نسخه شماره 3580 - 1393/07/02 -

 هدف روزنامه نگاري صلح نشان دادن حقيقت راستين ماجرا 
نويسنده : هلن صديق‌بناي

رسانه‌ها هنگام انتشار اخبار جنگ و درگيري‌ها دچار اشتباهاتي ‌مي‌شوند‌ که بر درک مخاطبان اعم از بينندگان، شنوندگان و خوانندگان تاثير نادرستي مي‌گذارد.

ما در جهاني پر از رسانه‌ زندگي مي‌کنيم‌. جهاني که توسط انحصارطلبي رسانه‌هاي دولتي و رسانه‌هاي تجاري براي ما ساخته يا به نوعي تصويرسازي مي‌شود. سياستگذاري‌هاي اصلي رسانه‌ها، خبرگزاري‌هاي بزرگ، شبکه‌هاي تلويزيوني و دولت‌ها بيشتر اوقات اوضاع را بدتر هم مي‌كنند. آنها گاه هوشمندانه به جاي کاناليزه کردن و يا حذف اخبار از تکنيک غرق‌سازي مردم در انبوه اخبار و مبتلا کردن آنان به اخبار و نوشته‌هايي «فست‌فودي» ببخشيد «فست نيوزي» مثل اخبار زرد مربوط به مشاهير استفاده مي‌کنند. در سايت‌ها و صفحه‌هاي آنها مي‌شود خبرهاي خوب و راست را هم پيدا کرد، اما اين مطالب در انبوه اخبار ديگر گم مي‌شوند. به همين علت، كار روزنامه‌نگاري و خبرنگاري در اين جهان پر رسانه نياز به الگو رفتاري و تفکر خاص دارد. به عبارتي، خبرنگاران بايد داراي ذهنيت خاصي باشند که باعث اثرگذاري مثبت و موفقيت آنان در كارشان ‌شود. روزنامه‌نگاراني که نتوانند به درستي بينديشند، با تحريف اخبار و متفاوت نشان دادن واقعيت‌ها، بيشتر باعث گمراهي مردم خواهند بود. آنان براي انديشيدن بايد چهار نكته اساسي را در نظر بگيرند: ترديد، كشف، تشخيص و تقاضا.

ترديد؛ بايد ترديدي سالم باشد که منجر به طرح پرسش در مورد همه چيز شود.

کشف؛ در واقع داشتن شامه خبري و پيگيري خستگي ناپذير براي يافتن حقيقت است.

تشخيص؛ به نوعي رعايت انصاف، اولويت‌ها، تعادل و عينيت در گزارش‌هاي خبري است و اطلاعات.

تقاضا، دسترسي آزاد به اطلاعات درست و آزادي بيان است.

با حفظ و نهادينه كردن‌آنها، خبرنگاران مي‌توانند با نگاهي ترديد آميز، وقايع را كشف كنند و درست و غلط آن را تشخيص داده و با آزادي بيان اطلاعات صحيح را در اختيار مردم قرار دهند. اگر اخباري بر اساس واقعيت نباشد يا منصفانه نباشد، خبرنگار متعهد آن را با دقت بيشتري بررسي كرده و سپس اطلاعات مربوطه را جمع‌آوري و نظر کارشناسان را در تاييد يا رد آن مي‌گيرد، نه اينكه شروع به جانب‌داري از يك طرف ماجرا، بدون آگاهي يا صرف سودجويي شخصي و يا...كند. چنين خبرنگاراني مي‌توانند در همه شاخه‌هاي روزنامه‌نگاري موفق شوند، به خصوص در شاخه روزنامه‌نگاري صلح چرا كه آنان جهان را به همان گونه که هست مي‌بينند نه به گونه‌اي که خود يا مخاطبان دوست دارند.

آنان «روزنامه‌نگاري صلح» را نياز اصلي جامعه امروز مي‌دانند و بر اين باور هستند كه در ميان ساير گرايش‌هاي روزنامه‌نگاري به خصوص؛ روزنامه‌نگاري جنگ، خشونت و... كمي‌اوضاع را براي مردم و مخاطبانش آرام‌تر و صلح‌آميز‌تر مي‌سازد.

خبرنگاران حرفه‌اي و طرفدار روزنامه‌نگاري صلح، تعصبات خود را مي‌شناسند و هنگام تهيه خبر تلاش مي‌كنند خبر يا گزارش آنان از تعصباتشان رنگ نداشته باشد. آنان نگاه شخصي و يك جانبه به موضوع ندارند و انگيزه‌هاي سياسي يا فردي خبر را بررسي مي‌كنند. آنان خود را در مقابل خبرهاي جانبدارانه، خبرهايي كه براي دستکاري ذهن مردم است، مسوول مي‌دانند و در نهايت آنان به دنبال اطلاع‌رساني محض، ارائه راهكارها و نشان دادن اشكالات هستند. چرا كه اصول روزنامه‌نگاري صلح بيشتر به منشا و چگونگي شکل‌گيري جنگ‌ها، خشونت‌ها ودرگيري‌ها مي‌پردازد و با بررسي منشا‌ اين عوامل، شناختي كلي از طرفين درگيري، اهداف آنان، شفاف‌سازي مسائل ‌آنان و نتيجه‌گيري از آنچه كه از اين درگيري‌ها بدست خواهند آورد (فرقي ندارد چه بازنده و چه برنده به نوعي ضربه‌هاي جبران ناپذيري خواهند خورد) و در ادامه تاکيد و روشن كردن تاثيرات مخرب اين درگيري‌ها در ابعاد مختلف فردي، رواني، تجاري، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... براي عموم مردم از اهداف اين روزنامه‌نگاري است. به طور كلي روزنامه‌نگاري صلح توسط خلاقيت‌هاي خبرنگار و روزنامه‌نگارانش به تبليغ روش‌هاي برقراري صلح، دوري از خشونت، درگيري و پر رنگ كردن عواقب و نتايج منفي و آسيب‌هاي جدي آن در سطح بين‌الملل مي‌پردازد.

اگر چه روزنامه‌نگاري صلح يکي از شاخه‌هاي شناخته شده روزنامه‌نگاري است. با اين وجود، تعداد روزنامه‌نگاراني كه با اصول و تکنيک‌هاي روزنامه‌نگاري صلح آشنا باشند، اندك است. بسياري از روزنامه‌نگاران معتقد هستند كه اين نوع روزنامه‌نگاري تنها در زمان جنگ و درگيري‌ها بايد فعال باشد كه اين خود جاي بحث و انتقاد دارد. چرا كه تنها در شرايط آرام و صلح است كه شما مي‌توانيد براي رفع مشكلات آزادانه تلاش كنيد، بحث كنيد، مذاكره كنيد، تحقيق كنيد، آگاهي‌سازي، اطلاع‌رساني كنيد و ... كه در شرابط بحران و جنگي كمتر چنين شرايط و امكاني وجود دارد.

با وجود تلاش‌هايي که براي صلح ‌مي‌شود، رسانه‌ها، مطالب زيادي در اختيار مخاطبان قرار نمي‌دهند و راهبرد‌هاي صلح‌طلبانه، پايدار و موثر را پيش نمي‌گيرند. اين كه چگونه اين راهبردها بايد نوشته شوند، جاي بحث و تحليل است و نياز به گسترش و توجه بيشتر به كتاب‌ها و واحد‌هاي آموزشي در‌دانشگاه‌ها تحت عنوان «روزنامه‌نگاري صلح» دارد. يوهان گالتونگ (Johan Galtung) جامعه‌شناس و رياضيدان اهل نروژ يكي از پايه‌گذاران «روزنامه‌نگاري صلح» در رشته روزنامه‌نگاري است . او در سال 1930 در يكي از خانواده‌ مرفه به دنيا آمد. پدر او يك پزشك مسوول بود و از همان سال‌هاي كودكي، تاثير و الگوي خوبي براي يوهان پسر بود.

جنگ جهاني دوم، آلمان‌ها پدر يوهان را به اردوگاه‌هاي كار اجباري جنگي بردند و همين تجربه او را تحت تاثير قرار داد و از او يك صلح‌طلب ساخت. اگر چه پدر و مادرش مي‌خواستند او يك پزشك شود، ولي يوهان به تحصيل جامعه‌شناسي، رياضيات و فلسفه پرداخت و از همان نخستين سال‌هاي ‌كارش به انتشار مقالاتي در زمينه صلح در مجلات و روزنامه‌ها پرداخت.

او در سال 1964 نقشي كليدي در راه اندازي نشريه پژوهش‌هاي صلح داشت و به مدت ده سال سردبير اين نشريه بود. همچنين نخستين دوره كارشناسي ارشد بررسي‌هاي صلح را در دانشگاه‌ هاوايي بنيان گذاشت و درسال 1987 به دليل فعاليت‌هاي صلح آميزش در اين حوزه جايزه گرفت. از آن زمان به بعد پروفسور يوهان گالتونگ با عنوان «پدر مطالعات صلح» شهرت يافت. گالتونگ را يك روشنفکر ضد خشونت معرفي مي‌كنند و ابداع برخي از مفاهيم و اصطلاحات سياسي چون‌؛ جنگ سرد، جنگ گرم، صلح سرد و صلح گرم و... را به او نسبت مي‌دهند. او مقاله‌هاي بسياري در زمينه نقش رسانه‌ها در زمان وقوع جنگ و بحران‌ها دارد‌.

كتاب «روزنامه‌نگاري‌ صلح» او در عرصه روزنامه‌نگاري بسيار معروف است و همچنين مقاله «اشتباهات رايج رسانه‌ها در جنگ و بحران‌ها» بحث‌هاي بسياري در جامعه رسانه‌اي بوجود آورده است. گالتونگ در مقاله «اشتباهات رايج رسانه‌ها در جنگ و بحران‌ها» مي‌نويسد؛ رسانه‌ها اشتباهات بسياري هنگام انتشار و پوشش خبري جنگ و خشونت‌ها مي‌كنند. اشتباهاتي که تاثير بسزايي بر درک مخاطبان، عموم مردم و حتي بر روي طول عمرجنگ، خشونت‌ها و... دارد. در ادامه اضافه مي‌كند كه؛ اگر چه رسانه‌ها درباره بحران‌هاي منطقه‌اي و جنگ ‌مي‌نويسند و اطلاع رساني ‌مي‌کنند، اما هيچ اشاره‌اي به دليل، گذشته و تاريخچه آن نمي‌کنند. اغلب درگيري‌ها چنين نمايش داده مي‌شود كه بين دو طرف است، اما توضيحي در باره دخالت عوامل بيروني پيچيده،‌ خبري نيست. بيشتر رسانه‌ها به نحوي اطلاع‌رساني ‌مي‌کنند که نشان دهند، يک طرف درگيري و خشونت آدم‌‌هاي خوب هستند و طرف ديگر آدم بدها قرار دارند. ظالم‌نمايي و مظلوم‌سازي...

برخي ديگر به گونه‌اي قلم‌فرسايي مي‌كنند كه گويا وجود و ايجاد خشونت و درگيري اجتناب‌ناپذير است و چاره‌اي جز بروز اينگونه رفتار‌ها نيست! آنها درنوشته‌ها و مطالب خود بر روي افراد درگير متمركز مي‌شوند نه روي نتيجه و عواقب خطرناك و جبران ناپذير آن، عواقبي كه شايد قابل تصور هم نباشد. عواقبي چون؛ تخريب، فقر، كشتار، خشونت، سرکوب، تجاوز و...

گالتونگ مي‌نويسد؛ هنگام بحران، خبرنگاران خود را داخل ميدان درگيري و جنگ انداخته و بدون توجه به علت اصلي، بانيان‌ آن يا كنترل كننده‌هاي پشت‌پرده، كار خبري مي‌كنند. اين رسانه‌ها براي جذب مخاطب، روي شدت درگيري، تصاوير كشته‌شدگان و تعداد آنها مانور خبري مي‌دهند،اما نمي‌نويسند که اين خشونت‌ها به چه علت يا دلايلي به وجود آمده‌ا‌ند. شايد علت آن، انتقام شخصي يا اهداف گروهي و شايد انگيزه سياسي و غيره باشد. اين وظيفه روزنامه‌نگار صلح است كه پرده از ماجرا بردارد و مسوولانه آن را گزارش كند.

بعيد است رسانه‌ها و خبرنگاران از تاثيرگذاري خود در روند بحران‌ها بي‌‌اطلاع باشند و شايد هم با علم به اين تاثير‌گذاري دست به انتشار خبرهايي مي‌زنند؟!

چرا رسانه‌ها به مخاطبان خود نمي‌گويند كه اغلب در دنيا قدرتمنداني هستند كه از جنگ و خشونت‌ها نهايت سود و بهره را مي‌برند؟ و اساسا وجود چنين جنگ و درگيري‌هاي براي سود و ابقاي آنان در جايگاهي كه مي‌خواهند است. تاكيد مي‌شود كه روزنامه‌نگاري اخلاقي و مسوولانه از شرايط اجتناب‌ناپذير روزنامه‌نگاري‌ صلح است. و اين عناصر در توسعه روزنامه‌نگاري صلح تاثيرگذار هستند. در اين راستا انديشمندان نظريات متفاوت و انتقادي بسياري ارائه دادند.

هربرت شيلر (1919-2000) يكي از اين انديشمندان و استاد دانشگاه كاليفرنيا معتقد است كه كار وسايل ارتباط جمعي آمريکا دستكاري در مغزها و قلب‌هاي مردمان است. ژان دارسي، جامعه‌شناس فرانسوي و پايه‌گذار نظريه«حق برقراري ارتباط» با اشاره به رسانه‌هاي خبري كه به وسيله خاستگاه‌هاي محدود و مشخص براي سراسر جهان كار مي‌كنند، معتقد است كه اين ارتباط نيست...و افزايش تعداد رسانه‌هاي جهان رو به توسعه مشكلي را حل نمي‌كند و ماهيت عمودي خبر يعني ريختن يكطرفه خبر مثل باران از بالا به پايين بر سر مخاطبان درست نيست. چرا كه اين جريان اخبار و اطلاعات است كه محور اصلي اختلافات را تشكيل مي‌دهند. از نظر او «حق ارتباط» افقي است، نه عمودي كه از سوي صاحبان قدرت به سوي جامعه و افراد سرازير باشد. نظريات انتقادي ديگري نيز عليه جريان يك‌سويه اخبار و ذات پنهان آن وجود دارد، جرياني كه با تبعيض آشكار، خبرهاي مفيد را قرباني خبرهاي قابل فروش و هماهنگ با فضاي تحت سلطه خبرگزاري‌هاي بين‌المللي مي‌كند. گالتونگ بر اين باور است كه كشورهاي رو به توسعه از لحاظ خبري به خبرگزاري‌هاي بين‌المللي وابسته هستند و خبرهاي خود را بر اساس خبرهاي آنها تنظيم و منتشر مي‌كنند و اين يعني از چشم غرب به جهان نگريستن در حالي كه همه مي‌دانند كه اين خبرگزاري‌ها عملاً بر درگيري‌ها، خشونت ‌و جرايم هنگام مخابره خبر تأکيد و بزرگ‌نمايي مي‌كنند.

پيتر لاولر (Peter Lawler) استاد دانشگاه، سر‌دبير مجله (Perspectives on Political Science) و رئيس سابق بخش مطالعات دولت و بين‌المللي موسسه بري در تحليل خود، درباره پژوهش‌هاي صلح مي‌نويسد؛ با وجود تنگناهاي ساختاري، صلح را بايد به ديده‌ يك فرايند نگريست. تلاش‌هاي جاري براي تحقق آينده‌اي برتر و سالم‌تر، بخشي از يك جريان تاريخي است و نه يك نقطه عطف برجسته در حال شروع...

از نظر او بايد نوعي آگاهي جهاني را ترويج كنيم كه حق واقعي و در شان بشريت است و همچنين اولويت نيازهاي انسان‌ها نيز حفظ شود. اقدام صلح بايد خودجوش باشد و در تمامي‌سطوح، موضوعيت دارد. فرايند صلح بايد از ايجاد تقسيمات جديد دوري كند و با بازشناسايي توانايي‌ها و فرصت‌ها آنها را در قالب قدرت يا اعتبار در نياورد. روش‌هاي پرداختن و توجه به بازي‌هاي پشت پرده و راهكارهاي ساختارنگر هم بسيار مهم هستند.

نگاه روزنامه‌نگاران در روزنامه‌نگاري صلح بايد به نوعي يك نگاه فرهنگي و تعاملي باشد، نه تشديد كننده وقايع و واکنشي. اين گونه نگاه‌ها آسيبي جدي بر بحران موجود و رويکردهاي وابسته به آن خواهد زد.

پژوهش‌هاي بسياري در زمينه روزنامه‌نگاري صلح انجام شده است. تازه‌ترين آن، پژوهشي است که در دو کشور استراليا و فيليپين انجام شده است. نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد كه وجود روزنامه‌نگاري صلح افراد را کمتر عصباني و هراسان مي‌کند و احساس همدردي و اميدواري بيشتري در مردم نسبت به يكديگر و هم نوع خود ايجاد مي‌کند. يافته‌هاي اين پژوهش برعناصري صحه مي‌گذارد كه در روزنامه‌نگاري صلح بر آنها تاکيد مي‌شود. اين عناصر شامل؛ حقيقت‌گرايي، آگاهي‌سازي، مردم‌گرايي، راه‌حل‌گرايي و تحقيق و اطلاع‌رساني است.

روزنامه‌نگاري صلح را در اين تحقيقات عامل کاهش حس خشونت، عصبانيت و ترس نشان دادند و نيز عاملي براي گسترش اميد، اتحاد، دوستي و آرامش در ميان افراد جامعه معرفي كرده‌اند. گذشته از اينها، مخاطبان و بينندگان خبرهاي روزنامه‌نگاري صلح هرگز موضوع جنگ يا خشونت را به يك گروه خاص مربوط ندانسته و حتي افراد درگير يا طرفين خشونت را به افراد خوب و بد تقسيم‌بندي نمي‌كنند. چرا كه هدف روزنامه‌نگاري صلح نشان دادن حقيقت راستين ماجرا است و به دنبال آدم‌هاي خوب يا بد داستان نمي‌گردد و در پايان خبر رساني خود، همفکري و همياري را به عنوان يک راهکار موثر براي حل مشکلات مطرح مي‌كند.

روزنامه‌نگاري صلح يك روزنامه‌نگاري تحليلي است كه بر اساس پيگيري، متکي بر کشف حقيقت، متمرکز بر افشا و تشخيص اشتباهات و آگاهي‌بخش عام و خاص است. روزنامه‌نگاري صلح مبتني بر آزادي بر روي افزايش آگاهي و افزايش سطح فرهنگ اجتماعي تاكيد مي‌كند. اين نوع روزنامه‌نگاري با چنين رويكردي و با بكارگيري خلاقيت و نگاه عمقي به مسائل مي‌تواند بر روزنامه‌نگاري جنگ، خشونت، سياسي و... برتري و ارجحيت يابد و راه خود را در عرصه روزنامه‌نگاري نوين هموار سازد.

هدف روزنامه‌نگاري صلح، پيشگيري از جنگ، کاهش آثار آن يا تبديل آن به صلح است و در نهايت بايد گفت؛ صلح چه رويا باشد و چه آرمان هنوز تا واقعي‌شدن آن در سطح جهان فاصله بسيار داريم و اين مسووليت بسيار سنگيني براي روزنامه‌نگاري صلح و خبرنگارانش است.

منبع‌ : همشهري آنلاين


نسخه چاپي ارسال به دوستان