نسخه شماره 3339 - 1392/08/25 -

 اصلاحات، چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد؟ 
نويسنده : مصطفي حسين‌زاده

 اصلاح (Reform)، در علوم سياسي به معناي دگرگوني در جهت تأمين برابري اجتماعي و اقتصادي و سياسي و گسترش دامنه اشتراك سياسي در جامعه است. اصلاح‏طلبي هواداري از سياست تغيير زندگي اجتماعي يا اقتصادي يا سياسي، با روش‏هاي ملايم و بدون شتاب است.

اصلاحات فقط نام چند حزب و گروه نيست و در چند اسم خلاصه نمي‌شود. درست است که افراد و احزاب، سياست‌ها و تصميم‌گيري‌ها و راهبري و هدايت حاميان و طرفداران اصلاحات را مشخص مي‌کنند ولي اصلاحات در اين افراد و احزاب خلاصه نمي‌شود. اصلاحات يک مسير و ابزار و روش براي نيل به اهداف است که به دور از خشونت و خونريزي بوده و بر مبناي عقلانيت و ميانه‌روي و اعتدال و با قدم‌هايي آهسته ولي پيوسته و رو به جلو به سمت اهداف گام برمي‌دارد. اصلاحات با هيجانات، شعارها و روش‌هاي تند، آتشين و خشن به شدت مخالف است. با دگماتيسم و جمود فکري و رفتاري و با رکود و گنديدن در تضاد است. اصلاحات خواستار سعه‌صدر و تحمل يکديگر و تضارب آرا و انديشه‌ها و آزادي بيان، قلم، انديشه و مطبوعات و... در چارچوب قانون، عرف و ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه خود است.

اصلاحات با مديريت سليقه‌اي و تنگ نظرانه، مخالف است. اصلاحات، طرفدار قانون، شايسته‌سالاري، اخلاق‌مداري و حکومت مبتني بر قانون است. اصلاحات به دنبال گسترش آزادي‌هاي فردي و اجتماعي (آزادي بيان، آزادي قلم، آزادي انديشه و آزادي مطبوعات و...) در محدوده قانون اساسي و مخالف بي‌نظمي، ولنگاري، پرده‌دري، هرج و مرج‌طلبي، رانت‌خواري، بي‌اخلاقي و هتاکي است. اصلاحات به شدت مخالف توهين و هتاکي به اعتقادات و باورهاي هر فرد، گروه، قوم و مذهبي است و معتقد به تحمل يکديگر، ديگران و حتي دگرانديشان و زيست مسالمت‌آميز و روادارانه است.

اصلاحات فقط نامي‌نيست که عده اي آن را يدک بکشند. اصلاحات داراي مشخصات، تعاريف و حد و مرزهايي است که با آن شناخته مي‌شود که اگر فردي يا حزبي آن‌ها را رعايت نکند نمي‌تواند خود را اصلاح‌طلب بداند بلکه فقط برچسب و ادعاي اصلاح‌طلبي را يدک مي‌کشد. اصلاحات معتقد به مشي معتدل و منطقي است و مخالفت، انتقادات و اعتراضات خود را از طريق روش‌هاي دموکراتيک و مسالمت‌آميز (روزنامه‌ها و سايت‌هاي خبري و برنامه‌هاي تلويزيوني و...) اعلام مي‌کند و از خشونت، توهين و هتاکي بيزار است و مخالفت‌هاي خود را از طريق انتقادات منطقي و اصولي و به شيوه‌اي قانوني مطرح مي‌کند. اصلاحات معتقد به شنيدن صداي منتقدان و دگرانديشان است و معتقد است تا زماني که افراد در چارچوب قانون اساسي کشور و نظام اسلامي‌حرکت مي‌کنند نبايد جلوي فعاليت‌ها و حرف و سخنان آنان را گرفت و تنها زماني مي‌توان آنها را از اين کارها منع نمود که از خط قرمزهاي قانوني عبور کنند و اين موارد در قانون اساسي کشور واضح و مشخص است که شامل فعاليت‌هاي براندازانه و مسلحانه يا توهين، تهمت و افترا به اشخاص و مسئولين يا تحريک به آشوب و تشنج در جامعه و فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه و... است و در غير اين موارد نمي‌توان به صرف ميل و سليقه هيچ فرد، حزب، يا گروه و مسوولي، منتقدان، مخالفان و دگرانديشان را از فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي منع نمود.

اصلاحات نه تنها با نظام اسلامي و نهادهاي انقلابي مخالفتي ندارد بلکه معتقد به نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي کشور و حامي نهادهاي انقلابي است، فقط مي‌گويد تمام افراد، ارگان‌ها و نهادها مي‌بايست در چارچوب قانون اساسي و شعارهاي انقلاب اسلامي سال 1357 و وعده‌هاي داده شده به مردم حرکت و رفتار کنند و شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را از ياد نبرند و به ياد داشته باشند که مردم به خاطر شعارها و وعده‌هاي داده شده و آينده‌اي که برايشان ترسيم شده بود با رهبري روحانيت شيعه و انقلابيون همراه گشته و سينه را در مقابل حکومت استبدادي و طاغوتي رژيم شاهنشاهي پهلوي سپر و آن را سرنگون نمودند و حالا که 35 سال از انقلاب اسلامي مي‌گذرد مي‌بايست به اصول مغفول مانده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به خصوص در مورد حقوق ملت و مردم (اعم از فردي و اجتماعي) و واگذاري اقتصاد از بخش‌هاي دولتي و شبهه‌دولتي به دستان مردم و بخش خصوصي توجه نمود.

مهمترين تهديد نظام جمهوري اسلامي از ناحيه دشمنان آن يا تحريم‌هايشان نيست بلکه سوء‌مديريت و ناکارآمدي مسوولين و در نتيجه نارضايتي مردم که مهمترين پشتوانه و سرمايه نظام اسلامي (که قرآن از آنها با نام امت ياد مي‌کند) هستند، و پشت نمودن آنان به نظام است. به همين منظور اصلاحات خواستار تغييرات و تحولاتي در شيوه و نحوه مديريت و اداره کشور در چارچوب قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي است و هيچ وقت به دنبال ضربه زدن به نظام اسلامي يا براندازي آن نيست و نخواهد بود زيرا اصلاحات ريشه در تفکر انقلاب اسلامي سال 57 به رهبري حضرت امام خميني (ره) و دل در گرو اعتلاي نظام جمهوري اسلامي ايران و افزايش عزت و کرامت شهروندان جمهوري اسلامي ايران دارد. اصلاحات به راي و نظر مردم و به صندوق‌هاي راي اعتقاد دارد و معتقد به اصلاحات از طريق آراي بدست آمده از صندوق راي در انتخابات است. اصلاحات معتقد است که نظر و راي مردم هميشه عزيز، محترم و نافذ است؛ نه فقط در زمان انتخابات! اصلاحات معتقد است تمامي شهروندان جمهوري اسلامي ايران (چه به آن معتقد باشند و چه معتقد نباشند و حتي مخالف باشند) تا زماني که در چارچوب قانون اساسي حرکت مي‌کنند شهروندان نظام اسلامي‌اند و هيچ فرقي ميانشان وجود ندارد و به عبارتي ديگر، در جمهوري اسلامي ايران، شهروند درجه 1 و 2 نداريم بلکه همه مردم و افراد کشور، شهروند درجه يک نظام اند و همه مردم مي‌بايست از حقوق برابر برخوردار باشند و مي‌بايست با آنها با احترام، رفتار و برخورد نمود.

اصلاحات خواستار رشد و توسعه همه جانبه و متعادل کشور و افزايش سطح رفاه مردم و خواستار تعامل ايران با کشورهاي مختلف جهان بر مبناي حفظ منافع ملي و احترام متقابل بر‌اساس عزت، احترام و مصلحت مردم و نظام اسلامي است. اصلاحات خواستار سازش، تسليم و وادادگي در مقابل بيگانگان و دشمنان نيست ولي مي‌گويد در جهان امروز تعامل و ارتباط صحيح با کشورهاي مختلف مي‌تواند در اعتلاي اقتصادي سياسي و در قدرت چانه‌زني و نفوذ ايران در سطح منطقه و جهان و افزايش سطح رفاه مردم ايران بسيار راهگشا باشد و بسياري از سوء‌تفاهمات و تبليغات سوء و تحريم‌هاي دشمنان با تعاملات مفيد و سازنده و با گفت‌وگوها و روابط سنجيده و منطقي با کشورهاي مختلف جهان قابل برطرف و خنثي شدن مي‌باشد. بسياري از بي‌حرمتي‌هايي که به شهروندان ايران در کشورهاي مختلف جهان از جمله انگشت‌نگاري ايراني‌ها در برخي از فرودگاه‌هاي جهان و... مي‌شود، مي‌تواند با گفت‌وگو حل و فصل شود. اصلاحات جز اينها چيزي نمي‌خواهد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان