسته شدن است. همه ما ساکنان خانه هاي شيشه اي شده ايم و آنها که بيشتر ميل به استفاده از رسانه دارند، شيشه هاي خانه شان، نازکتر و شفاف تر است. 
منبع: وبلاگ زاويه ديد


نسخه چاپي ارسال به دوستان