نسخه شماره 3462 - 1393/02/10 -

 نمايشگاه کتاب‌؛ آغازي دوباره براي رونق کتاب 
نويسنده : محمدحسين روانبخش

«نمايشگاه کتاب تهران» از معدود اتفاقات فرهنگي است که هر ساله باعث جلب توجه عموم مردم مي‌شود و در روزهاي برپايي اين نمايشگاه‌، کتاب‌، برخلاف روزهاي ديگر سال‌، در سبد خريد مردم جاي مي‌گيرد و مقوله کتاب و کتابخواني از سوي رسانه‌هاي مختلف مورد توجه ويژه قرار مي‌گيرد.در طول هشت سالي که بر کشور گذشت‌، و در زير بار فشاري که در طول آن سال‌ها بر مقوله فرهنگ رفت‌،اين نمايشگاه،شايد تنها اقدام مثبت و موثري بود که نگذاشت چراغ نشر خاموش شود و کورسوي اميدي بود براي آنهايي که علي‌رغم همه تضييقات و فشارها‌، در اين حوزه باقي ماندند .اينک اما به لطف خدا‌، روزگار ديگري رسيده است و دولت تازه‌، در همين مدت کوتاه نشان داده که توجه ويژه و نگاه مثبتي به مقوله فرهنگ و بالاخص کتاب دارد‌، رفع توقيف مجوز چند انتشاراتي مهم‌، تغيير نحوه مميزي کتاب و چاپ بعضي از کتبي که در طول هشت سال دولت قبل‌، بدون اعلام هيچ دليل خاصي در محاق توقيف قرار گرفته بودند‌، فعالان اين حوزه را به آينده‌اي روشن‌تر اميدوار کرده است . با اين وصف‌، برگزاري اولين نمايشگاه کتاب در دوره دولت روحاني‌، اتفاقي خجسته است و مي‌تواند نقطه آغازي باشد بر تغيير فرهنگ کتاب و کتابخواني در کشور‌؛ اما ضروري است که اين تذکر به دولتمردان داده شود که نبايد تنها به برگزاري اين نمايشگاه يا آمار و ارقامي‌که از ميزان توجه و بازديد کنندگان اين نمايشگاه بدست مي‌آيد دلخوش کنند! به عبارت ديگر بايد مسوولان فرهنگي دولت تدبير و اميد را به اين نکته توجه داد که نمايشگاه کتاب دو جنبه مثبت و منفي دارد: مثبت اينکه در ايامي معدود، حواس‌ها معطوف کتاب و کتابخواني مي شود و منفي از اين جهت که برگزاري اين نمايشگاه و دلخوشي توجه عامه مردم به آن باعث مي شود يک سال تمام، مسوولان هيچ اقدام ديگري در خصوص وضعيت بحراني نشر و مطالعه کتاب در کشور نداشته باشند. اين واقعيت بسيار گفته شده که متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ما بسيار پايين‌تر از متوسط جهاني است.بنا به آمار رسمي سرانه مطالعه کتاب در ايران کمتر از 20 دقيقه است و اين فاجعه‌اي فرهنگي است که به خصوص در طول هشت سال دولت احمدي‌نژاد نه تنها هيچ اقدام قابل ذکري براي رفع اين معضل صورت نگرفته است بلکه سياستگذار‌ي‌هاي غلط باعث افزايش اين روند ناخوشايند نيز شده است. اين موضوع را به راحتي مي‌توان از تيراژ کتاب‌ها هم فهميد‌؛ وقتي تيراژ کتاب در ايران به هزار يا پانصد نسخه مي‌رسد معلوم است که سرانه مطالعه کتاب، حتي از آنچه اعلام مي‌شود هم کمتر است.البته در اين خصوص‌، در طول اين سال‌ها ادعا مي‌شد که بعضي کتابها به چاپ‌‌هاي متعدد رسيده و مورد توجه عامه مردم قرار گرفته است (که حرف درستي است) اما عدم تحليل درست از اين موضوع‌،نتيجه اشتباه را به همراه داشت. کسي از دولت سابق انتظار نداشت‌؛ ولي دولتمردان امروز کشور حتما عنايت دارند که براي نتيجه‌گيري منطقي‌، در وهله اول تيراژ کتاب‌هاي مرجع مورد تحليل قرار گيرد و براساس آن ميزان تاثيرگذاري و ارزشمندي افزايش تيراژها مشخص شود‌؛ نه اينکه کتاب‌هاي کمک آموزشي و خاطره و رمان‌هاي عامه‌پسند (با ميزان ارزش‌هاي مختلف) را در کنار هم قرار داده و نتيجه‌اي عجيب بگيريم، در حالي که واقعيت چيزي جز اين است. از سوي ديگر، طي سال‌هاي دولت سابق‌، نويسندگان، مترجمان و ناشران گلايه‌هاي بسياري از مديريت فرهنگي کشور دارند، گلايه‌هايي که نه تنها مورد توجه قرار نگرفته،بلکه روز به روز بر حجم آن افزوده شد. در کشوري با اين وضعيت بحراني مطالعه، رويارويي با ناشران و انتشار اخبار ناگواري چون لغو مجوز ناشران باسابقه يا جريمه آنها، به معني بيشتر شدن فاصله مردم با کتاب بود و دولت دقيقا در اين راه قدم بر مي‌داشت .ضمن اينکه ناشران ظاهرا فعال چنان در چنبره مشکلاتي چون دريافت مجوز، تهيه کاغذ و ... درگير بودند که فعاليت يا عدم فعاليتشان چندان توفيري نمي‌کرد! قيمت کاغذ بخصوص در دو سه سال اخير – مثل تمام کالاها- رشدي عجيب و غريب داشته و به نظر مي‌رسيد با توجه به عدم حمايت دولت سابق از ناشران مستقل‌، همين موضوع براي فلج کردن ناشران کافي باشد و احتياج چنداني به فشارهاي ديگر نباشد؛ با اين حال آن روزها گذشت ولي هنوز آثار آن دوره بر حوزه کتاب باقي است و اميد بسيار است که دولت فعلي‌، بيش از پيش در رفع موانع و تضييقات در اين حوزه بکوشد. در اين خصوص شايد مهمترين موضوعي که بايد به آن توجه داشت – و به نظر مي‌رسد که دولت نيز مصمم به اجراي اين سياست است – اين است که هر تصميم‌گيري و سياستگذاري در اين حوزه بايد از طرف متخصصان اين حوزه صورت گيرد که بعضي از آنها به دليل فشارهاي سابق به حاشيه رفته‌اند .


نسخه چاپي ارسال به دوستان