نسخه شماره 3436 - 1392/12/25 -

 بررسي و تحليل شرايط و تبعات اکران نوروزي
 نبود فيلم کودک در اکران نوروزي يعني قهر خانواده‌ها با سينما 
نويسنده : پريس تنظيفي

 با فرارسيدن سال نو و آغاز تعطيلات نوروزي، دنياي سينِماي ايران وارد تکاپويي نو مي‌شود. نغمه‌هاي اين تکاپو البته از مدتي پيش آغاز شده است. در‌واقع اصل ماجرا موقعي آغاز مي‌شود که شوراي نمايش وارد شور مي‌شوند تا فيلم‌هاي اکران نوروزي را مشخص کنند. به اين ترتيب اين شورا مشخص مي‌کند که در ايام نوروز خانواده‌ها مي‌توانند کدام فيلم‌ها را در تالارهاي سينماي کشور تماشا کنند و براي تماشاي کدام فيلم‌ها بايد دندان بر جگر گذاشته و صبر پيشه کنند. اهميت اکران نوروزي از آنجا است که به دليل تعطيل بودن اداره‌ها، مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها همه اعضاي خانواده‌ها براي مدت تعطيلات دور هم جمع مي‌شوند و درگير کار روزانه نيستند. به اين ترتيب فرصتي دارند تا زماني را براي رفتن به يک تالار سينمايي و تماشاي يک فيلم در ميان ديد و بازديدهاي عيد يا در روزهاي بيکاري و استراحت و تمديد قوا، به عنوان بخشي از فعاليت‌هاي فرهنگي خود، اختصاص دهند. البته اين مساله امري استثنايي در اکران سينماي ايران نيست، بلکه يک قاعده کلي در زمينه سينماي جهان است و در کشورهايي که سينِما در قالب صنعتي آن نيز فعال است، مانند آمريکا‌، هنگ کنگ، چين و هندوستان نيز قاعده به همين شکل است و يکي از مهمترين زمان‌هاي اکران، مقارن با سال نو است. به اين ترتيب استوديوها (يا به بيان بهتر کارخانه‌هاي بزرگ فيلم‌سازي) همواره تلاش مي‌کنند تا جذاب‌ترين و گيرا ترين آثار خود را براي سال نو آماده کنند و در اين زمان نمايش آن را آغاز کنند. به همين دليل نيز همواره شاهد آن هستيم که مجموعه‌اي از فيلم‌هاي برتر پرفروش ( blockbuster) در ايام سال نو مسيحي از سوي استوديو‌هاي فيلم سازي‌هاليوود در سينماهايشان به نمايش گذاشته مي‌شوند. نکته هم اينجاست که اين استوديوها بنا به يک سنت قديمي‌دسته‌اي از فيلم‌هاي پرفروش را براي اين زمان اکران مي‌کنند که افزون بر موفقيت اقتصادي،‌ واجد ارزشهاي هنري نيز هستندو مورد توجه منتقدان و فرهيختگان جامعه نيز قرار مي‌گيرند تا به اين ترتيب در مراسم اسکار نيز موفقيت خود را تضمين کنند. زيرا به اين ترتيب مطمئن مي‌شوند که ياد و خاطره فيلم در هنگام رأي گيري براي انتخاب جوايز اسکار هنوز در ذهن رأي‌دهنگان زنده است. درواقع اگر به‌هاليوود به عنوان يک نمونه موفق ايجاد بستر استقرار صنعت سينِما نگاه کنيم و جدا از اعتقادات ايدئولوژيک به بررسي آن بپردازيم، متوجه مي‌شويم که نمونه کاملي از زنجيره رخدادها براي آن ترسيم شده است تا بهترين نتيجه در اکران فيلم‌ها همواره بدست آيد و به همين دليل نيز زمان اعطاي جوايز اسکار به گونه‌اي تعيين شده است تا شديدترين رقابت بين استوديوهاي فيلم سازي در اکران سال نو شکل بگيرد. همچنين با توجه به اهميت سينماي کودک در کنار سينماي بزرگسال که به شکل معمول و سنتي در‌هاليوود با فيلم‌هاي انيميشن معني مي‌شود شاهد آن هستيم که اسکار براي اين منظور يک جايزه جداگانه ترتيب داده است و به اين ترتيب استوديو‌هاي فيلم سازي بهترين انيميشن‌هاي خود را در سال نوي ميلادي به نمايش در مي‌آورند. اين نمونه‌اي از برنامه‌ريزي دقيق و درست است که در‌هاليوود با آن عظمت رعايت مي‌شود زيرا دست اندرکاران صنعت سينِما در آمريکا به خوبي از اين نکته آگاه هستند که در نمايش فيلم‌هاي آغاز سال نو به دليل تعطيلي مدرسه‌ها، تعداد زيادي از کودکان را به همراه پدر و مادرهايشان مي‌توانند به تالارهاي نمايش فيلم فراخوانند، اما همين مسايل که به وضوح در رفتار سينماي‌هاليوود آشکار است، در ايران به مانند رويايي دور از دسترس مي‌ماند.

در سينِماي‌هاليوود، استوديوها( کارخانه‌هاي فيلم‌سازي) شبکه پخش بزرگ خود را نيز دارند. در‌واقع استوديوهاي بزرگ فيلم‌سازي‌ هاليوود از مدت‌ها پيش با ساخت سينماهاي بزرگ در شهرهاي مختلف آمريکا و پس از آن در نقاط مختلف جهان و عقد قرار داد همکاري با بسياري از سرمايه گذاران و مالکان سينماها، داراي شبکه‌اي بزرگ براي پخش فيلم‌هايشان نيز هستند و به اين ترتيب خود در يک رقابت برابر با يکديگر، فيلم‌هايشان را در سينماهاي وابسته شان نمايش مي‌دهند. اما مساله در ايران متفاوت است، زيرا از آنجايي که دولت خود را موظف به تراز فرهنگي کشور مي‌داند، در امر سينِما نيز نگاه ويژه دارد و تلاش دارد تا آن را زير نظارت مستقيم خود اداره کند. به اين ترتيب فضا براي تاسيس استوديوهاي فيلمسازي در ايران محيا نيست و به همين دليل نيز بخش خصوصي براي ايجاد تالارهاي سينمايي نيز تلاشي نمي‌کند . در‌واقع بررسي آمار تعداد تالارهاي سينمايي کشور در يک دوره 50 ساله نشان مي‌دهد که نسبت تعداد سينماهاي ايران در سال کنوني نسبت به سي و پنج سال پيش به شدت کاهش يافته است. کاهش تعداد سينماها در کنار افزايش جمعيت دو رکني هستند که به تدريج مردم را مجبور کرده‌اند تا به جاي رفتن به سينماها، تماشاي فيلم در منزل را انتخاب کنند و به اين ترتيب جامعه سينمايي کشور با مساله‌اي به نام ريزش مخاطب مواجه شده است به شکلي که نسبت تعداد تماشاگران سينِما در ايران به نسبت جمعيت در رتبه‌هاي پايين جهاني قرار مي‌گيرد.

بديهي است که در چنين شکلي اهميت ارايه فيلم‌ها در زمان‌هايي که بيشترين مخاطب را به خود جلب مي‌کند براي فيلمسازان و مالکان فيلم‌ها بسيار بالا مي‌رود زيرا در شرايطي که نمايش فيلم‌ها قادر نيست با توجه به هزينه‌هاي آن بهاي ساخت فيلم را نيز باز گرداند (‌چه‌رسد به سودآوري) نمايش فيلم در زماني که سينماهاي موجود نيز قادر به پر کردن ظرفيت خود نيستندو نمايش فيلم با تالار خالي و معدود تماشاگر انجام مي‌شود، ضرري دو جندان را متوجه فيلمساز و مالک اثر مي‌کند‌. در اين شرايط همه مالکان و فيلمسازان دوست دارند در زمان نوروز که امکان جذب مخاطب بيشتر است، آثار خود را به نمايش گذارند. همين امر موجب شده است تا در شرايطي که وضع و ترتيب نمايش فيلم‌ها در سينِماها زير نظر شوراي نمايش مشخص مي‌شود، با شرايط نابهنجاري روبرو باشيم به شکلي که در سال‌هاي اخير شوراي نمايش همواره در تعطيلات نوروزي اقدام به انتخاب چند فيلم طنز، يک فيلم با مضموني که اين شورا آن را آموزنده مي‌داند و چند فيلم با روند توليد هزينه بر (يا به اصطلاحي که خود آن‌ها دوست دارند، چند فيلم فاخر) مي‌کند. مشخص است که فيلم‌هاي طنز با هدف پر کردن زمان فراغت و فيلم اجتماعي يا آموزنده به نظر شورا با هدف برآورد انتظارات رسانه انگارانه از سينِما انتخاب مي‌شوند، اما در اين ميان فيلم‌هاي فاخر از ضرورتي ديگر برخوردارند .

اين فيلمها که با صرف سرمايه بسيار سنگين ساخته مي‌شوند، در بسياري از موارد قادر به جذب مخاطب نيستند و به دليل نبود بستر سينمايي مناسب شامل استوديوهاي توليد فيلم در ايران بر اساس يک طرح توجيهي اشتباه و نادرست ساخته شده‌اند که بين هزينه و مخاطب آن هيچ تناسبي وجود ندارد. بنابراين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌به عنوان نهادي که در نهايت سرمايه‌گذاري و ساخت اين فيلم‌ها زير نظر آن انجام شده است مجبور است تا بهترين زمان نمايش را به اين فيلم‌ها اختصاص دهد تا شايد مخاطب بيشتري براي ديدن اين فيلم‌ها جذب شوند و بخشي از هزينه فيلم بازگردند. همچنين در ايام عيد امکان استفاده از شيوه‌هاي يارانه‌اي براي نمايش اين فيلم‌ها بيش از هر زمان ديگر محيا است زيرا در اين زمان امکان توزيع بليت‌هاي نيم بها و يا حتي مجاني در ادارات و نهادهاي دولتي به راحتي ميسر است و اين‌گونه بليت‌ها در اين ايام بيش از از هر زمان ديگر با استفبال مواجه هستند و به اين ترتيب حتي اگر اين فيلم‌ها نتوانند بخش کوچکي از سرمايه مصرف شده شان را بازگردانند، دست کم در آمار تماشاگر رقم بالايي را تجربه مي‌کنند و مي‌توانند صورت قضيه را براي سرمايه‌گذاري‌هاي بعدي موجه جلوه دهند. نکته اينجاست که استمرار اين روند که سليقه مخاطب را در تماشاي فيلم‌ها به کلي ناديده مي‌انگارد و به ديکته کردن محدوديت براي تماشاگر منتهي شده است، در عمل موجب عکس‌العمل اجتماعي مي‌شود. در‌واقع وقتي نگاه مي‌کنيد و مي‌بينيد که برخلاف سينماهاي ديگر کشورهاي دنيا در نمايش نوروزي فيلم‌هاي ايراني خبري از فيلم‌هاي خاص کودکان و نوجوانان نيست، يعني کودک ايراني در نوروز و ايام تعطيل به سينِما نمي‌رود. بايد به ياد داشته باشيم که انسان موجودي است با تربيت اجتماعي يعني رفتار خود را بر اساس نوع تربيتي که در جامعه و خانواده مي‌شود فرا مي‌گيرد. وقتي کودک ايراني از حضور در سينِما در کودکي باز مي‌ماند و خانواده ايراني مجبور است براي سرگرم کردن کودکان خود از محصولاتي استفاده کند که در بازار محصولات خانگي به آن دسترسي مي‌يابد يعني در بهترين حالت به کودک ايراني مي‌آموزد که به جاي رفتن به سينِماها پاي تلويزيون نشسته و با استفاده از دستگاه‌هاي پخش خانگي به تماشاي اثر مورد علاقه اش بنشيند. به اين ترتيب فرهنگ سينِما نرفتن در عمل به کودک ايراني آموخته مي‌شود و در آينده نسلي پرورش مي‌يابند که سينِما رفتن را دوست ندارد و در برنامه زندگي‌اش اين کار جايي ندارد. نکته اينجاست که سال‌هاست سينماي کودک در عرصه نمايش فيلم‌هاي سينمايي در کشور جايي ندارد، يعني سال‌هاست که از کودکان ايراني از حضور در سينماها منع شده‌اند و به اين ترتيب درواقع نسل‌هايي پرورش يافته‌اند که با سينماها به اصطلاح قهر هستند ! نمايش نورزوي فيلم‌ها از اهميت خاصي برخوردار است اما در چينش فيلم‌ها براي نمايش بايد دقت داشت که اين فيلم‌ها بايد نيازهاي مختلف جامعه را برآورده کنند. دامنه سليقه‌ها همواره متعدد و مختلف بوده است و به همين دليل بايد پرده‌هاي سينماها در اين روزها محل نمايش فيلم‌هايي از گونه‌هاي مختلف باشند تا بتوانند نياز مخاطب را برآورده کنند. درواقع در اين روزها نمايش فيلم‌هاي سينماي کودک با توجه به اينکه امکان حضور والدين در کنار بچه‌ها در سينِما‌ها فراهم است، بيش‌از هر زمان ديگر است اما شوراي نمايش (اکران) چشم خود را بر اين نياز اجتماعي بسته است و با اين کار خود موجب قهر نسل‌ها از سينِما را فراهم مي‌کند.

از سوي ديگر با ديکته کردن سليقه خود به مخاطب موجب مي‌شود تا سليقه‌هاي متفاوت قادر نباشند نياز خود را در سينِما ببينند و به اين ترتيب مخاطب سينِماي ايران مجبور شود در نهايت به سمت استفاده از محصولات قابل استفاده در خانه روي آورد و به اين ترتيب از رفتن به سينِما دور شود. در‌واقع نمايش نوروزي نشانه اي است از ضعف مديريت دولتي و نشان مي‌دهد که راه‌حل‌ها را بايد در امر خصوصي سازي جستجو کرد. خصوصي سازي نيز به معني آن است که بايد به مردم اعتماد کرد و به نظر آن‌ها احترام گذاشت و اجازه داد در امور فرهنگي اظهارنظر کنند. به بيان ديگر نبايد با ايجاد مانع در برابر فيلمسازان کشور را از شکل‌گيري روند درست در مسير ايجاد استوديوهاي بزرگ فيلم‌سازي محروم کرد و اين کار تنها زماني ممکن مي‌شود که امر سينما‌هاي از نگاه مديريت قيموميت مدار بري شود و بستر سينِما به شکل اقتصادي در ايران شکل گيرد تنها در اين شرايط است که امر مهمي ‌مانند نمايش فيلم‌هاي کودکان و نوجوانان در سينماهاي ايران در ايام نوروز محقق مي‌شود و سازندگان و مالکان فيلم‌ها با برنامه‌ريزي قبلي بهترين آثار اين دست خود را در ايام عيد بر پرده سينِما‌ها مي‌بينند، وگرنه هميشه آش همين آش است و کاسه همين کاسه.

به عبارت بهتر،‌حرکت در تعيين فيلم‌ها براي نمايش در نوروز همواره به اين سمت است که مردم هرچه بيشتر از کل سينِما فاصله بگيرند و با سينِما قهر کنند. زيرا آنچه که بايد در اين زمان نمايش داده نمي‌شود و به اين ترتيب وقتي مردم با سينِما قهر مي‌کنند، سينِما داري نيز بدل به کاري بدون بازده مي‌شود و سينِما دار نيز اگر حتي برابر قانون نتواند سينمايش را تغيير کاربري دهد، بدل به يک بدهکار بانکي مي‌شودکه سينمايش را به زودي از دست مي‌دهد يا آن را تعطيل و متروک رها مي‌کند. در حالي که اگر بستر سينِمايي کشور بر مدار درست بنيان گذاشته شود، نياز به هيچ شورايي به نام شوراي نمايش نيست . فيلمسازان فيلمشان را مي‌سازند و مالکان فيلم‌ها براي فيلم‌ها با سينماها قرارداد مي‌بندند و فيلم‌ها نمايش داده مي‌شود و يارانه‌اي (بليت نيم بهايي) نيز لازم نيست که توزيع شود. مردم نياز خود را در اين روند در سينِما مي‌بينند و به تماشاي فيلم‌ها مي‌نشينند و به اين ترتيب سينماي سودآور بدون نياز به پول دولت راه خود را در پيش مي‌گيرد. تنها لازم است يک بار درست تصميم بگيريم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان