نسخه شماره 3157 - 1391/12/24 -

 هيجان چهارشنبه‌سوري 
نويسنده : زهرا علي‌اکبري

وجود نشاط وشادابي در قشرهاي مختلف مردم هر کشوري نيروي محرکه مناسبي براي پيشبرد اهداف بلند مدت آن ملت است.در تقويم سالانه ايران باستان‌،ايرانيان از اين دست جشن‌ها وآيين‌ها که به شادي مردمان بيفزايد زياد ديده مي‌شد،همچون جشن نوروز، مهرگان، جشن‌هاي آتش و جشن فروردگان و... اما به مرور زمان و بنا به تغيير مختصات و شرايط سياسي، تاريخي و اجتماعي، بسياري از اين يادگاري‌هاي سالانه حذف شدتا آن جا که امروزه از آن همه تاريخ‌هاي ماندگار چيز زيادي بر جا نمانده است جز معدودي از جمله همين چهارشنبه آخرسال که به چهارشنبه‌سوري‌ معروف و ناميده شده است.چهارشنبه‌اي که در باستان پر از رسوم زيبايي چون سال نو - کوزه نو‌،آجيل مشگل‌گشاي چهارشنبه‌سوري‌، پختن حلوا، ‌ فال‌گوشي و گره‌گشايي‌، قاشق‌زني و شال انداختن بود واما امروز متاسفانه از آن جا که هيچ نشاط سازنده اي در اجتماعاتمان نداريم، ملت واز همه مهمتر جوانان تنها گاها دلخوشي مشترکشان دربي استقلال و پرسپوليس،بازي‌هاي پرحاشيه ملي و شيطنت‌ها و شادي‌هاي دوران حال زندگي‌شان است که البته از آن جا که جامعه به طبقات مالي مختلفي تقسيم مي‌شود بين شادي مرفهين و مستمندان آن قدر تفاوت وجود دارد، که نمي‌توان بين آن‌ها دست به اجماعي زد. (از اين قبيل جشن‌ها و مراسم‌ها در تقويم سالي داريم اما آنچه در اين مجال به سخن آمده است نبود يا کمبود مراسم‌هاي ملي است).چهارشنبه‌سوري‌ و فجايع اتفاقيه در آن و تحريف‌هاي به وجود آمده در آيين وآداب آن يکي از جشن‌هاي مخاطره آفرين ملت ما شده است.اينكه از آداب و رسوم چهارشنبه سوري تا اين حد فاصله گرفته شده و تنها از آن‌،اين حجم زياد آتش بازي‌ها جايگزين شده است دليل نبود شادي‌هاي بجا و مناسب است.اسمش اين است که چهارشنبه آخر سال است و گرنه عموما بهمن ماه که از راه مي‌رسد،اين هيجان ترکاندن وآتش زدن و ايجاد سرو صداي فراوان شروع به ظهور مي‌کند و در کنار آن بازار خريدوفروش ادوات محترقه هم جاي خود را بخوبي در حضور تمهيدات انتظامي باز مي‌کند و گرم مي‌شود ودر اين بين قشرنوجوان و جوان هستند كه در معرض خطرات و آسيب‌هاي جسمي و در پي آن روحي قرار مي‌گيرند و عقلاني هم كه بنگريم نمي‌توان به آنها گفت دست از هيجان‌هاي خاصه سنشان بردارند.در نتيجه اين مي‌شود كه همچون تمامي‌عرصه‌هاي ديگر به دليل عدم وجود آموزش‌هاي لازم، ضررهاي زيادي بر پيكره اين ملت وارد مي‌شود. در نهايت شادي‌هاي يك شب از سال‌، بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها مملو از جمعيت نگراني مي‌شود كه انتظار غمگين شنيدن درجه سوختگي فرزند و عزيزانشان را مي‌توان در چهره‌نگرانشان ديد و اين، اندوه ناگواري براي آغاز سالي جديد است. بهتر است در كنار فرزندانمان نه در مقابلشان دست به تفسير فلسفه اين رسم زد و اجازه بروز هيجانات جواني‌شان را بدهيم.بايد حضور خانواده‌ها با نگرشي مثبت بر اين امر باشد و حتي نهادهاي مسئول كه در سال‌هاي اخير مكانهايي امن با نظارت در خصوص اين امر در نظر مي‌گيرند به اين دقت داشته باشند كه آزادي محصور شده مي‌تواند خطرناك‌تر از آزادي رها شده باشد. به آنان اجازه دهيم تخليه هيجاني داشته باشند چراكه در كنار آنها اگرنظارتي سنگين با امر و نهي‌هاي فراوان داشته باشيم بايد منتظر بروز رفتاري بر خلاف انتظار باشيم.صحيح آن است كه در اين کمبود شادي و نشاط در جامعه كه به پايان سال رسيده است و در كل سال از آن نشاني نيست با برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي‌، فرهنگ‌سازي‌، ايجاد بسترسازي مناسب و اعلام هشدارهاي ايمني لازم براي پاسخگويي به هيجان‌هاي مربوطه به آن، زمينه را تا حدي آماده ساخت تا سطح ايمني رو به افزايش يابد و از صدمات و خطرات جسمي و روحي چهارشنبه آخر سال جلوگيري شود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان