نسخه شماره 2936 - 1391/03/23 -

 علي‌اکبر صالحي:
 ما نگران آينده مذاکرات نيستيم 

 دکتر علي‌اکبر صالحي، در دوران بسيار ويژه‌اي سکان‌دار کشتي وزارت امور خارجه شده است. در حالي که روايت‌ها و کنش‌هاي مختلفي درباره آينده مذاکرات ايران و غرب مطرح مي‌شود، دکتر صالحي در گفت‌وگو با جماران از عدم نگراني درباره آينده سخن مي گويد و ضمن پذيرش بحران‌هاي حاصل از فشارهاي زياد، آينده را پيروزمندي حق بر باطل مي خواند. اين گفتگوي کوتاه که به تحليل ديدگاه‌هاي امام درباره سياست خارجي نيز مي‌پردازد، در جريان بازديد وزير امور خارجه کشورمان از بيت امام انجام شده است.

بيست‌وسه سال از ارتحال امام مي‌گذرد، فکر مي‌کنيد در اين سال‌ها بخصوص اين روزها که ايران در حال مذاکره با غرب است، سياست‌ خارجي ما چقدر منطبق بر انديشه امام است؟

ما همان اصولي را که حضرت امام در اوايل انقلاب پايه‌ريزي کردند، الان در سياست خارجي پيگيري مي‌کنيم. يکي از مهمترين اصول همراهي با مظلوم و ايستادگي در مقابل ظالم است. اين اصل عوض نشده و امروز هم که ما در تعاملات سياسي و بين المللي عمل مي‌کنيم اين نکته را نصب‌العين خود قرار مي دهيم. بر اين اساس، هر جا مظلومي هست، دفاع مي کنيم و هرجا ظلم و ستمي مي‌بينيم به‌شدت محکوم مي‌کنيم. الان هم تحت رهبري مقام معظم رهبري اين کار را ادامه بدهيم.

يک اصل ديگر، نه شرقي و نه غربي بود. حضرت امام هدف و مقصد ما را از اول روشن کردند هدف ما رسيدن به آرمان‌هايي است که دين حنيف اسلام براي ما ترسيم کرده و ما در آن جهت در حرکت هستيم البته راه طول و درازي داريم تا به قله اين آرمان‌ها و ايده‌آل‌هاي خود برسيم. تا به امروز در اين سي و سه سال، خوشبختانه ملت به پيروي از ارشادات امام عزيز و رهبري عزيزمان، توانسته‌اند راه را به خوبي بپيمايند. ما هر چند گاهي در پيمايش اين راه، گاهي با کندي و گاهي هم با تندي حرکت کرده‌ايم اما جهت را هرگز گم نکرده‌ايم. اهميت اصل ولايت فقيه در اين است که جهت را براي ما ترسيم کرده است و البته، پرچم هم به دست کسي است که همواره مردم نگاه به آن پرچم دارند و در جهت آن پرچم حرکت مي‌کنند.

شرايط بسيار ويژه بر سياست خارجي ايران حاکم است. به نظر شما اگر الان امام حاضر بودند، چه راهنمايي‌هايي مي کردند؟

اگر حضرت امام الان حضور داشتند ما در سياست خارجي مان همان رفتاري را داشتيم که الان تحت توجهات مقام معظم رهبري داريم. ديدگاه امام رحمت الله عليه آن مقدار که ما در اين سي و سه سال ديديم و شنيديم و حس کرديم و تجربه کرديم اين بود که در برخي امور سعي مي‌کردند که بين مسائل سياسي صرف و مسائلي که برخاسته از يکسري اصول و باورهاي ما هست، يک تحديد و خطوط گذاري انجام دهند. مثلا در مواردي به وزارت امور خارجه مي گفتند که کار شما به گونه اي است که بايد در صحبت‌هاي خود متواضع باشيد. صحبت يک ديپلمات و اعلام مواضع او، با اعلام مواضع يک انديشمند ديني و يک رهبر همه جانبه کشور مي تواند تفاوت داشته باشد. ديپلمات بايد کار خود را بکند البته در چارچوب اصول کلي که قبلا تعريف شده است که همان عزت، حکمت و مصلحت است. يک ديپلمات فرهيخته بايستي خود تفاوت‌ها را درک کند و بداند که چگونه روي اين خط ظريف حرکت بکند.

وزارت امور خارجه، آيا افزون بر اصول گفته شده و فرمايشات امام و رهبري، به نظرات ديگر مراجع توجه مي کند؟

رهبران ديني ما هم در مواردي، مطالبي را مطابق شرع مقدس اعلام مي‌کنند. در مواردي که لازم باشد مردم از گمراهي خارج شود، مواضعي گرفته مي شود که حتما بخش‌هاي مربوطه عنايت لازم را معمول مي‌دارند.

امام در عين اهميت دادن به اصول الهي و آرمان‌هاي ديني، به رفاه و آرامش مردم هم اهميت مي داد. اين مساله چقدر در سياست‌هاي وزارت امور خارجه اهميت دارد؟

يکي از نکات مهمي که حضرت امام داشت، پيوند عميق ايشان با مردم از يک سو و با خداوند از سوي ديگر بود. اين سيره و تفکر ايشان بايد تبليغ شود. حضرت امام پيوند عميقي با مردم داشت و نيز يک دلبستگي خاصي با حضرت حق داشت. اين دو عنصر، امام را امام کرده بود. از يک طرف توجه کامل به حضرت حق بود حسبنا الله و نعم الوکيل به عنوان يک باور در وجود امام ايجاد شده بود. اين، نه يک لغلغه زباني و يک بيان گفتاري و زباني، بلکه يک حس واقعي بود. يادمان هست وقتي عراق به ايران حمله کرد شب حضرت امام در تلويزيون با چنان آرامشي حرف زدند که همه ملت آرامش پيدا کردند. گفتند؛ دزدي آمده است و سنگي انداخته است مجازاتش را هم خواهد ديد. اين آرامش جز با توکل به حضرت حق ايجاد نمي‌شود. اما در کنار اين ارتباط با خداوند، پيوند عجيبي هم با مردم داشت. امام مردم را باور داشت و مردم هم عشق به امام داشتند. امام اين عشق مردم را درک کرده بود چون که عشق مردم و امام يک عشق دو جانبه بود اين عشق را امام هم به مردم داشت. امام همواره به مردم توجه داشت. ما نيز در تمام تصميم‌گيري‌ها، مردم را بايد در نظر داشته باشيم.

بسياري از ديپلمات‌ها و دولتمردان کشورهاي مختلف وقتي به جماران مي‌آيند با حس اعجاب‌انگيز و احترا‌م‌آميز خاصي به محل زندگي امام مي‌نگرند. چرا؟

آنها با يک تناقض روبرو مي شدند اينکه چگونه مي‌شود انسان در اوج قدرت باشد و اينگونه در زندگي خود در نهايت ساده زيستي باشد. مردي در اوج قدرت، زندگي اش در نهايت سادگي است. البته اين مساله هم، عشق امام به مردم را مي رساند که همواره تذکر مي دادند؛ ببينيد نادارترين مردم چگونه زندگي مي کند ما هم آنگونه زندگي کنيم. ما بايد آنها را درک کنيم و بتوانيم به خداوند پاسخ بدهيم.

بيداري بزرگ و قابل تاملي، در جهان اسلام بخصوص جهان عرب شکل گرفته است. بسياري اين بيداري را مرهون انديشه‌هاي امام مي‌دانند. نظر شما چيست؟

يک کار بزرگي که امام به نام خود ثبت کردند احياي دين در عصر حاضر بود. قبل از انقلاب اسلامي، اصلا دين جايگاهي نداشت نه تنها در دنياي غرب، که در جوامع اسلامي هم بخاطر حضور ايسم‌هاي مختلف کمونيسم و ليبراليسم و...، دين جايگاهي نداشت در دانشگاه‌ها بخصوص اين مساله مشهود بود اگر کسي از دين حرف مي‌زد مي‌گفتند طرف مرتجع است. امام آمد اين باور را دگرگون کرد؛ آمد فهماند که دين مي‌تواند موثر باشد علاوه بر اينکه دين به زندگي مادي مردم رسيدگي مي‌کند به زندگي روحي و معرفتي انسان نيز توجه مي‌کند. اين حرکت امام، حرکتي بود که به ابعاد جامع و کامل انسان توجه کرد يعني هم ابعاد مادي انسان و هم ابعاد معنوي و روحي انسان را مد نظر قرار داد. امام دين را بستر حرکت خود قرار داد و اسلام را در عصر حاضر احيا کرد. به اين سبب نام امام جاودانه است. ما هرچه بيشتر در مسير زمان حرکت کنيم بيشتر به عظمت انديشه امام پي خواهيم برد کما اينکه اين روزها در جهان اسلام شاهد بيداري اسلامي هستيم. بايد دانست که بيداري اسلامي محصول چيست؟ مگر مي شود اين کار بزرگ در خلاء رخ بدهد؟ اگر انديشه امام نبود اگر حرکت امام نبود اگر انقلاب اسلامي ايران به عنوان يک الگو مقابل جوامع اسلامي نبود، زمينه لازم فراهم نمي شد تا اين حرکت در جوامع اسلامي رخ بدهد. اين تازه ابتداي کار است اين از علائم سحر است باش تا صبح دولتت بدمد.

ما در حال مذاکره با غرب هستيم. برخي به آينده اين مذاکرات خوشبين و برخي، بدبين هستند. به نظر شما اين مذاکرات به کجا منجر خواهد شد؟

ما نگران انقلاب و آينده مذاکرات نيستيم. فراز و نشيب داريم به جاهايي مي رسيم که ممکن است نگراني ايجاد بشود ولي ما مطمئن هستيم با توجه به علاقمندي مردم به انقلاب خود، نظام و رهبري و پاکدستي دولت و دولتمردان، مشکلات مرتفع خواهد شد. کشور ما تحت فشار زيادي است. ما مگر چه گفتيم چه کاري کرديم که اينهمه تحت فشار اين و آن، بخصوص دنياي غرب قرار گرفتيم؟ اين فشارها بخاطر کلام حقي است که ما مي خواهيم در دنيا رواج دهيم. ما اگر پيرو کلمه حق نبوديم دنيا با ما کاري نداشت. اين بخاطر ترس خودشان از خودشان است. بالاخره اين حق يک روز بر سر باطل مي زند و آن را سرجايش مي نشاند. من اطمنيان دارم که ما با سربلندي و البته با يک مقدار سعه صدر و حوصله، از تمامي اين بحران‌ها خارج خواهيم شد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان