نسخه شماره 3313 - 1392/07/18 -

 براي انسان گرفتار اعتياد 
نويسنده : امير کوچک‌پور

 بيائيد با هم همراه شويم و آن انساني را که بسيار زيرک و باهوش و نترس و جسور بود و وارد سرزمين پهناور اعتياد شده و با استفاده از قدرت و نيروي عظيم دروني خود به خودش آسيب رسانده است مورد بررسي قرار دهيم. چون انساني که وارد سرزمين پهناور اعتياد شده، فاقد نوعي تصميم‌گيري عقلاني يا تفکر است. مي‌توانيم نتيجه بگيريم که اين انسان محو زيبايي ظاهري آن سرزمين شده است. بعضي از انسان‌ها در اکثر مواقع چنين اشتباهي را مرتکب مي‌شوند چون معناي درست زيبايي را نمي‌دانند. آنها مي‌گويند که هر آنچه که چشم ببيند و لذت ببرد، زيباست اما لذتي کاذب و مقطعي است و باعث تخريب درون خواهد شد و براي مدت زمان کوتاهي ظاهر را مي‌سازد اما چون بنيان واساس آن ضعيف است، طولي نخواهد کشيد که ظاهر، خراب مي‌شود و روي درون نيز بي‌تاثير نخواهد بود و به درون نيز آسيب جدي خواهد رساند. مثل زيبايي ظاهري وادي اعتياد يا زيبايي سراب در دل کوير براي انسان‌هاي تشنه که محو زيبايي ظاهري منحصر به فردشان شده و انسان را جذب توخالي بودن خود خواهند کرد. سراب در دل کوير انسان را آنقدر به دنبال خود خواهد کشاند تا انسان ناتوان زانو زده و آن زيبايي تو خالي، مرگ را به او هديه دهد و انسان توخالي بودن آن را هنگام مرگ و شايد بعد از مرگ خواهد فهميد. اما سرزمين پهناور اعتياد انسان را به داخل خود مي‌کشد و طولي نخواهد کشيد که انسان پي خواهد برد که ذره ذره در حال نابودي است، به مانند مردابي که با برداشتن چند قدم انسان را آهسته در دل خود فرو مي‌برد و نابودش خواهد کرد.

آه که شاخه‌اي مي‌تواند زمان نابودي را متوقف کرده تا دستي در دستش قرار گيرد و از مرگ نجات يابد و کساني که در اين سرزمين هلاک شده‌اند به راستي قهرمانان ماراتن ناداني هستند. آنها به خاطر خالي بودن از تجربه و اندوخته دروني درست نتوانستند معناي واقعي زيبايي را درک کنند و براي رسيدن به خواسته‌هاي ظاهري خود خواسته‌هاي دروني خود را سرکوب خواهند کرد و کوتاه‌ترين و راحت‌ترين راه را براي رفع تشنگي خود انتخاب خواهند کرد اما نمي‌دانند که باعث نابودي آنها خواهد شد. حال انسان‌هايي هستند که زيبايي را به صورت حقيقي معنا کرده و آنچه را که چشم مي‌بيند به درون انتقال داده تا درون بر مبناي تفکر آن چيزي که چشم، يکي از پنج حس به درون انتقال داده، در مورد آن تصميم بگيرد و اگر خوب و ايده‌آل بود، ظاهر به سمت آن حرکت کند و اگر بد بود به سمت آن حرکت نکند بلکه مسيري ديگر را براي حرکت ظاهر مشخص کرده تا در آن مسير حرکت کند و از بدي فاصله گرفته و آرام باشد. زيبايي بايد سازنده باشد و يک نکته بسيار مهم آن است که بايد کسي که از زيبايي مي‌خواهد استفاده کند داراي يک تعادل خاص دروني باشد. يکي از موارد ايجاد يک تعادل خاص دروني کسب تجربه درست و اندوخته دروني درست آگاهي و علم است. انسان با سعي و تلاش خود کوزه‌اي را مي‌سازد. اگر آب در کوزه نباشد فقط يک کوزه خالي است، آب به کوزه معنا و مفهوم خواهد دارد. آب براي انسان که همان عقل باشد هنر يک انسان است تا تشنگي را از وجودش بزدايد. انسان خالي از تجربه و آگاهي و علم فقط يک انسان است با کسب کردن تجربه درست و اندوخته دروني درست آگاهي و علم به خود معنا و مفهوم خواهد بخشيد و حرکت خواهد کرد تا کامل‌کننده اين جمله باشد:«انسان اشرف مخلوقات است.» کوزه پر انساني تشنه را سيراب خواهد کرد و انسان پر انسان‌هايي را نجات خواهد داد. پس نتيجه خواهيم گرفت قدرت تشخيص دروني بايد قدرتمند باشد تا انسان بتواند به سمت هدفي درست و مشخص حرکت کند. بايد در تمامي انسان‌ها نوعي تعادل درست در ظاهر ايجاد گردد تا بخشي از آرامش درون براي ايجاد يک هماهنگي خاص و ايجاد يک قدرت دروني که در آن هماهنگي و انسجامي خاص برقرار باشد تا بتوانند به شکلي درست حرکت کرده به اهداف خود به شکلي صحيح به دور از ايجاد يک جنگ روحي و رواني دست پيدا کنند. بايد ظاهر در جايگاهي درست قرار گيرد تا شرايط حکمفرماي درست بر آن جايگاه باعث شود ظاهر سرکش آرام باشد و اين فرصت را به درون داده تا بتواند فعاليت کرده و بتواند نظم و ترتيبي خاص به نيروهاي دروني خود داده، آنها را يکي کرده و قدرتي برتر را در درون خود شکل داده و ظاهر را هدايت کرده و تحت اختيار خود درآورد. با ايجاد يک قدرت برتر دروني انسان مي‌تواند ظاهر را به سمت يک هدف درست مانند يک انسان موفق حرکت داده و با ايجاد يک ارتباط درست بتواند رفتارهاي خاص و درست را از انسان‌هاي موفق دريافت کرده به درون انتقال دهد و بتواند نوعي رفتار مشخص و خاص را به انسان‌هايي که پيرامون او هستند، انتقال دهد و مسير زندگاني را به شکلي صحيح طي کند. ارتباط درست نوعي ارتباط است که احساس پيرو عقل مي‌گردد و اين دسته از انسان‌ها با ايجاد قدرت برتر دروني با برنامه‌ريزي درست حرکت مي‌کنند و پايبند اصول و قوانين هستند و با واقعيت‌هاي زندگي محکم و استوار مواجه مي‌شوند، هميشه به دنبال حقايق هستند و قدرت تصميم‌گيري درست در آنها بسيار قوي است چون پيرو اصول حقيقي و عقلاني هستند و پيامد آن اين است که چون بين ظاهر و درون نوعي پيوند درست برقرار شده است و يکي هستند بعد از ارتباط درست نوعي رفتار درست را نيز ارائه خواهند داد. رفتارهايي که ظاهر و درون هر دو آن را ارائه مي‌دهند در اين مرحله احساس پيرو عقل است و رفتارها به صورت عقلاني ارائه مي‌شوند. ظاهر چيزي را پيرامون خود برمبناي احساس به درون مي‌دهد و درون برمبناي عقل آن را براي اجرا کردن و به ظاهر برمي‌گرداند و ظاهر يا آن را به صورت عقلاني انجام داده يا با مراجعه به عقل از انجام آن خود را منع مي‌کند. رفتارهاي ارائه شده درست به ديگران باعث مي‌گردد درون هرانسان متحول گردد و ساختاري نو را در خود شکل دهد. شخصيت خود را جذاب‌تر کند و انسان کامل‌تري شود. انسان مي‌تواند با شخصيتي محکم، استوار و کامل با ديگران ارتباط برقرار کند و با چنين ارتباطي به خواسته‌هاي دروني دست يابد. حال اي انساني که در وادي اعتياد گرفتار آمدي! در آن سرزمين هزار بي‌راهه، فقط خداوند بزرگ و واسطه‌هايش نجات بخش تو هستند. آن شاخه نازک که در مرداب گرفتار آمده‌اي و فرياد مي‌زني و خداوند را براي کمک مي‌خواهي، دست خداوند است و آن دستي که در دست تو براي نجات دادن تو قرار خواهد گرفت، دست يک انسان است. اما نيرو و انرژي که در آن دست براي نجات تو وجود دارد، قسمتي کوچک از نيروي عظيم خداوند است. اگر انسان‌هاي گرفتار در اين وادي يک بار نام خداوند را با تمام وجود برزبانشان جاري کنند قدرتي عظيم، نجات بخش آنها خواهد بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان