نسخه شماره 3018 - 1391/07/03 -

 کيهان برزگر:
 اسرائيل به دنبال امتيازگيري است 

 يک استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بين‌المللي گفت: من عملي کردن تهديد نظامي‌اسرائيل را در اين مقطع زماني جدي نمي‌گيرم. گرچه همانطور که در ابتدا عرض کردم اين نسل سنتي حاکم، هميشه تفکر جنگ را در ذهن دارد؛ ولي زماني که آنها براي عملي کردن ايده خود انتخاب کردند، زماني است که ريسک اين اقدام را بالا مي‌برد.

دکتر کيهان برزگر استاد دانشگاه و رئيس پژوهشکده مطالعات استراتژيک خاورميانه در گفت‌وگو با فرارو تصريح کرد: تهديد به حمله نظامي‌آخرين فرصت براي رژيم اسرائيل براي امتياز گيري از دولت اوباما است.

وي ادامه داد: اسرائيلي‌ها به دنبال جنگ با ايران نيستند. منتهي گروهي از اسرائيلي‌ها که در حاکميت اين کشور حضور دارند و نسل سنتي نظامي‌اين رژيم محسوب مي‌شوند تفکر جنگ‌طلبانه دهه‌هاي 1960 و 1970 اين رژيم را يدک مي‌کشند و سعي دارند از تهديد به جنگ بيشترين بهره‌برداري سياسي-امنيتي را انجام دهند.»

وي ادامه داد: اين گروه صحبت جنگ با ايران را هميشه مي‌کنند و به صورت ماهوي به مسئله حمله به ايران اعتقاد دارند؛ اما به نظر من جامعه اسرائيل اين آمادگي را ندارد که وارد جنگ با ايران شود.

وي افزود:يعني هرچقدر که آن نسل مي‌خواهد اقدام به جنگ با ايران کند؛ اما نسل جوان و روشنفکر جامعه اسرائيل شديدا مخالف جنگ مي‌باشد. به عبارت ديگر پويايي‌هاي سياست داخلي اسرائيل اين اجازه را نمي‌دهد که دولت تندروي نتانياهو سرخود اقدام به جنگ عليه ايران کند.اين کارشناس مسائل بين‌المللي خاطرنشان کرد: به همين دليل است که يکي دو هفته پيش ايهود باراک خود را از جريان جنگ طلب اسرائيل کنار کشيد و گفت مخالف جنگ با ايران است. اين امر به دليل فضاي سياسي داخل اسرائيل است که اين اجازه را به حکومت اسرائيل نمي‌دهد.

اين استاد دانشگاه تصريح کرد: نقش روشنفکران و جامعه روشنفکري اسرائيل در جلوگيري از ماجراجويي حکومت اسرائيل عليه ايران خيلي مهم است. به خصوص نقش رسانه‌هاي اسرائيل که از طريق نوشتن سرمقاله‌هاي متعدد توانستند حکومت تندروي نتانياهو را به گونه اي مهار کرده و انديشه ضدجنگ را در جامعه اسرائيل نشر نمايند.

وي خاطرنشان کرد: به همين دليل بايد گفت جامعه اسرائيل که تحت تاثير چنين نگاه‌هايي مي‌باشد، عملا حکومت را مجبور کرده که ايده جنگ عليه ايران را کنار بگذارد لذا من عملي کردن تهديد نظامي‌اسرائيل را در اين مقطع زماني جدي نمي‌گيرم. گرچه همانطور که در ابتدا عرض کردم اين نسل سنتي حاکم، هميشه تفکر جنگ را در ذهن دارد؛ ولي زماني که آنها براي عملي کردن ايده خود انتخاب کردند، زماني است که ريسک اين اقدام را بالا مي‌برد.برزگر در توضيح دلايل خود براي پايين بودن احتمال حمله اسرائيل به ايران گفت:يکي از اين دلايل مي‌تواند قدرت بازدارندگي ايران باشد و اين امر براي اسرائيلي‌ها خيلي مهم است که واکنش ايران چه خواهد بود.

رئيس پژوهشکده مطالعات استراتژيک خاورميانه ادامه داد: دليل دوم هم وجود فرهنگ ترس از جنگ در جامعه اسرائيل است که اين اجازه را به حکومت اسرائيل نخواهد داد که اقدام به جنگ عليه ايران کند.

وي افزود: دليل سوم شرايط کنوني آمريکا است. به هر حال اسرائيلي‌ها هرچند اين تفکر را دارند که آمريکايي‌ها حق ندارند درباره امنيت آنها قضاوت کنند؛ اما اسرائيل در درون منطقه يک کشور تنها است و اگر وارد جنگ با ايران شود مهمترين متحد اصلي خود (آمريکا) را از خود ناراحت خواهد کرد و اين ريسک بزرگي براي اسرائيل محسوب مي‌شود.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: آمريکا نيز از آنجا که در سال انتخابات قرار دارد؛ طبيعتا اگر اوباما بخواهد وارد اين ريسک شود خيلي غيرقابل پيش بيني خواهد بود و تنها حرکتي که مي‌تواند اوباما را که اکنون طبق نظرسنجي‌ها از رقيب خود جلوتر است، زمين بزند، همين مسئله حمله احتمالي اسرائيل به ايران مي‌باشد. لذا اوباما تمام تلاش خود را خواهد کرد که اين اتفاق نيفتد.وي تاکيد کرد:از سوي ديگر دولت تندروي نتانياهو سعي دارد تا از زمان اندک باقيمانده تا انتخابات آمريکا حداکثر استفاده را بکند و آخرين فرصت تحت فشار قرار دادن ايران را از طريق جدي نشان دادن خود براي حمله به ايران نشان دهد. چون خوب مي‌داند که با انتخاب مجدد اوباما، فرصت براي تعامل با ايران در جامعه آمريکا مجددا فراهم مي‌شود و اسرائيل شانس خود براي مهار قدرت ايران را از دست مي‌دهد.»

وي ادامه داد: البته اين فشارهاي اسرائيل منجر به واکنش منفي جامعه روشنفکري و سياستگذاري آمريکا هم شده و اينکه اسرائيل از حد خود گذشته و در تمامي‌مسائل آمريکا دخالت مستقيم مي‌کند.

برزگر در پاسخ به اين سوال که علت رجزخواني‌ها و تهديدات مکرر نتانياهو چيست؟ گفت: در اين باره چند دليل مي‌تواند وجود داشته باشد. دليل اول به انحراف کشاندن مسئله صلح ميان فلسطين و اسرائيل است.

وي ادامه داد: اکنون اسرائيلي‌ها به هرحال به صورت خيلي جدي فلسطيني‌ها را محاصره کرده و هر کاري که مي‌خواهند انجام مي‌دهند و لذا قصد دارند افکار عمومي‌را از اين اقدامات خود منحرف کنند.

وي افزود: دوم اينکه تحولات جهان عرب به واقع اسرائيل را به انزوا کشانده و آنها از اين مسئله احساس خطر جدي حتي براي بقاي خود مي‌کنند، چون عواقب اين تحولات واقعا براي اسرائيل مشخص نيست. مثلا نوع برخورد مصر با روند صلح مشخص نيست و اکنون خيلي پيچيده شده است. وي ادامه داد: سوم اينکه اين مسئله مي‌تواند نوعي مشروعيت براي حکومت اسرائيل ايجاد کند؛ چرا که حکومت اسرائيل مشروعيت خود را در تندروي و افراطي‌گري مي‌بيند و پيش کشيدن تهديد وجودي ايران، ايجاد يک نوع مشروعيت کاذب براي اسرائيل کرده تا نشان دهد حکومت اسرائيل به مسئله امنيت وجودي اسرائيل توجه دارد.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: مي‌دانيم که اسرائيل کشوري است که چندين جنگ در آن اتفاق افتاده و فرهنگ عمومي‌ترس براي بقا در درون جامعه اسرائيل بسيار قوي است و بنابراين هر حکومتي که بتواند اين فرهنگ ترس را پررنگ کند و جنبه امنيتي به آن ببخشد، احتمالا مي‌تواند مشروعيتي حداقل در قشر نظامي‌و سنتي براي خود ايجاد کند.

وي ادامه داد: اما اين مسئله همزمان يک چالش است چون وقتي فرهنگ ترس بيش از حد خود را نمايان سازد باعث خواهد شد قشر روشنفکري اسرائيل، جوانان، زنان و به طور کلي پويايي‌هاي داخلي به حکومت اسرائيل فشار بياورند که جنگ راه درست و اصولي نمي‌باشد و نبايد وارد جنگ شد؛ چرا که آسيب‌هاي جدي به همراه خواهد داشت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان