نسخه شماره 3455 - 1393/02/02 -

 حق با سپاهان و استقلال بود يا تيم ملي؟ 
نويسنده : فرشاد رضايي

ديگر همه از حواشي ماجراي برخورد مديران باشگاه‌هاي استقلال و سپاهان با سرمربي تيم ملي فوتبال ايران باخبر هستند. در حاليکه قرار بود اردوي تيم ملي فوتبال ايران در آفريقاي جنوبي با حضور تمامي بازيکنان دعوت شده به تيم ملي که در باشگاه‌هاي داخلي عضويت دارند برگزار شود، دو تيم استقلال و سپاهان به بهانه بازي پنجم خود در ليگ قهرمانان آسيا از دادن بازيکنان خود به تيم ملي خودداري کردند و ندادن بازيکنان به تيم ملي را حق خود دانستند. اصرار کارلوس کي‌روش هم نتيجه نداد و علي‌رغم انکه از پيش از عيد نوروز مشخص بود تيم ملي پس از پايان رقابت‌هاي ليگ برتر فوتبال ايران در آفريقاي جنوبي اردو دارد و اصلا بازيهاي ليگ به اين دليل زودتر تمام شده که تيم ملي با تمام بازيکنان شاغل در ليگ برتر به اردو برود و همچنين مشخص بود که تيم‌هاي باشگاهي ايران در ليگ قهرمانان آسيا در دو بازي آخر خود ملي‌پوشان خود را در اختيار نخواهند داشت، اما مديران دو باشگاه استقلال و سپاهان، به اجبار از تحويل دادن بازيکنان به تيم ملي خودداري کردند. سرانجام کي‌روش کوتاه آمد و براي آنکه از تيم‌هاي فولاد و تراکتورسازي هم حقي ضايع نشود، قبول کرد که تيم ملي با 10 بازيکن به آفريقاي جنوبي سفر کند و ساير بازيکنان پس از پايان هفته پنجم ليگ قهرمانان آسيا به تيم ملي بپيوندند. اما ماجرا زماني بالا گرفت که مديران باشگاه سپاهان اعلام کردند براي بازي آخر هم ملي‌پوشان خود را لازم دارند و به همين دليل به راحتي زير قول خود زدند. اين بار کي‌روش هم واکنش نشان داد و هر شش بازيکن سپاهان در تيم ملي را خط زد تا نشان دهد متکي به بازيکنان خاصي نيست و آنها را ديگر به تيم ملي دعوت نمي‌کند همانگونه که قبلا در مورد‌ هادي عقيلي و مهدي رحمتي – هر چند در موضوعي تا حدي متفاوت – اينگونه عمل کرده بود. در اين ميان رحمان احمدي دروازه بان ملي پوش سپاهان که در چند بازي اخير سپاهان به دلايل نامعلومي اغلب نيمکت‌نشين بوده بيش از ديگران تمايل به همراهي تيم ملي در آفريقاي جنوبي داشت. در اين بين خبرهايي از درگيري رحمان احمدي با مديرعامل باشگاه سپاهان و کرانچار سرمربي سپاهان منتشر شد که البته طبق معمول تکذيب شد اما سرانجام باشگاه سپاهان با حضور رحمان احمدي در اردوي تيم ملي موافقت کرد؛ هرچند که تا لحظه نگارش اين مطلب تکليف نهايي احمدي مشخص نيست. فراموش نکنيم که او در سه بازي آخر تيم ملي فوتبال ايران در مقدماتي جام جهاني، دروازه تيم ملي را بسته نگه داشت و در شرايطي که رحمتي به راحتي آب خوردن تيم ملي را در آن شرايط حساس کنار گذاشته بود و تيم به شدت به سه پيروزي که دو تاي آن بايد در خارج از خانه حاصل مي‌شد نياز داشت، رحمان احمدي با رشادت نقش مهمي در صعود تيم ملي به جام جهاني داشت. به همين دليل احتمال دارد کي‌روش با بازگشت او به تيم ملي موافقت کند.

اما در کليت اين موضوع، اين پرسش همچنان به قوت خود باقي است که در اين ماجرا حق با کدام طرف است‌: باشگاه‌هايي که براي بازيکنان خود سرمايه گذاري کرده اند و آنها را در شرايط حساس نياز دارند، يا تيم ملي که در آستانه حضور در مسابقات مهمي به نام جام جهاني قرار دارد؟ طبيعي است که از لحاظ حقوقي يا قانوني، تيم ملي در شرايط فعلي نمي‌تواند بازيکنان ملي پوش تيم‌هايي را که به ملي‌پوشان خود نياز دارند در اختيار بگيرد، اما اين موضوع مربوط به شرايط عادي است.

از ماهها پيش اعلام شده بود که ليگ برتر و جام حذفي فوتبال ايران براي کمک به تيم ملي زودتر تمام مي‌شود تا کي‌روش که اعتقاد دارد براي موفقيت تيم ملي نياز به يک برنامه ريزي ويژه است تا عقب‌ماندگي‌هاي تيم تکرار شود، بازيکنان ملي پوش را زودتر در اختيار بگيرد. در همان زمانها هم برنامه ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي آسيا مشخص بود و معلوم بود کدام تيم‌هاي ايراني در چه زماني بازي دارند و البته اين موضوع هم مشخص بود که هر چهار تيم ايراني حاضر در ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي آسيا تعدادي ملي پوش در اختيار خواهند داشت. به همين دليل مي‌شد به گونه اي عمل کرد که اصولا مشکلي ايجاد نشود اما فدراسيون فوتبال در اين بين مقصر اصلي بود تا با عدم مديريت اين موضوع، آبروريزي سفر 10 بازيکن ايراني به اردوي آفريقاي جنوبي را رقم بزند. اما نکته ديگر، اهميت حضور موفق تيم ملي در جام جهاني فوتبال است که آرزوي همه اهالي فوتبال و ايرانيان محسوب مي‌شود. ليگ قهرمانان آسيا هر سال برگزار مي‌شود اما جام جهاني هر 4 سال يکبار است و گستره توجه بين‌المللي به اين دو رويداد به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.

از سوي ديگر قطعا اولويت تمام طرفداران هر يک از تيم‌هاي باشگاهي در ايران، موفقيت تيم ملي در جام جهاني است. اما مگر مشکل تيم‌هايي مثل استقلال و سپاهان فقط ملي‌پوشان آنهاست؟ شايد اين خواست خدا بود که استقلال با تمام ملي‌پوشان خود به ديدار حريف خود رفت و سرانجام شکست خورد تا مشخص شود حضور ملي‌پوشان اين تيم هم نمي‌توانست به آن کمکي بکند. امير قلعه‌نويي سرمربي ناکام استقلال در فصل جاري، اگرچه پس از باخت هفته گذشته، خود را پشت ادعاي ضعف داوري پنهان کرد، اما در صورت پيروزي در آن مسابقه هم شانس اندکي براي صعود داشت و اگر هم ملي‌پوشان خود را در اختيار نداشت تقصيرها را به گردن کي‌روش مي‌انداخت. در حاليکه تکليف تيمي که در دور رفت از دو بازي خانگي فقط يک امتياز کسب کرده باشد در همان دور رفت روشن شده است.

از سوي ديگر سپاهان هم اگرچه بازي پنجم خود را با پيروزي پشت سر گذاشت اما مديرعامل اين تيم در يک گفت‌وگوي راديويي باز هم به مقايسه وضع نابرابر باشگاه‌هاي ايراني با باشگا‌ه‌هاي متمول عربي پرداخت و گفت که درآمد فلان بازيکن تيم عربي به اندازه کل درآمد باشگاه ماست و مسايلي از اين دست که بارها از زبان مديران باشگاه‌هاي ايراني پس از ناکامي در ليگ باشگاه‌هاي آسيا گفته شده است.

به راستي اگر قرار است در نهايت، مديران باشگاه‌هاي ايراني باخت تيم‌هاي خود را با اينگونه مسايل توجيه کنند، چه ضرورتي بر صعود آنها به مرحله دوم و سرانجام حذف در مراحل بعدي است؟ دو دهه است هيچ تيمي‌از ايران قهرمان آسيا نشده و با شکافي که بين فوتبال باشگاهي ايران و کشورهاي عربي و خاور دور ايجاد شده بعيد است به زودي اين خلاء جبران شود. حالا پس از اين همه سال ناکامي و قريب‌الوقوع بودن تداوم اين ناکامي‌ها، اين انتظار عجيبي است که يک سال ديگر هم ليگ قهرمانان باشگاه‌هاي آسيا را قرباني تيم ملي کنيم؟


نسخه چاپي ارسال به دوستان