نسخه شماره 3379 - 1392/10/16 -

 استراتژي کلان ارتباطات بين الملل 
نويسنده : محسن مهرآور

ارتباطات بين‌الملل استفاده از ارتباطات در سطح فراملي است. به عبارت ديگر ارتباطات بين‌الملل جريان‌هاي ارتباطي است که مرزهاي سياسي، جفرافيايي و نژادي محدوديتي براي آن به شمار نمي‌آيد. اين ارتباطات در سراسر جهان اما براساس قراردادها، قوانين و حقوق بين‌الملل صورت مي‌گيرد. در بررسي مسير تکاملي و تاريخي اين پديده، مي‌توان انتشار اخبار در مطبوعات را آغازگر نقش ارتباطات جمعي در سطح بين‌الملل و شکل گيري ارتباطات بين‌الملل نام نهاد. از حدود سال 1620، اخبار و اطلاعات سرزمين‌هاي ديگر در نشريات آن روز چاپ شد و برخي دول قاره سبز از طريق انتشار و نظارت بر اين اخبار، سياست‌هاي مدنظر خود را ترويج نمودند. پيدايش تلگراف، راه‌آهن، ماشين‌هاي چاپ و بهره‌برداري با اغراض سياسي و تجاري از ساير وسايل ارتباطي مانند تلفن، تأثير بسزايي در روابط بين‌الملل و شکل‌گيري ارتباطات بين‌الملل ايفا نمود. در ميان اين اختراعات و ابداعات تلفن و تلگراف به دليل غلبه بر بعد زمان و مکان نقش برجسته‌تري در عرصه ارتباطات بين‌الملل داشتند سال‌ها پس از اختراع بي سيم و استفاده از امواج راديويي يعني در اواخر قرن نوزدهم و اويل قرن بيستم تکامل فن عکاسي و فيلمبرداري، ابداع صفحات ضبط صوت و دستگاه گرامافون، ايجاد وسايل نمايش، انتقال عکس‌ها و تصويرهاي متحرک از راه‌هاي دور و مهم تر از اين‌ها سينما، راديو و تلويزيون تحول عميقي در ارتباطات بين‌الملل ايجاد نمود. توانايي برخي از کشورها در بکارگيري اين وسايل موجب استعمار فکري و فرهنگي مستعمره نشينان و ساير کشورها شد. ورود رايانه در نيمه دوم قرن بيستم و بعدها اينترنت به عنوان جزء لاينفک سيستم‌هاي ارتباطي انقلابي در عرصه ارتباطات ايجاد نمود.

اکنون شرکت‌هاي ارتباطات جهاني، با استفاده از گسترش کمي و کيفي، راهبردهاي خود را در سطح جهاني گسترش داده با استفاده از قدرت و منابع عظيم خود حتي مي‌توانند دولت‌هاي ملي را در جهت رسيدن به اهدافشان تحت فشار قرار دهند. بنابراين دولت‌ها با توجه به پيوستگي آن‌ها با پيوندهاي بين‌المللي، بخشي از پروسه جهاني شدن به شمار رفته، فعاليت‌هاي خبرگزاري‌ها و فرستنده‌هاي راديو ـ تلويزيوني در سطح بين‌الملل، تناسبات فرهنگي اين ملت‌ها در عرصه‌هاي مختلف مانند سينما، مطبوعات، ارتباطات ماهواره اي و ... را نيز تحت الشعاع قرار مي‌دهد. البته با نگاهي به فرآيند فراملي ارتباطات امروز مي‌توان گفت وصف بين‌المللي و جهاني در ارتباطات بين‌المللي و جهاني به معناي ارتباطات همگاني نيست. بيشترين مزاياي ارتباطات بين‌المللي شامل آناني مي‌شود که از عنصر ثروت و به تبع آن تکنولوژي بيشتر و بهتر بهره مي‌برند. ماهيت، توليد، پردازش و انتقال اطلاعات به شکلي است که سريع تر از ابعاد ديگر جهاني شدني وجهه جهاني پيدا کرده است. لذا انقلاب ارتباطي دگرگوني‌هاي عميق و گسترده اي در ابعاد مختلف زندگي انسان‌ها ايجاد کرده است، اکنون فرهنگ و فرهنگ سازي در رأس امور جهاني قرار گرفته است. به همين دليل ارتباطات را مي‌توان به مشابه مجموعه اي از ابزارها و تکنيک‌ها جهت انتقال اطلاعات تلقي کرد.

کشورها سعي مي‌کنند با ابزار رسانه اي و ارتباطي بين‌المللي، افکار عمومي را در جهت توجيه سياست‌هاي خارجي خود اقناع کرده، نهايتاً منافع و اهداف ملي خود را دنبال کنند. ارتباطات بين‌الملل به عنوان يک ابزار در دست قدرت‌هاي بزرگ در راستاي جهاني شدن و ايجاد نظم نوين جهاني با انگيزه سلطه بر جهان نقش ايفا مي‌کند. امروزه برخلاف گذشته، توانايي يک کشور در استفاده از رسانه‌ها قدرت جهاني آن کشور را تعيين مي‌کند. ارتباطات بين‌الملل که ناظر به فعاليت رسانه‌هاي بين‌المللي است به عنوان يک وسيله، مورد استفاده بازيگران عرصه روابط بين‌الملل يعني همان حوزه امور سياسي قرار مي‌گيرد و بازيگران دولتي و غير دولتي آن با بهره گيري از رسانه‌هاي بين‌المللي، سعي در پيشبرد اهداف و منابع خود دارند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان