نسخه شماره 3201 - 1392/03/02 -

 کانديداي حزبي و انتخابات رياست جمهوري 
نويسنده : فاطمه ذوالفقاريان

 بالاخره بعد از چند روز انتظار فهرست نهايي احراز صلاحيت شدگان توسط پنج فقيه و شش حقوقدان شوراي نگهبان براي رقابت بر سرکرسي رياست جمهوري مشخص شد و مردم بعد از شوک ثبت‌نام دقيقه نود هاشمي رفسنجاني دوباره با شوک رد صلاحيت چهره‌هاي سرشناس عرصه سياست مواجه شدند.

اما جدا از اين شوک که صدر اخبار را در اختيار گرفته است با نگاهي به رزومه و فعاليت‌هاي افراد تاييد شده يک مساله در ذهن متبادر مي‌‌شود و آن اينکه هيچکدام از تاييد شدگان، منتخب حزبي نبوده و برآمده از حزب و تشکيلات حزبي نيستند.

برهمه کس واضح و مشخص است که مهمترين کار ويژه احزاب در رابطه با برگزاري انتخابات و معرفي کانديدا به مردم است. اينکه احزاب سياسي از طريق ارائه اطلاعات و شکل دادن به افکار عمومي مي‌توانند افکار و آراي پراکنده را به صورت يک جريان منسجم و ملموس در آورند و بر روندهاي تصميم‌گيري اثر بگذارند. معرفي يک کانديداي منتخب حزبي باعث جا افتادن تفکر حزبي در جامعه مي‌شود و اين فکر را به مردم القا مي‌کند که به حزب به عنوان يک مدرسه سياست نگاه کنند و براي آموزش سياست و فعاليت‌هاي سياسي در اين کارگاه آموزشي عضويت يابند. حزب در يک فضاي رقابتي و آزاد مي‌تواند به ايفاي مهمترين نقش خود که تجميع‌آراي مردمي است بپردازد و به عنوان حلقه واسط بين دولت و مردم پيوند همه جانبه‌اي با محيط به وجود بياورد. بايد دانست که حزب گروه فشار نيست که در پي ‌لابي قدرت باشد و بعد از نتايج انتخابات و به پيروزي رسيدن کانديدايي، به ارتباط و لابي‌گري بپردازد. حزب بايد کانديدا معرفي کند و با اعلام حمايت از آن در تمام جريانات انتخابات باعث آگاهي بخشي و تمرين سياسي براي مردم شود. اگر حزب در جامعه‌اي فعال نباشد سياست غير شفاف و غيرپاسخگو خواهد بود و دولت به سمت فساد حرکت خواهد کرد. وجود احزاب باعث پاسخگويي دولت خواهد شد زيرا حزب خارج از قدرت هميشه به عنوان يک اپوزيسيون عمل خواهد کرد و فعاليت دولت را زير نظر خواهد گرفت.

جا نيفتادن تفکرحزبي در جامعه باعث قائم به شخص شدن سياست مي‌شود. اينکه مردم به دنبال اشخاص جدا از سابقه و رزومه سياسي و حزبي مي‌شوند. احزاب با داشتن اساسنامه و مرامنامه تفکر مشخصي را از قبل دنبال کرده و در زمان انتخابات مردم با رجوع به فعاليت و کارکردهاي حزب مورد حمايت شناسايي مختصري از کانديدا به دست خواهند آورد که در صورت عدم شناخت حزب به عنوان مدرسه سياسي مردم در روزهاي انتخابات با سردرگمي و تعدد کانديداها مواجه خواهند شد. با اين تفاسير معرفي کانديداهاي احراز صلاحيت شده براي دور دهم رياست جمهوري و عدم حضور يک کانديداي حزبي در بين آنها نشان از عدم تحقق جامعه مدني و کمال و رشد احزاب در جامعه مي‌باشد چرا که با وجود شکوفايي احزاب در جامعه حداقل يک کانديدا از سوي احزاب مورد تاييد معرفي مي‌شد اما بايد دانست که در فضاي اين روزها و با توجه به پيچيده شدن روابط سياسي، جامعه ملزم به ايجاد فرآيندهاي سازماني است و در غير آن مشارکت ساده خارج از چارچوب‌هاي سازماني محکوم به شکست بوده و احزاب از کارويژه اصلي خود که آموزش و جاانداختن فرهنگ سياسي مشارکتي در جامعه است روز‌به‌روز دورتر و به کار ويژه‌هاي گروه‌هاي فشار و لابي نزديک‌تر خواهند شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان