نسخه شماره 2837 - 1390/11/08 -

 از سياست گذاري مهندسي به سياست گذاري انساني 
نويسنده : علي اسلا مي

سياستمداران بسيار تلا ش مي کنند که مردم را مطابق با آرمان ها و انديشه هاي خود هدايت کنند. به خصوص در جوامع شرقي و اسلا مي سياست داراي وجهي هدايت گونه و برخاسته از قدرت شباني است. در ايران اغلب وجوه کلا ن و هدايت کلي جامعه خود را در متافيزيک الهيان تعريف مي کند و وجوه سياست گذاري بر روش هاي کمي و اجرائيات مهندسي طراحي مي شود. اغلب نمايندگان سياسي در قوه مقننه و به خصوص قوه مجريه سابقه مهندسي دارند.در نگرش هاي مهندسي چنين فرض مي شود که عقل آدمي به صورت دانايي بي طرف مي تواند خارج از موضوع مورد نظر خود قرار بگيرد و با ايجاد محيط آزمايشگاهي به شناخت توالي ها بپردازند. توالي ها منجر به کشف قانون مي شود. قوانين انساني همانند طبيعي بر حيات انساني جاري است و هرگاه ماشين جوامع انساني دچار مشکلي شود بايد با استفاده از فرمول هاي بديهي رياضيات و حساب منطق استقرايي به حل و فصل مسائل پرداخت. مهندسان سياست گذار جامعه ما به صورت کاملا  ناخودآگاه مشکلا ت جامعه انساني را با استفاده از روش پوزيتيويسيم  مي نگرند و در يک استقرا و جز»نگري حساب شده سعي مي کنند به صورت رياضي جامعه را اداره کنند.
روش کمي گراي  پوزيتيويسيم به علت اينکه انسان ها را همانند موضوعات طبيعي فرض مي انگارد و نيت، انگيزه، قصديت و ساير مولفه هاي انساني را در بعد فردي و جمعي ناديده مي گيرد اغلب دچار نتايج ناخواسته اي مي شود که از ابتدا برنامه ريزي نشده بود. براي اين موضوع مثالي بسيار به روز زده مي شود. در دولت احمدي نژاد اصلا حات اجتماعي و اقتصادي آغاز شد. کاهش نرخ سود بانکي در دوره دوم رياست جمهوري احمدي نژاد براي دادن وام به مردم و کمک به اقشار پايين دست جامعه طراحي شد. متناسب با آن يارانه ها نيز به صورت مستقيم به مردم واگذار گرديد. با توجه به نقدينگي بسيار بالا يي که در جامعه به وجود آمد و از سوي ديگر ماهيت نفت پايگي و رانتي بودن جامعه ايراني به سرعت تورم بالا  رفت. از سوي ديگر بحران هاي جهاني نيز موضوع را کمي پيچيده ساخت. بسياري از مردم سرمايه هاي خود را از بانک بيرون کشيدند چرا که نرخ تورم از نرخ سود بانک ها بالا تر بود و طبيعي بود که نگهداري پول در بانک نمي توانست حتي ارزش ثابت سرمايه را حفظ کند. مهندسان به روش کاملا  کمي و پوزيتيويستي سعي کردند که گرايش مردم به خريد سکه را کنترل کنند و به نحوي آن را مديريت کنند که کشور از هجوم مردم به طلا  و سکه نه تنها ضرر نکند بلکه مجموعه دولت و ملت از اين اقدام سود ببرند. سکه به علت اينکه ارزش ذاتي داشت و از سوي ديگر مدام در حال افزايش بود نسبت به اغلب سرمايه گذاري هاي توليدي، بانکي و حتي ارز و زمين و... اولويت  داشت.  در اقدام اول مهندسان  ميزان  عرضه سکه  را افزايش  دادند و گفتند  آنقدر  سکه به مردم  مي دهيم که حتي خواربار  فروشي ها هم سکه توزيع  کنند. اين اقدام  سودي  نداشت  و هجوم مردم و بالا  رفتن  قيمت سکه ادامه  داشت.  در اقدام  دوم  دولت در يک سياست گذاري  شعاري اعلا م  کرد سکه 80 تا 100 هزار تومان  کاهش يافت.  صدا وسيما  و خبرگزاري ها هم به سرعت  اين اقدام  را تبليغ  کردند اما اين گونه شعار دادن منجر  شد که سکه با دو نوع نرخ  به مردم تحويل  داده شود. نرخ عرضه سکه  در بازار  و بانک با هم متفاوت  بود و هجوم  مردم از نيمه شب تا صبح به بانک ها معضلا ت  زيادي را  ايجاد کرد. در قدم  سوم دولت تصميم  گرفت با پيش فروش  کردن نامحدود سکه  ميل و انگيزه  مردم را مديريت  کند واز سوي ديگر سرمايه سرگردان مردم را که از بانک ها فرار  کرده بود را دوباره  جمع کند. پيش فروش  سکه نيز  باعث شد دوباره  هجوم مردم  افزايش يابد  و حتي با تغيير نرخ  پيش فروش  و عرضه هاي 4 تا 6 ماهه با توجه به  بحران هاي جهان سرمايه  داري  و ناامني   توليد و کاهش  اعتماد عمومي قيمت سکه  مرزهاي  يک ميليون  را نيز درنوردد. اقدامات  مهندسان  و روش هاي پوزيتيويسيتي را مي توان  چنين  کالبد شکافي   کرد.  آنچه در عمل در حال  وقوع است نوعي سياست گذاري  است که تنها انگيزه  و ميل  شهروندان  ايراني را به سمت  فردگرايي  منفي  سوق مي دهد. مهندسان  سياست گذار نتوانستند  قصديت  و انگيزه  شهروندان ايراني را شناسايي  و هدايت کنند. آنچه در عمل به صورت  کژ کارکردي  در حال وقوع  است ايجاد شدن مسابقه دلا لي  و حرص و  ولع و طماعي  بسيار شديدي است که در اثر  سياست گذاري هاي  پوزيتيويستي  در حال تشديد شدن  است. آنقدر  جو و فضاي  رواني جامعه  بر روي طلا  و سکه  و ارز و زمينه هاي دلا لي  غيرتوليدي  در حال  حرکت است که کسي به فکر انديشه  جمعي  و فکر آباداني  ايران نيست. سرمايه هاي سرگردان  از يک سو و ايجاد شدن  جو رواني و بسيار نامناسبي  که تنها به فکر  فردانيت هاي جدا شده  هستند که ذخيره  مي کنند.  سکه وطلا  نماد روزگاران  ناامن و جنگ هاي قبيله اي هستند. سکه به مثابه  گنج نوعي آينده نگري  بسيار فردي  در شرايط  بي اعتمادي  است. کاهش  سرمايه اجتماعي و نااميد  بودن به اصلا ح  و آينده  بهتر باعث  ذخيره  شدن سرمايه ها به صورت  فردي در بخش دلا لي  است که نتيجه آن آسيب کلي به  اعتماد عمومي،  توليد ملي،  آباداني کشور مي باشد. دولت بايد به سمتي حرکت کند که سياست گذاري هاي  اقتصادي  را در اولويت  هدف  بازگرداندن اعتماد  و سرمايه  سرگردان قرار دهد.
- نرخ سود بانکي را افزايش  دهد به نحوي  که از تورم  بالا تر  باشد  تا شهروندان  سرمايه هاي خود را از  بخش دلا لي ارز، زمين، خانه، سکه و طلا...  به بخش  توليد بياورند.
- اوراق مشارکت با سود 25 تا 30 درصد  به خصوص  در بخش هاي جهانگردي، انرژي  خورشيدي و هسته اي صادر شود.
- بخش  نفت و گاز ايران به خصوص  براي پروژه هاي بزرگي  مثل پارس جنوبي  مي تواند تمام سرمايه هاي  سرگردان  ايران را با اوراق  مشارکت  جمع کند.
 کشور اکنون نياز  به مشارکت  و از همه مهم تر اميد به اصلا ح و سازندگي  دارد.  يادمان باشد که سياست گذاري  با شعار  و هدايت مردم  بدون  قصديت هاي مادي  امکان پذير  نيست. ملت داراي  شعور،  قصديت  و آگاهي هايي  هستند  که محيط  هاي آزمايشگاهي  به راحتي نمي توانند رفتارهاي آنها را شناسايي، کنترل و مديريت  کمي کنند. مجموعه سياست هاي اقتصادي کشور بايد به صورتي باشد که انگيزه هاي فردي و دلا لي  مردم را که اکنون  در حال شدت گرفتن  است به سمت آباداني  و انديشه جمعي ساختن ايران  هدايت کند. نگاه هاي فرابخشي  و بهره گيري  از دانش متخصصان علوم انساني  در بخش هاي  مختلف  در اين زمينه  به راحتي  مي تواند  راهگشا  باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان