نسخه شماره 2838 - 1390/11/09 -

 امنيت اجتماعي فراتر از هر نياز 
نويسنده : مجيد ابهري

امروز ضرور ي ترين نياز يک جامعه امنيت اجتماعي است و چه زيبا فرمود مولا علي(ع) که دو نعمت تا وقتي وجود دارند قدرشان شناخته نمي شود اما وقتي از دست رفتند ارزش و جايگاه واقعي آنها پديدار مي شود. اين دو نعمت امنيت و سلامت هستند بنابراين با توجه به اينکه نياز به امنيت يک امرفطري بوده و هدف از تشکيل يک دولت يا حکومت و وضع قوانين در هر جامعه ايجاد امنيت است بنابراين در هر جامعه انتظار مردم از حاکميت ايجاد و حفظ امنيت است. از نگاه آسيب شناسي در يک تقسيم بندي کلي مي توان امنيت را به هشت گروه امنيت فرهنگي، امنيت فردي، امنيت شغلي، امنيت ملي، امنيت قضايي، امنيت اجتماعي يا گروهي، امنيت محيط زيست و امنيت اقتصادي تقسيم کرد که در اين گفتار درمورد امنيت اجتماعي مطالبي را عرض مي کنم. به طور قطع نمي توان امنيت اجتماعي را بي ارتباط با ساير فرايندهاي امنيت مورد بررسي قرار داد. در يک نگاه کلي امنيت اجتماعي عبارت است از فراغت و آزادي افراد جامعه از ترس، تهديد و اضطراب و مصون ماندن جان، مال، ناموس، شغل و آبروي افراد يک جامعه از هر نوع تهديد و خطر ضمن آن که از نگاه رفتاري بين امنيت و احساس امنيت تفاوت وجود دارد و از نظر ما احساس امنيت اجتماعي لازم تر و واجب تر از وجود خود امنيت است چرا که ممکن است در يک جامعه امنيت وجود داشته باشد اما مردم احساس امنيت را بنا بر دلايلي نداشته باشند که اين خود باعث ايجاد اخلال در روند جامعه و ايجاد ناامني رواني مي شود. احساس ناامني معمولا در جوامع مستقل توسط شبکه هاي مخالفين با حمايت دولت هاي مخالف و دشمن و از طريق رسانه هاي نوشتاري، تصويري و فضاي مجازي آنها ايجاد و گسترش  مي يابد. مهم ترين ابزار تضعيف احساس امنيت اجتماعي شايعه و به موازات آن ترور شخصيت است. بنابراين هر دولت با ابزارهايي براي حفظ امنيت اجتماعي تلاش مي کند اما در اين گفتار از نگاه آسيب شناسي رفتاري بسيار خلاصه به عوامل ايجاد و حفظ امنيت اجتماعي اشاره مي کنم.
نقش خانواده در امنيت اجتماعي: خانواده نقش اساسي و بنيادي در تربيت و پرورش فرزندان دارد. آموزش اصولي فرزندان در خصوص رعايت مقررات اجتماعي و حفظ حريم اخلاقي اصلي ترين ابزار تربيتي خانواده ها است. سيگار کشيدن، سرقت و اعتياد و ارتکاب ساير جرايم نشانه عدم کارايي تربيتي خانواده است که خود معلول ضعف ارتباطات عاطفي در خانواده، متلاشي بودن آن و عدم امنيت فکري در واحد خانواده است.
نقش رسانه ها در امنيت اجتماعي: رسانه هاي نوشتاري و تصويري در عصر حاضر به سرعت اطلاعات را جابجا و منتقل مي کنند و مي توانند نقش رفيعي در ايجاد يا رفع بحران ها داشته باشند. خبررساني صحيح و آموزش درست اطلاع رساني، سرگرمي و تفريحات اخلاقي نقش اصلي رسانه ها بوده و در مقابل نمايش فيلم هاي خشن يا ساير ناهنجاري هاي اجتماعي يعني آنچه که امروزه ماهواره ها مامور پخش آن هستند بسترساز اصلي ناامني اجتماعي است.
نقش قوه قضاييه و پليس: در قانون اساسي در 30مورد به بيان امنيت اجتماعي پرداخته شده است و قوه قضاييه پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي تعيين شده و رسيدگي به تخلفات اجتماعي، نظارت بر اجراي قوانين، کشف جرم و مجازات مجرمين، اقدامات مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين از ابزار رشد کيفي امنيت اجتماعي توسط قوه قضاييه است.
تسريع در احقاق حق مردم و سرعت در محاکمه و مجازات مجرمين بهترين بسترساز حفاظت از امنيت اجتماعي است. پليس نيز وظيفه عمده اي در ايجاد امنيت اجتماعي و مبارزه با اخلالگران امنيت دارد. استقرار نظم و امنيت، مقابله با هرگونه خلافکاري و اقدامات عليه امنيت کشور و جلوگيري از هرگونه بي نظمي و فعاليت هاي غيرمجاز، کشف جرايم، دستگيري متهمين و مجرمين از وظايف پليس در حفظ امنيت اجتماعي است. حضور به موقع پليس و همينطور نظارت محسوس يا نامحسوس آن مي تواند از آشفتگي اجتماعي پيشگيري کرده و به کنترل و حفاظت از امنيت اجتماعي کمک کند. مهدکودک ها، مدارس و دانشگاه ها نيز نقش اساسي در آموزش راه هاي حفظ امنيت اجتماعي و جلوگيري از کج روي اجتماعي دارند. آشنايي جوانان با مفاهيم ارزش و ضد ارزش، قانون و ضد قانون و اطلاع از حقوق خود و رعايت حقوق ديگران ارکان اصلي آموزش و انتقال مباني امنيت اجتماعي است بنابراين نقش هنر و مذهب و تعاليم مذهبي و شخصيت هاي ديني و نهادهاي مذهبي مثل مساجد در تربيت و پرورش انسان ها در راستاي پررنگ کردن امنيت اجتماعي بسيار حساس و حياتي است. وحدت و همدلي مردم، همسويي آنها با آرمان هاي ارزشي و ديني، حمايت و پشتيباني آنها از اصول و ارکان انقلاب اسلامي و امر به معروف و نهي از منکر به عنوان دو وظيفه اصلي اجتماعي گام هاي ارزشمند در جهت حفظ و رشد امنيت اجتماعي هستند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان