نسخه شماره 2979 - 1391/05/14 -

 شب بد ورزش ايران در لندن
 ورزشگاه علي را فرياد زد 

 سارا علم‌بيگي: ناطق نوري حسابي عصباني بود، افشارزاده هم سرش را از روي ناراحتي تکان مي داد، هادي ساعي مي گفت:«محرومش نکنند.» مشحون هم مي گفت:«خيلي بد سرمان را بريدند.» اين لحظه همان لحظه اي بود که پرچمدار کاروان ايران با ناداوري در بوکس مجبور شد رينگ مسابقه را به نشانه اعتراض ترک کند.رقابت علي مظاهري در وزن منهاي 91 کيلوگرم بوکس المپيک يکي از صحنه هايي که شايد بارها و بارها در گوشه و کنار ورزش دنيا اتفاق مي افتد و به دليل نفوذ کم ورزش ايران در مجامع بين المللي قادر به رسيدگي و يا جلوگيري از اين موارد نيست.

علي مظاهري، بوکسوري که دو مدال بازي‌ها‌ي آسيايي در کارنامه خود دارد و يکي از باتجربه ترين بوکسورهاي ايران محسوب مي شود، چهارشنبه شب، درحاليکه مقابل حريف جوان و قدرتمندي قرار داشت، وارد رينگ رقابت شد. همگان از کار سخت مظاهري در مقابل اين قهرمان جوانان جهان و دارنده مدال برنز دنيا مي گفتند، اما ما بر اين باور بوديم که رينگ مسابقه جاي نامها و عنوانها نيست و تنها و ضربه هاي مشت است که برنده را مشخص مي کند. البته در راند نخست رقابت همين طور هم بود. مظاهري چنان ضربه هاي چپي به صورت حريف وارد مي کرد که اما از او کوبايي با نفوذ در فدراسيون جهاني بريده بود. راند اول با نتيجه 6 بر 4 به نفع بوکسور بلند قامت ايران تمام شد. زنگ رقابت به صدا درآمد و راند دوم شروع شد. باز هم ضربه هاي چپ سنگين علي مظاهري بر روي صورت کوبايي، اما يک پيچيدگي در سر و گردن يکديگر يک اخطار را براي مظاهري به همراه داشت.

متاسفانه قوانين بوکس هم به گونه اي است که کمتر کسي، جز داوران و عوامل پشت پرده مي فهمند که چه خبر است. مظاهري به همان اخطار اول معترض بود، اما همچنان با تجربه بالا کارش را ادامه داد. باز هم دو بوکسور به سر و گردن هم پيچيدند و وقتي جدا شدند، داور نشانه اي را اعلام کرد که همه ايرانيان روي صندلي خشکشان زده بود. دو خطاي ديگر براي مظاهري. همه مي پرسيدن مگر چه شده بود؟ چه اتفاقي افتاد که به يک باره دو خطاي ديگر گرفت؟ هيچ کس نمي دانست جز داوران.

هادي ساعي، قهرمان بلند آوازه کشورمان آنقدر فرياد کشيده بود که پس از مسابقه ديگر براحتي نمي توانست صحبت کند. ساير اعضاي تيم ملي بوکس هم همين طور. ديشب همه آمده بودند. همه آمده بودند تا ببينند پرچمدار ايران چه مي کند. همه آمده بودند تا ياري براي پرچمدار باشند و در نهايت، هيچ کس نتوانست او را ياري کند.

مظاهري پس از اين اتفاق عجيب و غريب در دنيا بوکس، کلاه آبي رنگش را از سر برداشت و بر زمين کوبيد. داور هرچه از او خواست به کنار او رود تا دست حريفش را برافرازد اين کار را نکرد. او به باخت معترض نبود. باخت بخشي از ورزش است. ورزشکار روزي مي برد و روزي مي بازد، اما اين باخت نبود. اين سر بريدن و ناحقي بود که پرچمدار ايران زير بار آن نمي رفت.

با اين حال مظاهري صحنه را همين گونه ترک نکرد. به سراغ مربي کوبايي رفت. با او دست داد و درحاليکه سالن يک صدا» علي- علي – علي» مي گفت رينگ مسابقه را ترک کرد و همراه مربي تيم به جمع کاروان ايران بازگشت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان