نسخه شماره 3339 - 1392/08/25 -

 راي ندادن به وزير ورزش‌؛ اولين حرکت طرفداران احمدي‌نژاد و جليلي در مقابله با دولت
 چرا جبهه پايداري مخالف دولت روحاني است؟! 

 در ميان کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري‌،اگر چه رقيب اصلي حسن روحاني‌، محمدباقر قاليباف بود که در نهايت نيز نفر دوم اين انتخابات شد‌، اما رقيبي که در اين انتخابات هم خودش و هم گروه فکري پشت سرش شکست سنگين و غير‌منتظره‌اي (از نظر خودشان) خورد، سعيد جليلي بود‌. جليلي از طرفي با بهره‌گيري از شعارهايي شبيه به آنچه محمود احمدي‌نژاد در سال 1384 سر داده بود به ميدان آمده بود و از سوي ديگر نمايندگي تام و تمام «جبهه پايداري» را به عهده داشت‌. اين احساس شکست سنگين منجر به اين شد که طيف جبهه پايداري به مخالفان سرسخت دولت تدبير و اميد‌، چه در مجلس شوراي اسلامي و چه در بيرون آن‌، تبديل شوند و بر اين اساس مي‌توان ادعا کرد که يکي از علل اصلي رويارويي با دولت و ندادن راي اعتماد به افراد معرفي شده به عنوان وزير ورزش را از سوي اين گروه دانست . نکته مهمي که در اينجا بايد به آن پرداخت اين است که چرا سعيد جليلي و جبهه پايداري علي رغم اينکه پايگاه مردمي چنداني نداشتند‌، احساس مي‌کردند که بايد در انتخابات پيروز شوند؟! و بعد از انتخابات چنين احساس شکستي کردند؟! از سوي ديگر جبهه پايداري چرا و چگونه شکل گرفته‌، به فضاي سياسي چگونه نگاه مي‌کند و در قبال مسائل مختلف چه شيوه رفتاري دارد که بر اساس آن تصميم به مقابله با دولت گرفته است؟!

جبهه پايداري در واقع در زماني شکل گرفت که خورشيد اقبال محمود احمدي‌نژاد در حال افول بود و در همين راستا نيروهايي که از طرفي به همراهي احمدي‌نژاد مفتخر بودند و از سوي ديگر مصباح يزدي را به عنوان رهبر معنوي خود مي‌دانستند‌، اين جبهه ر ا تشکيل دادند تا به نوعي خلاء ناشي از ضعف روز افزون سياسي احمدي‌نژاد را جبران کنند و بتوانند همچنان در صحنه سياست حضور قاطع داشته باشند. در ابتداي تشکيل اين جبهه بسياري از صاحب‌نظران‌، تشکيل آن را تلاشي براي ادامه حيات جريان احمدي‌نژاد و رحيم مشايي تلقي مي‌کردند.

مثلا در مرداد 1390حميد‌رضا کاتوزيان رييس وقت کميسيون انرژي مجلس تصريح کرد: جبهه پايداري را همان جريان رايحه خوش خدمت مي‌دانم که در دوره قبل و در انتخابات مجلس و رياست جمهوري فعال بود. رايحه خوش خدمت يک جريان دولتي براي ورود در انتخابات بود، اين آقايان نيز همان رايحه خوش‌ خدمتند و هيچ تفاوت ويژه‌اي ندارند. رهبري جريان رايحه خوش توسط مشايي صورت مي‌گرفت و اين جبهه پايداري نيز رهبري اصلي و هدايتش بر عهده ‌مشايي و بقايي است، ضمن اينکه بنده هيچ تفکيکي ما بين احمدي‌نژاد و مشايي قائل نيستم . کاتوزيان همچنين عنوان کرد: جبهه پايداري اصولا يک حرکت تماميت خواه است و علاقه مند به همراهي و همگامي با هيچ جرياني نيست و تاکيد مي‌کنم که آنها در بحث وحدت اصولگرايان وارد نخواهند شد، بهانه‌هاي گرفته شده از سوي جبهه پايداري نيز نشان‌دهنده اين است که در پي ايجاد جريان مستقلي از اصولگرايان هستند و آيت الله مصباح يزدي را هم در برابر آيت‌الله مهدوي‌کني مطرح مي‌کنند که کار خود را کاملا مستقل از گروه7+8 جلو ببرند. مصطفي رضاحسيني نماينده وقت شهر بابک نيز داشت: اين جريان تخريب شخصيت‌هاي نظام را در دستور کار خود قرار داده، به گونه‌اي که تخريب لاريجاني و قاليباف از اهداف آنهاست که به شدت در حال انجام است. همچنين ايجاد شکاف در جريان اصولگرايي نيز يکي ديگر از اهداف اين جريان است.

وي با اشاره به فعاليت جبهه پايداري افزود: به تازگي گروه پايداري با حضور وزراي اخراجي دولت شکل گرفته است. جريان انحرافي به سرکردگي رحيم مشايي هنگامي که فهميد، نمي‌تواند همه نيروهاي خود را وارد مجلس کنند، به دنبال راه ديگري بودند؛ لذا تشکيل جبهه پايداري از اقدامات جديد انحرافي‌هاست و جالب اين است که اين گروه هنوز از راه نرسيده براي ديگران نرخ تعيين مي‌کند و ادعاي ارث و ميراث دارد.

علي مطهري هم در همان زمان درباره اين جبهه گفت: فکر مي‌کنم تاسيس اين جبهه بر اختلاف‌ها مي‌افزايد خصوصا اگر رهبري آن در دست افراد تندرو باشد که پشت نقاب ولايتمداري دست به هر کاري مي‌زنند. البته ما اميدواريم که افرادي مانند مصباح و ‌حداد‌عادل اينها را کنترل کنند. به هر حال تاسيس جبهه پايداري را شبيه تاسيس مسجد ضرار در صدر اسلام مي‌بينم. در آن زمان عده‌اي به نام مسجد عليه اسلام فعاليت مي‌کردند و پيامبر دستور تخريب آن مسجد را دادند. امروز نيز عده‌اي با تاسيس جبهه پايداري، به نام وحدت، تفرقه ايجاد مي‌کنند. به هر‌حال گذشت زمان نشان داد که جبهه پايداري تماميت خواه عامل اصلي عدم وحدت در بين اصولگراياني بود که روز به روز از احمدي‌نژاد دورتر مي‌شدند . اين جبهه علي‌رغم همه تلاشي که شد نتوانست در مجلس شوراي اسلامي پيروزي قاطعي بدست آورد و آخرين تلاش اين دسته‌، جايگزيني يکي از نيروهاي خودي به جاي محمود احمدي‌نژاد بود تا همچنان دولت در اختيار اين دسته باشد . اولين گزينه جبهه پايداري براي رياست جمهوري‌، باقري لنکراني وزير بهداشت دولت نهم بود که مصباح‌يزدي در حمايت از او سوگند ياد کرد که در آسمان و زمين کسي را اصلاح‌تر از او نمي‌شناسد! اما وقتي باقري لنکراني تائيد صلاحيت نشد‌، جبهه پايداري به سعيد جليلي روي آورد که شبيه ترين کانديداها به محمود احمدي‌نژاد بود و خيال مي‌کرد که همچنان که احمدي‌نژاد در سال 84 و 88 راي آورد‌، ابر و باد و مه و خورشيد و فلک دست به دست هم مي‌دهد و او رئيس‌جمهور مي‌شود ... اتفاقي که نيفتاد و اين براي جبهه پايداري دردناک بود‌، اما دردناکتر اين بود که حسن روحاني که به عنوان يکي از نزديکان ‌هاشمي‌رفسنجاني رئيس‌جمهور شد! اين واقعيت دردناک بود چرا که جبهه پايداري‌، احمدي‌نژاد‌، جريان انحرافي و ساير نيروهاي همسو‌، هشت سال تمام با تمام توان سعي کرده بودند‌هاشمي را ترور شخصيت کنند و او را براي هميشه از صحنه سياست خارج کنند اما ... اتفاقات ديگري افتاد! با اين وصف مشخص است که رويارويي جبهه پايداري در مجلس و بيرون آن با دولت روحاني امري طبيعي است ؛ از طرفي روحاني بر صندلي‌ا‌ي نشسته که جبهه پايداري از آن خود مي‌دانست و از سوي ديگر به‌ هاشمي نزديک است که جبهه پايداري او را دشمن خويش مي‌داند‌؛ رويارويي با راي ندادن به افراد معرفي شده به عنوان وزير ورزش آغاز شده است ولي دامنه آن بسيار گسترده‌تر از اينها خواهد بود!


نسخه چاپي ارسال به دوستان