نسخه شماره 3183 - 1392/02/12 -

 تحليل نعيمه اشراقي در باب مسائل و چالش‌هاي زنان در گفت‌وگو با «مردم‌سالاري»:‌
 ايجاد فرصت‌ برابر مهمترين مطالبه زنان در جامعه است 

 گروه سياسي_ سعيد شمس: زنان در جامعه کنوني ايران چه جايگاهي دارند و چه شرايطي را در حال تجربه کردن هستند و اصولا با چه محدوديت‌هايي مواجه‌اند و اعمال محدوديت براي اين قشر از جامعه چه هزينه‌هايي را تحميل مي‌کند.

نعيمه اشراقي نوه دختري امام خميني که چند وقتي است در شبکه‌هاي اجتماعي حضوري فعال دارد، بابت پاسخ دادن به سوالات مردم‌سالاري درباره دغدغه‌هاي زنان و دغدغه‌هاي زنانه‌اش سخن گفته است که در ادامه مي‌آيد:

جايگاه زنان را در فضاي امروز چطور ترسيم مي‌کنيد؟

مساله امروز ما حضور زنان در عرصه سياستگذاري به عنوان يک گروه اجتماعي است و براي اين منظور نياز به تدوين قوانين مبتني بر حقوق بشر مسئله امروز ماست، اما در عين حال فراموش نکنيم که تدوين قوانين لازم و ضروريست ولي کافي نيست تغيير ساختار مردسالارانه و فرهنگ مردسالار نياز به کار طولاني و صبورانه دارد. قوانين رل مهم ولي محدودي را ايفا مي‌کنند.

در هر صورت در کشور ما قوانيني وجود دارد که نياز به بازنگري آن‌ها امري ضروري و واجب است. لذا با تشکيل حزب بانوان و داشتن برنامه‌ريزي‌هاي دقيق جهت ورود زنان آگاه، متعهد و متخصص به مجلس، امکان تغييرات مثبت فراهم خواهد شد همچنين لازم است تفسير قانون انتخابات رياست‌جمهوري در زمينه اينکه آيا يک زن اجازه ورود در عرصه انتخابات رياست‌جمهوري را دارد يا خير را بررسي کرده و در صورت نياز به تغيير اين قانون کمک کنيم. دستيابي به فرصت‌هاي برابر، آزادي‌هاي فردي و سياسي و همچنين مشارکت کامل زنان در امور سياسي چيزي نيست که در بسياري از کشورهاي در حال توسعه بتوان يک شبه به آنها دست يافت. پيشرفت همه جانبه زنان و دستيابي آن‌ها به مشاغل مهم و پست‌هاي کليدي در کشورهاي صنعتي و پيشرفته جهان محصول تلاش‌هاي خستگي ناپذير خود آنها و همچنين بلوغ مردم‌سالاري، نيرومندي جامعه مدني و تعميق در سطوح مختلف اجتماعي است همچنين مسئله مهم ديگري که بايد به آن پرداخت درک بهتر نيروي بالقوه‌اي است که در نيمي از جمعيت جهان نهفته است زنان امروز و همچنين نسل‌هاي آينده زنان بايد بتوانند اين پتانسيل عظيم را به نيرويي بالفعل تبديل کنند نيرويي که در صورت بهره‌برداري حداکثري از توانايي‌هايش مي‌تواند مسير سازندگي و تکامل جوامع بشري را با تحولاتي چشمگير روبرو سازد. برخي از زنان چهره‌هاي ماندگار هستند که هنوز هم ناقوس تلاش‌ها و مبارزات آنها در فضاي چالشي زنان اين دوران طنين افکن است براي نمونه مي‌توان از اليزابت کدي استانتون به عنوان يکي از مهم‌ترين نيروهاي اثرگذار در مسير قدرت يافتن زنان در ايالات متحده و سراسر جهان نام برد. اليزابت پايه گذار اصلي و رهبر جنبش حقوق زنان در سده نوزدهم بود تلاش‌هاي وي و دوستانش سرانجام به کسب حق راي براي زنان آمريکايي در سال 1920 منجرشد به موازات اين تلاش‌ها بويژه در سده بيستم و سده کنوني زنان در عرصه‌هاي اجتماعي، حقوقي، اقتصادي و سياسي از جايگاهي چشمگير برخوردار شده‌اند. شمار زنان در پارلمان‌هاي کشورهاي اروپايي، شمار نمايندگان زن در کنگره آمريکا، نقش برجسته زنان در عرصه‌هاي دانش، پژوهش و اقتصاد نشان مي‌دهد که آنها تاکنون راهي دراز پيموده‌اند. جهان هرگز نخواهد توانست بدون به کارگيري نيمي از جمعيت جهان خود يعني زنان به اهدافي بلند دست يابد. در کشور ما و در سراسر جهان نقش زنان در عرصه سياستگذاري کم و کوتاه مدت است نقش آنان در حوزه خصوصي و خانوادگي نقشي کليدي است و در نتيجه امر مشارکت و حضور آنان در عرصه‌هاي اجتماعي با موانع جدي روبرو مي‌کند. مسووليت حفظ خانواده و کودک و نگهداري فرزندان و پيران خانواده تماما به زنان محول شده در دوران حاضر به اين مسووليت، کار در بيرون هم اضافه گرديده، عدم تقسيم عادلانه کار در خانه و جامعه يکي از اصلي ترين عوامل عدم مساوات در بين زنان و مردان است به طوري که سهم بالاي زنان از پذيرش مديريت خانه و خانواده، مانعي جدي براي پرداختن آنان به خود و ساير مسائل اجتماعي است. واقعيت اين است که ما نمي‌توانيم به انتظار آن روز باشيم تا تحولي اساسي در ساختار اقتصادي و سياسي کشور رخ دهد و دستي از آسمان بيرون آيد و سرنوشت زنان را دگرگون سازد. به باور من تنها دادن فرصت‌هاي برابر به زنان است که مي‌تواند صلاحيت‌هاي آنان را به نمايش گذارد.

چه مشکل يا مشکلاتي را مي‌توان به عنوان مشکل يا مشکلات جدي اين قشر از جامعه دانست؟

مشکلات زنان در جامعه و عصر کنوني ايران به دو بخش اساسي تقسيم مي‌شود که يک بخش آن با مردان مشترک است، در عين حال مشکلات خاص صنف خود را نيز دارند، مشکلات کلي همانند مشکل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و همه مشکلات مطرح در جامعه کنوني که مرد و زن از شمول آن معلف نيستند! اما مشکل اساسي و منحصر زنان در جامعه اکنون مشکل خاص جنسيت و صنفيت آنهاست که نظام و جامعه و قوانين تکليف خود را با آن نتوانسته مشخص کند، زن در برخي تلاقي‌ها انسان زمان جاهليت است که در آن روزگاران اين عنصر انساني از حد نفقه خواري و زاد و ولد و اسارت جنسي که مجموع اين موارد براي او بخت ناميده مي‌شد فرا‌تر نمي‌رود و حقوقي از قبيل حق انتخاب و حق آمد و شد حتي به خانه پدر و مادر و ارث و اموال غيرمنقول و... در حق وي رعايت نمي‌شود! اين جنس از اين مقام با سياط قداست مجازات مي‌شود. از سوي ديگر اين زن توانسته بخش عظيمي از محيط آکادمي و دنياي علم و طب و صنعت و تکنولوژي و علوم انساني را با همه محدوديت‌هايي که در پيش‌رو دارد به خود اختصاص دهد؛ موجوديت زن امروز پارادوکسي در جامعه کنوني ساخته است که ورود به حوزه آن و حل‌و‌فصل و تعريف نقش، اعتبار، سابقه و لاحقه آن عموم فقها و جامعه‌شناسان و ارباب حقوق و شايد فلسفه و جامعه‌شناسي را دچار سر درگمي کرده است! بعضا مضحک و بعضا پايه اهانت به جايي مي‌رسد که هيچ کدام از اصناف بشري زمان قادر به تحمل آن نيستند.

محدوديت‌هاي موجود براي زنان چه هزينه‌هاي احتمالي‌اي را تحميل مي‌کند؟

حقيقتا جامعه ما در اين امر متحمل هزينه‌هاي کلاني شده است،‌‌ همان عدم صداقت تاريخي و مقتضي ناسازگاري طبيعت و شريعت معمول، موجب گرديده است که وجود زن پيوسته به عنوان يک حقيقت و يک معضل لاينحل در محوريت توجه قرار گرفته و هزينه‌هاي کلاني را مستقيم و غيرمستقيم به خود اختصاص داده است؛ به حدي که در اين بوم حادثه طبيعي پيش رخ مي‌دهد مانند زلزله و اين همه خسارت جدي و ويراني به بار مي‌آورد، مي‌بينيد اين موضوع از انديشه زن و ارتباط با وي در تريبون‌هاي رسمي و مقدس جامعه جدا نمي‌گردد به صراحت يکي از ائمه جمعه محترم زلزله را به بد حجابي زن نسبت مي‌دهد اين نشان مي‌دهد که انديشه جامعه محکوم تضاد‌هاي معمول مزبور، در قاطبه امور سياسي و اجتماعي و اقتصادي به انحاء و اشکال مختلف وجود زن را مدخليت مي‌بخشد! وجود زن در جامعه ما در اثر همين علت تاريخي و مبادرت ورزيدن سيستم بر آن جريان نافرماني مدني را باعث گرديده است که استاندارد‌هاي جهاني هزينه اين نافرماني را تا حد سقوط يک نظام نافذ مي‌دانند! چنانکه نمونه آن را با اندکي تسامح در شيلي شاهد بوديم در سقوط رژيم آلنده.

مشخصا «خود» زنان براي بهبود شرايط چه بايد کنند؟

زنان به طور طبيعي و به حکم خود باوري و ملزومات آن‌‌ همان کاري را مي‌کنند که بايد انجام دهند! گويا ابن الوقتند! اما نه نفاق پيشه و ريا کار بلکه فرصت‌شناس و اهل دقت!

به نيکي خط قرمز‌ها را مي‌شناسند و به فراست در استيفاي حقوق خويش فعالند و تدريجا و با ظرافت بر جايگاه مطمئن ره مي‌جويند محيط دانش و علم و انديشه و کار و پيشه و رعايت حساسيت‌هاي نظام کنوني و احترام به ارزش‌ها و انتقاد از ضد ارزش‌ها در حوصله نظام و قوانين حاکم و احتراز از افراط و تفريط‌ها و افزودن بر ارج و اعتبار اجتماعي و ايجاد هماوردي حقيقي و حقوقي به تبع آن، و بلوغ مادينگي در عرصه سياست و اقتصاد و علم و تکنولوژِي و صنفي خود و...

اما يک مسئله قابل تذکر و مهم اين است که زنان بالغ جامعه ما بايد از ورود به خرافات مدرن و شيد و کيد‌هاي منحرف‌کننده که با ورود زن به جامعه فرهنگي نضج تازه‌اي گرفته و از ظرائف عاطفي و احساسي زنان بهره مي‌گيرند و با عنوان‌هاي عرفاني و فرا عرفاني و درمان و فرا درماني و تاثير کيهان و از اين قبيل انحرافات که بر عواطف زنانه بيشتر تکيه مي‌کند و غرهگي بيهوده از ايشان را موجب مي‌گردد لازم است که احتراز کنند تا رسالت اصلي و مهم خود را که اکنون بازيافته‌اند از اين رهگذر از کف ندهند! به مطالعه و دنياي آکادمي و حوزه‌هاي به هنجار فکري و نظري بيشتر بپردازند و امتياز خود را از اين طريق به ثبت رسانند.

چگونه مي‌شود اين مناسبات را تغيير داد و تقسيم کاري عادلانه در خانه و جامعه بنا کرد؟

اگر هدف را براين بگذاريم که ميان زنان و مردان عدالت برقرار شود در آن صورت چاره‌اي جز بر هم زدن نظم کاذب گذشته نداريم، نظمي که به حکم زور و تاريخ به زن نقش محوري در خانه داده و مرد را از قبول بسياري از مسووليت‌هايي که «زنانه» نيز تلقي مي‌شود مبرا دانسته است. تجربه کشورهاي غربي نيز نشان مي‌دهد که هرآن زمان که تغييرات ساختارها بخصوص فرهنگي به سود زنان صورت نگيرد کماکان مردسالاري نقش خود را ايفا مي‌کند ولي اينبار با مکانيسم‌هاي پنهان وپيچيده‌تر، لذا زنان هنوز راه درازي را در پيش دارند.

زنان در صورت برخوردار بودن از فرصت چه تاثيرهايي مي‌توانند بر جامعه بگذارند؟

زن به طور خلقتي و طبيعي تاثيرگذار‌ترين عنصر نظام آفرينش به حساب مي‌آيد منتهي بلوغ و کفايت معاصر زنان اقتضا مي‌کند که اين تاثير را کاناليزه نموده و جهتمند سازند، طبيعت به بشر آموخته است که تاثير انفعالي بيش‌از تاثير فعالي در هستي نقش دارد. زنان نماينده انفعال هستند و تدلل که از جنس انفعال است چه بسا که بر ستبري بازو و سينه ارباب فعل و قدرت غلبه دارد! به قول مولوي:

رستم زال ار بود وز حمزه بيش

هست در فرمان اسير زال خويش

آنکه عالم مست گفتارش بدي

کلميني يا حميرا مي‌زدي

زن نقش انفعالي دارد و از اين رهگذر بيشترين تاثير را در نفوس و فنومن‌ها دارد! گويا او با عقب نشيني ماهرانه‌اش که طبيعت در او به وديعت نهاده است، بيش‌از‌ پيشتازي مردان در ايفاي نقش موثر است!

در جامعه کنوني زنان بايد با حوصله و ظرفيت‌هاي مناسب مسير خود را به بالندگي و بلوغ از مطاوي اين معضلات به سوي موفقيت‌هاي بلند طي کنند.

نگاه امام به زن چه نوع نگاهي بود؟

امام در عصر انقلاب زنان را وارد عرصه سياسي و اجتماعي نموده و به آنان منزلت پايمال شده‌شان را يادآوري کرد. در قبل و در زمان انقلاب بسياري از مذهبيون و مراجع تقليد حضور زنان در اجتماع و در راهپيمايي‌ها را خلاف شرع دانسته و از حضور آنان ممانعت به عمل مي‌آوردند اما امام نه تنها حضور آنان را خلاف شرع ندانسته بلکه لازم و واجب مي‌پنداشتند. تفکر امام سبب شد بانوان متوجه شوند آنچه به نام دين به خورد آنان داده شده و واقعا برداشت صحيحي از دين نبوده است.

خانواده‌هاي مذهبي و متدين حتي مانع از ادامه تحصيل دخترانشان و همچنين مانع اشتغال آنان به کار مي‌شدند و در حقيقت نيمي از جمعيت جامعه بدين ترتيب حذف مي‌شدند و کشور از اين بابت متضرر مي‌شد. يادم مي‌آيد دوست خواهرم در يک دانشگاه در شهرستان دوري پذيرفته شده بود پدرش روحاني بود و اجازه ادامه تحصيل به سبب رفتن به شهرستان را به دخترش نمي‌داد او از امام چاره جويي کرد نظر امام اين بود که ادامه تحصيل اجازه پدر نمي‌خواهد حتي اگر قرار باشد به خارج از کشور سفر کنيد او به تحصيلاتش ادامه داد و امروز يک خانم دکتر است؛ لذا حاصل تفکر امام در اين زمينه آگاهي زنان از حقوقشان و در نتيجه دست يافتن به مدارج بالاي تحصيلي و به دست آوردن سمت‌هاي مديريتي بوده است.

امام به شما به عنوان يک زن چه توصيه‌هايي داشتند؟

اصولا امام اهل توصيه و تذکر نبودند بلکه آنچه از امام آموختيم از نوع رفتار و اصالت اخلاق ايشان بود آنچه من به ياد مي‌آورم حساسيت امام به تحصيل نوه‌هايشان علي‌الخصوص دختر‌ها بودکه به ادامه تحصيل ايشان تا کسب مدارج بالاي علمي بسيار علاقه‌مند بوده و اهميت ويژه‌اي مي‌دادند. من به خاطر مي‌آورم وقتي محصل بودم شب امتحان از پدربزرگ مي‌خواستم برايم دعا کنند همواره در پاسخ درخواست من مي‌فرمودند درس بخوان تا موفق شوي باور نکن بدون تلاش خودت دعاي من کارساز باشد نظم و برنامه‌ريزي بسيار دقيق امام در کليه امور از مواردي بود که من سعي کردم از رفتار و منش ايشان الگوبرداري کنم و احساسم اين است که مي‌تواند ضامن موفقيت باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان