نسخه شماره 3068 - 1391/09/02 -

 حسين؛ آموزگار آزادگي 
نويسنده : زهرا خانياني

 حسين خورشيد هميشه تابان عصر و زمان است؛ درخشش او هر روز جلوه‌اي تازه دارد چرا که تجلي عظمت حضرت امام منحصر به محرم نيست، و آزادگي منحصر به ماه، سال و زمان خاصي نيست. حضرت امام حسين (ع) در نامه‌اي که به برادرش «محمد بن حنفيه» مي نويسد انگيزه قيامش را اصلاح امت جدش معرفي مي‌کند. همراهان امام دلهايشان را تقديم سرورشان کرده بودند و امام حسين(ع) دلش را تقديم معبودش کرده بود و زماني که دل در دست کسي باشد که همه هستي تعلق به او دارد ديگر آرزويي نمي‌ماند، چرا که تمام آرزوها در بارگاه او محقق ميشود، بنابراين ياران امام حسين(ع) دل را به حسين و خداي او سپرده بودند و ديگر دلي نداشتند که به تعلقات ببندند. امام حسين(ع) براي سيراب کردن پيروانش از چشمه آزادگي و جوانمردي در تمامي اعصار بهايي بزرگ که همانا تشنه جان دادن خود و عزيزانش بود را پرداخت کرد. حسين آن جاودانه تاريخ است که در ميعادگاه جانبازي تمامي تعلقات کوچک را در پاي بزرگترين تعلقات که همانا عشق به معبود بود، ريخت و اين رمز جاودانه شدن او بود. حضرت امام حسين(ع) از اينکه فرداها چه خواهند گفت نترسيد چون به راهش ايمان داشت او شهادت را در مکتب پدر و برادر آموخته بود او در سرزمين کربلا به ظاهر مردان و زناني کوچک را (حضرت علي‌اصغر (ع) و حضرت رقيه(س) به صحنه جانبازي آورد که بزرگ رفتند و جاودانه شدند و به همين جهت است که مي‌گويند بزرگي صحراي کربلا به وسعت همه تاريخ است و در طول تاريخ جريان دارد چرا که بزرگاني را در مکتب ولايت پرورش داد که در همه تاريخ تکرار نشدند. امام حسين(ع) حج ظاهري را ترک کرد تا در حجي باطني و بزرگ به گرد خانه معبود بگردد، ايشان حج را ترک کردند تا به ما بياموزند تا زماني که ظلمي وجود دارد نمي‌توان به گرد خانه معبود گشت و به حج ظاهري پرداخت و آيين ابراهيمي را که گذشتن از همه تعلقات است، به انجام رساند. او قرباني شد تا آييني را که ابراهيم در ميعادگاه دوست به انجام نرسانده بود در مسلخ عشق به انجام برساند و ذبح شود تا قداست خونش و جاودانگي راهش مسير را براي همه آزادگان نمايان سازد. حال اندکي درنگ کافي است که دريابيم کجاي تاريخ ايستاده‌ايم؟ آيا از حسين فقط بدن‌هاي پاره پاره‌اش را در وجودمان تکرار کرده‌ايم يا انديشه و نداي حقيقي او را که چيزي جز آزادگي و رهايي از بند ظلمت‌ها نبود؛ درک کرده‌ايم؟

حال که ما منتظران مهدي فاطمه هستيم بايد به هوش باشيم؛ طوري منتظر نباشيم که از انتظار جز واژه‌اش را نياموخته باشيم چرا که حسين(ع) نيز منتظراني در کوفه داشت که همگي براي آمدنش نامه نوشته بودند اما همين منتظران بي‌وفا در روز عاشورا به نداي «هل ناصر من ينصرني» او پاسخ ندادند، «هل ناصر من ينصرني» حسين ياري کردن آزادگي بود، آزادگي‌اي که حسين خود نماد و سمبل آن بود و در روز عاشورا به خاطر آن به مسلخ کشيده شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان